ژانویه 27, 2021

پایان نامه ارشد درباره سوء مصرف مواد، مصرف مواد، عزت نفس

1 min read
<![CDATA[]]>

2-3-8 تشخيص افتراقي براي افسردگي
اين اختلال را بايد از موارد زير افتراق داد:
غمگيني طبيعي: افتراق اختلال افسردگي از غمگيني طبيعي بستگي به وجود ساير علائم سندرم اختلال افسردگي دارد.
سوگ 75 : با اينکه اختلال افسردگي از بسياري جهات شبيه به داغديدگي بدون عارضه است ، ولي بدبيني شديد ، افکار خودکشي ، احساس گناه شديد ، و علايم روان پريشانه در سوگ نادر هستند . علائم شديدي که بيش از دو ماه پس از داغديدگي ادامه پيدا کنند احتمال اختلال افسردگي را مطرح مي نمايند.
اختلال اضطراب76 : اختلالات افسردگي خفيف را گاه به سختي مي توان از اختلالات اضطرابي افتراق داد .تشخيص77 دقيق، به ارزيابي شدت علائم اضطراب وافسردگي و همچنين به ترتيب ظهور آنها بستگي دارد . هنگامي که علائم بارز فوبيک يا وسواسي وجود دارند نيز مشکلات مشابهي بروز مي کنند.
اسکيزوفرني78 : تشخيص افتراقي اختلال افسردگي از اسکيزوفرني، به جستجوي دقيق تظاهرات خاص اين نوع اختلال بستگي دارد . در صورتي که بيمار توأماً دچار علائم افسردگي و هذيان هاي گزند و آسيب باشد تشخيص به سادگي امکان پذير نيست ، ولي معمولاً با معاينه دقيق وضعيت رواني و تعيين اينکه آيا هذيان ها پس از علائم افسردگي ايجاد شده اند وبا آن همخواني دارند يا قبل از علائم افسردگي ظاهر شده وبا اختلال خلقي همخواني ندارند، مي توان اين دو حالت را از همديگر افتراق داد. برخي از بيماران داراي علائمي از هردو اختلال افسردگي و اسکيزوفرني هستند که اختلال اسکيزو افکتيو ناميده مي شود.
دمانس79 : در سنين ميانسالي وسالمندي ، اختلالات افسردگي را به سختي مي توان از دمانس افتراق داد . چون برخي بيماران مبتلا به اختلال افسردگي از مشکلات شديد حافظه شکايت مي کنند ودر بعضي بيماران مبتلا به دمانس رخ مي دهدکه ضعف تمرکز منجر به يادسپاري ناکافي مي گردد اين دو آزمون هاي دقيق حافظه، غالباً مي توانند به افتراق ميان اين دو حالت کمک کنند ؛ در موارد مشکوک مي توان از آزمون هاي روانشناختي استاندارد استفاده کرد ، ولي حتي اين آزمون ها نيز ممکن است نتيجه قطعي را به ما ندهند. در صورتي که اختلال حافظه پس از بهبود وطبيعي شدن خلق برطرف نگردد، احتمال وجود دمانس مطرح مي گردد.
سوء مصرف مواد80 : علائم افسردگي در ميان افرادي که اقدام به سوء مصرف مواد مي کنند شايع است وبرخي از بيماران مبتلا به اختلال افسردگي براي برطرف کردن ناراحتي خود به سوء مصرف الکل يا داروهاي غير مجاز روي مي آورند. در اين حالت بايد توالي ظهور علائم افسردگي و سوءمصرف موارد را مشخص کرد و نيز وجود ساير تظاهرات اختلال افسردگي به غير از خلق پايين را نيز بررسي نمود(گلدر، مايو81 ، گرس به نقل از کاپلان ، 2005 ).
