ژانویه 17, 2021

پایان نامه ارشد درباره سلامت خانواده، ارائه خدمات، تحت درمان

1 min read
<![CDATA[]]>

تعارض به طور طبيعي در تمام زمينه‌هاي شغلي،تحصيلي، خانوادگي، ازدواج و در سطح فردي و جمعي روي مي‌دهد. روابط خانوادگي فشرده‌ترين موقعيت براي تعارضات بين فردي است. روابط عاطفي و عاشقانه زمينه را براي محک زدن جدي مهارتهاي آموخته شده براي زندگي مهيا مي‌کنند. در ارتباط بين افراد تعارض وقتي بروز مي‌كند كه فرد بين اهداف، نيازها، يا اميال شخصي خودش و اهداف، نيازها و اميال شخصي طرف مقابلش ناهمسازي و ناهمخواني مي‌بيند (پريوت و روبين ،1987؛ به نقل از وانگ ،2006 ). به طورکلي، طراوت و سلامت خانواده تا اندازه‌اي به ميزان تعارض در خانواده و نوع تعارضي که تجربه مي‌کنند، بستگي دارد. تعارضات در خانواده اغلب منجر به استرس مي‌شود، مي‌تواند پيش بيني كننده شروع افسردگي، اضطراب و بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني باشد. (اورهوسلر و آدامز ، 1997 ).
وقتي تعارض بروز مي‌کند، طرفين رابطه دست بکار مي‌شوند تا با اقدام براي برطرف کردن آن دوباره آرامش را به رابطه بازگردانند. تجارب، دانش، باورها و ارزشهاي افراد شيوه‌هاي مختلفي را براي حل تعارضات پيش روي آنها مي‌گذارد.‌ اين شيوه ها به “سبکها و تاکتيکهاي حل تعارض” موسومند(ويلموت وهاکر،2000). سبکهاي حل تعارض در واقع پاسخهاي الگوبرداري شده يا مجموعه اي از رفتارند که افراد در هنگام تعارض به کار مي‌برند. تاکتيکها در واقع حرکات فردي هستند که افراد انجام مي‌دهند تا نظرکلي خود را پيش ببرند. بنابراين، سبکها تصوير بزرگتري را ارايه مي‌دهند. درحالي که تاکتيکها قطعات ارتباطي خاص اين تصوير بزرگتر را توصيف مي‌کنند. با اين حال، وقتي اين تاکتيکها به دفعات بسيار زيادي بکار مي‌روند، تبديل به سبك يا پاسخ الگوبرداري شده مي‌شوند (ويلموت و هاکر،2000).
دگرگرن سازي تعارض به تغيير مفهومي ويا ادراکي در يکي يا بيش از يکي از طرفين رابطه متکي است. “برداشت يا تصور” ، هسته اصلي واکاوي تعارضات است. در تعارضات بين فردي، افراد طوري واکنش نشان مي‌دهندگويي‌که در اصل اهداف متفاوتي دارند، برخي منابع به اندازه کافي وجود ندارند و طرف مقابل در واقع پا در راهي مي‌گذارد که انگار که در حق ديگري لطف مي‌كند. گاهي مواقع، باور بر اين است که اين شرايط واقعي است اما مقايسه اينکه چه چيزي واقعي است و چه چيزي از نظر شخص درست است، مبناي تحليل تعارض را شکل مي‌دهد(همان منبع).
مداخلات آموزشي و درماني متعددي براي حل تعارضات زناشويي صورت گرفته است. برخي بر عوامل شناختي نظير الگو‌هاي اسنادي و يا باورهاي غير منطقي عام يا خاص رابطه تاكيد كرده اند (براي نمونه اليس و هارپر ،1975؛اپستين و ايدلسون ،1981؛ اليس و گريگر ، 1977؛رومانس و دبورد، 1996؛ به نقل ازبهاري و سيف،1384). زيرا اين باور وجود دارد كه درك پوياييهاي زناشويي و تغيير رابطه اهميت زيادي دارد (براي نمونه، بوكام ،1981؛اپستاين ،1982؛ به نقل از اعتمادي،1384) و برخي نيز تبادلات رفتاري زناشويي و يا عوامل رابطه‌اي نظير مهارتها را كانون مداخله خود قرار داده اند (براي نمونه،جاكوبسن و مارگولين ، 1979 ؛به نقل از برنشتاين و برنشتاين ،ترجمه سهرابي1377). عده اي نيز بر هيجانها و يا بر سيستم زناشويي تأكيد كرده اند.