2-3-9 منظور از افسردگي حاد يا گذرا چيست؟
افسردگي حاد که عموماً باغمگيني ، اندوه و غم زدگي همراه است، همواره کوتاه ، شديد و درعين حال ناخوشايند و ناراحت کننده است و موجب تغييرات خلقي مي گردد. اين افسردگي عموماً گذرا بوده و در مدت زمان قابل پيش بيني بهبود مي يابد. البته بعضاً ممکن است هفته ها يا چندين ماه طول بکشد اما در غالب موارد ، شدت ومدت واکنش افسردگي متناسب با نوع وشدت عامل ايجاد کننده افسردگي است . واکنش افسردگي حاد و گذرا ممکن است بسيار خفيف باشد ، مانند چند ساعت غمگيني وغم زدگي ، يک احساس موقت طرد شدگي ، احساس موقت يأس ونا اميدي، البته چنانچه استرس وفشار رواني وارد آمده به فرد بسيار قوي بوده ويا شخص نسبت به آن حساسيت خاصي داشته باشد ممکن است واکنش افسردگي نسبتاً شديد باشد . در واقع بايد توجه داشت دوره هاي حاد ودر عين حال گذراي واکنش افسردگي ، بستري براي بروز احساسات شديد و استرس ها وفشارهاي رواني قوي بوده واساساً يک واکنش طبيعي وعادي در مقابل برخي اتفاقات غير مترقبه و تحولات وتغييرات مهم زندگي مثل ازدست دادن برخي از نزديکان و محبوبان ويا تحمل خسارت هاي شديد اقتصادي است . بايد توجه داشت که بعضي اتفاقات وحوادث ناگوار و ناخوشايند مانند مرگ پدرومادر ، همسر ، بيماري شديدو صعب العلاج فرزندان و برادر وخواهر ، شکست هاي مکرر در امتحانات نهايي ورود به دانشگاهها ، ناکامي هاي مکرر در بدست آوردن کار مناسب ويا از دست دادن شغل ويا تحمل خسارت هاي شديد اقتصادي، براي همه پاشيده شدن کانون گرم خانوادگي ، طلاق وجدايي به عنوان يک پديده ناخوشايند مي تواند موجبات افسردگي قابل توجه را به همراه داشته باشد( افروز ، 1386).
2-3-10 حملات افسردگي
تعدادي از متخصصان معتقدند که شدت حملات افسردگي در بيماري مانيک- دپرسيو را مي توان به سه درجه تقسيم نمود : 1- افسردگي ساده82 2- افسردگي حاد 83 3- افسردگي بهت زده 84 . اين سه حالت از يکديگر کاملاً مجزا نيستند، بلکه تا حدي در يکديگد ادغام مي شوند. البته يک نوع ديگر افسردگي نيز ذکر شده است که افسردگي پيري نام دارد.
افسردگي ساده : در اين درجه از افسردگي ، فرد تا حدي مضطرب وغمگين است و نسبت به مسائل زندگي بي علاقگي و بي تفاوتي مشهودي از خود نشان مي دهد . همواره احساس گناه وبي حوصلگي مي کند، حرفهايش يکنواخت وخسته کننده است . قواي عقلاني او مانند هوش، حافظه ، شناخت زمان و مکان دست نخورده است ، وعلائم توهم وهذيان در او يافت نمي شود . بيمار سعي مي کند که با افسردگي خود مبارزه کند، معمولاً اگر به درمان نياز باشد . درمان سرپايي مي تواند به رفع آن کمک کند. گاهي هم بدون درمان وبر اثر مرور زمان ويا تغيير شرايط، اين حالت بهبود مي يابد.
افسردگي حاد : حالات بارز افسردگي حاد عبارتند از : استيصال، به بن بست رسيدن در زندگي ، غم سنگين ، احساس درماندگي بسيار شديد ، تا آنجا که هر واکنش مشهود جسماني وجود دارد؛ يکي اينکه بيمار مدت ها غم زده وبي توجه به خود وديگران در گوشه اي مي نشيند يا مي ايستد . دوم اينکه دائم قدم مي زند و دست ها را به يکديگر مي مالد ، موهاي خود را مي کند ويا با لباس خود بازي مي کند . چهره بيمار زرد و تکيده وبي حالت مي شود و چروک هاي بالا و پايين چشم هايش مشخص هستند. اغلب دائماً گريه مي کنند ، کم حرف مي زنند ، وبا جواب هاي يکنواخت و کوتاه وصداي خسته و گرفته پاسخ مي دهند. اين کندي در جواب دادن پاسخ ، کوتاهي وغير عادي بودن پاسخ ، گاهي بيمار افسرده را عقب مانده ذهني مي نماياند. در حالي که غالباً چنين نيست ، و فقط در حالت افسردگي بسيار بدبينانه وبيمار گونه است که بيمار دائماً احساس خستگي ، ناتواني وبي ميلي به زندگي دارد.