يافته هاي تحقيق حاضر مي تواند موجب ارتقاء سطح سلامت انسانها در ابعاد مختلف زيستي ،رواني ، اجتماعي واخلاقي شود واز طريق سطح کيفيت زندگي وکارايي آنها را افزايش دهد و از طرف ديگر ، به متخصصين علوم رفتاري از جمله روانشناسان ، روان پزشکان ، مشاوران ومدد کاران اجتماعي جهت ارائه خدمات تخصصي به مراجعان کمک قابل توجهي خواهد نمود.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلي
هدف اصلي پروژه حاضرتعيين رابطه اضطراب و افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين به مراکز مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي در شهر کرمانشاه در سال 1393 است.
1-4-2 اهداف فرعي
1- تعيين رابطه بين اضطراب با تعارضات زناشويي در مراجعين.
2- تعيين رابطه بين افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين.
3- پيش بيني تعارضات زناشويي از روي نمرات اضطراب و افسردگي در مراجعين.
1-5 سؤالات پژوهش
1- آيا بين اضطراب با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه وجود دارد؟
2- آيا بين افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه وجود دارد؟
3- آيا اضطراب و افسردگي پيش بيني کننده تعارضات زناشويي در مراجعين است؟
1-6 تعاريف اصطلاحات ومفاهيم
1-6-1 تعاريف نظري
اضطراب
احساس مبهم و ناخوشايندي است که غالباً منبع آن براي افراد ناشناخته است(اسپرينگل15 ،2004).
جدول (2-1): فهرست نشانه هاي باليني افسردگي
رفتار، حرکت،
شکل ظاهري
جنبه هيجاني
جنبه روانشناختي نباتي
جنبه خيالبافي شناختي
جنبه انگيزشي
حالت وضعي: بدون نيرو ، خميده، بدون کنش، کندي حرکات، نا آرامي ،اضطراب عصبي، ماليدن دست ها به يکديگر
حالت چهره : غمگين، نگران، آويزان بودن گوشه هاي دهان، چينهاي عميق ، بي حالتي يا متغير وتنيده بودن چهره .
شيوه حرف زدن: آهسته، يکنواخت .
احساس کوفتگي، ناتواني، غمگيني، نا اميدي، فقدان، رها شدگي، تنهايي، گنهکاري، خشم، اضطراب ونگراني، احساس فاصله در برابر جهان پيراموني.
ناآرامي دروني، تحريک پذيري، نقش برانگيختگي ،گريه، خستگي، ضعف، اختلال هاي خواب ، تغيير پذيري، احساس آرامش در خلال روز ، حساسيت نسبت به تغييرات جوي، کاهش اشتها ووزن، کاهش ليبيدو، ناراحتي هاي نباتي، هنگام تشخيص بايد به فشار خون ، کمبود آهن، کمبود يا افزايش آدرنالين توجه کرد.
فقدان تخيل، کندي فکر، مشکلات تمرکز، نشخوار فکري ادواري،انتظار تنبيه و فاجعه، افکار هذياني مانند ارتکاب گناه، بي کفايتي، مسکيني، افکار منفي درباره زندگي، بي هدف، افکار انتحاري.
انتظار شکست، کناره گيري و اجتناب از مسئوليت هاي خود، احساس فقدان کنترل و ناتواني، احساس فزوني خواسته هاي ديگران، فقدان تمايل به پيشرفت، افزايش وابستگي به ديگران.
2-3-5 شيوع افسردگي
افسردگي شايع ترين اختلال رواني است . بر اساس برآوردهاي انجام گرفته 20تا25 درصد از مردم دوره هاي از افسردگي را در لحظه هاي از عمر خود تجربه مي نمايند ( گوتليب67 ، 2001).
هيرنگن68 و همکارانش ( 2002، به نقل از گوتليب، 2001) در تحقيقات خود نشان دادند که حدود 20 درصد از نوجوانان 13 تا 19 ساله قبل از 18 سالگي حداقل يک بار به افسردگي مبتلا شده اند
خطر يک بار ابتلا به افسردگي در زنان 4 تا 10 درصد ودر مردان 2تا 5 /3 درصداست. خطر ابتلا به افسردگي در طول عمر زنان 10 تا 26 درصد مردان 5 تا 12 درصد. اين ارقام نشان مي دهند تقريباً يک چهارم يا يک پنجم افراد ، در طول زندگي خود، گاهي به يکي از انواع افسردگي دچار مي شوند . اين آمارها همچنين مشخص مي کنند که شيوع افسردگي ، در زنان سه برابر مردان است . تحقيقات جديد نشان مي دهد ميزان ونرخ ابتلا به افسردگي در قرن بيستم سير صعودي داشته است ، ولي دليل آن هنوز کاملاً مشخص نيست . تغييرات اقتصادي- اجتماعي ، از هم پاشيدن خانواده واجتماعات ، فقدان اميدواري در نسل جوان جامعه ، به ويژه در بين بيکاران ، وافزايش سطح توقعات ، همگي مي توانند در اين مسأله دخيل باشند( گيلبرت69 ، 2007؛ به نقل از گوتليب ، 2001).
اختلالات افسردگي واضطراب شيوع بالايي دارند. شيوع مادام العمر اختلال افسردگي عمده 25-10 درصد براي زنان و12-5 درصد براي مردان گزارش شده است.( رفيعي ورضايي،1378).
افسردگي رايج ترين اختلال رواني است به گونه اي که تقريباً 330 ميليون نفر در جهان از افسردگي رنج مي برند و سالانه 800 هزار خودکشي ناشي از افسردگي اتفاق مي افتد( کوينگ70 ، 2001).
به کدام دلايل احتمال ابتلاي زنان به افسردگي بيشتر از مردان است؟
زنان بيشتر از مردان دچار افسردگي مي شوند. در واقع نسبت افسردگي در زنان دو برابر مردان است. اختلال افسردگي در ميان دو جنس در موارد مربوط به اثرات باليني بيماران مورد درمان واقع شده ، بررسي هاي اجتماعي افرادي که تحت درمان قرار نگرفته بودند، مطالعات منجر به خودکشي و اقدامات منجر به خودکشي ، يا واکنشي نسبت به داغديدگي ملاحظه گرديده است. اين تفاوت افسردگي در بين دو جنس نه فقط در ايالات متحده و کانادا يا اروپاي غربي ، بلکه به صورت جهاني وجود داشته است . زنان بيشتر از مردان از تسهيلات دارويي استفاده مي کنند. بنابراين ممکن است بدين دليل عده زنان افسرده بيشتر از مردان باشدکه عده بيشتري از آنان براي معالجه مراجعه مي کنند. در بعضي از افسردگي ها تصور مي شود که از طريق ژن هاي مربوط به کرومزوم x منتقل مي شود. اگر افسردگي وابسته به کرومزوم xاست اين موضوع مي تواند تبييني براي نسبت جنسي باشد، زيرا زنان داراي دو کرومزوم x هستند و بدين ترتيب بيشتر از مردان که يک کرومزوم x و يک کرومزوم y دارند تحت تأثير قرار مي گيرند . بعضي عوامل اجتماعي ، به عنوان عوامل مربوط به افسردگي شناخته شده اند ، اين عوامل عبارتند از : شغل و تحصيل پايين داشتن ، تحت نظارت وسرپرستي بسيار کم بودن ، فعاليت هاي تفريحي اندک داشتن ، به بيماري هاي ساري وجاري مبتلا بودن که زنان بيشتر از مردان در معرض چنين عواملي قرار دارند، حتي وقتي که اين متغيرها کنترل گرديده اند ميزان افسردگي در زنان بالاتر از مردان بوده است. در حالي که مردان افسرده تمايل بيشتري به کناره گيري و شکايات بدني دارند، زنان بيشتر خودانتقادگر بوده و احساس عدم کفايت مي کنند. هامن و پترز71 دريافتند که افراد نسبت به مردان افسرده با احتمال کمتري در جستجوي کمک بر مي آيند، حتي از طريق دوستان( آزاد ، 1382).
2-3-6 افسردگي درون زاد در مقابل افسردگي واکنشي
همه محققان ودرمانگران بين انواع افسردگي درون زاد و واکنشي تمايز قائل شده اند . افسردگي درون زاد نوعي افسردگي است که به تدريج وبه علت عوامل دروني وبيولوژيک به وجود مي آيد . افسردگي واکنشي 72 نوعي افسردگي است که به طور ناگهاني در اثر رويداد دردناکي مانند مرگ يک فرد مورد علاقه رخ مي دهد( جيمز کالات73 ، 1378).
2-3-7 افسردگي فصلي74
نوعي افسردگي که با کوتاه شدن روزها در زمستان و پاييز سر مي رسد ودر تابستان وبهار از بين مي رود به اختلال عاطفي فصلي نيز معروف است باکندي رواني- حرکتي مشخص مي شود وبا متابوليسم ملاتونين رابطه دارد با مواجهه با نور مصنوعي و درخشان به مدت 2تا 6 روز درمان مي شود و همچنين به عنوان قسمتي]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.