افسردگي بهت زده : اين حالت ، شديد ترين درجه افسردگي است وفقط در تعداد معدودي از انسان ها ديده مي شود. بيمار افسرد بهت زده اگر درمان نشود ، مدت ها بي حرکت و بدون هيچ گونه واکنشي مي ماند و حتي بايد با وسايل پزشکي به او غذا داد. در هر درجه ازافسردگي، غالباً حالت خشم وجود دارد ، البته گاهي ناخوداگاه است . احساس خشم ، عامل مهمي است در ايجاد افسردگي ، زيرا به قول بسياري از روانشناسان پويا ، افسردگي عبارت است از خشم فرو خورده . در بيشتر اين بيماران جهت خشم به جاي آنکه به طرف محيط بيرون از بيمار باشد ، متوجه درون او مي شود وافسردگي را بروز مي دهد . در حالت افسردگي فرد احساس غم وناراحتي مي کند . گاه اين حالت از افسردگي با بي ميلي نسبت به لذات زندگي ممکن است به طور نسبي تداوم يابد ويا متفاوت باشد ؛ بدين معني که قبل يا بعد از آن ، علائق ، فعاليت ها ورفتار هاي سالمي وجود داشته باشد. در اختلالات ديستميک هيچگونه توهم وهذياني ديده نمي شود ، لکن بسياري از اين افراد ، دچار اختلال شخصيت 85 نيز هستند( شاملو ، 1386)
2-3-11 ملاک هاي تشخيص براي انواع افسردگي
اختلال افسردگي اساسي : DSM-IV-IR86 ملاک هاي براي دوره افسردگي اساسي جدا از ملاک هاي تشخيصي براي تشخيص هاي وابسته به افسردگي ، ذکر کرده ونيز فهرست معرف هاي شدت افسردگي را براي دوره افسردگي اساسي آورده است:
جدول(2-2): ملاکهاي تشخيصي DSM-IV-IR براي دوره افسردگي اساسي
A – پنج تا (يا بيشتر) ازعلائم زير در يک دوره دو هفته اي وجود داشته اند ونشان دهنده تغيير از سطح عملکرد قبلي هستند ؛ حداقل يکي از علائم يا به صورت (1) خلق افسرده يا (2) از دست دادن علاقه واحساس لذت است. توجه : علائمي را که به وضوح ناشي از يک اختلال طبي عمومي هستند ، يا هذيانها و توهمات ناهماهنگ با خلق را به حساب نياوريد.
1)خلق افسرده در اکثر مواقع روز ، يا به گزارش ذهني يا مشاهدات ديگران . توجه در کودکان ونوجوانان ممکن است به صورت تحريک پذير باشد.
2) کاهش قابل ملاحظه علاقه يا احساس لذت نسبت به تمام ، يا تقريباً تمام فعاليت ها در قسمت عمده روز .
3) کاهش قابل ملاحظه وزن بدون پرهيز يا رژيم غذايي يا افزايش وزن يا کاهش ويا افزايش اشتها.
توجه : در کودکان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن را در نظر بگيريد.
4) بي خوابي يا پرخوابي تقريباً هرروز.
5) تحريک يا کندي رواني – حرکتي تقريباً هرروز.
6)خستگي يا فقدان انرژي تقريباً هرروز.
7) احساس بي ارزشي يا گناه بي جا.
8) کاهش توانايي تفکر يا تمرکز، يا بلا تصميمي ، تقريباً هرروز.
9) افکار تکرار شونده مرگ.
B – علائم شامل ملاک هاي يک دوره مختلط نمي گردند.
C – علائم ناراحتي قابل ملاحظه باليني يا تخريب در عملکرد اجتماعي ، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم.
D – علائم ناشي از تأثير فيزيولوژيک مستقيم يک ماده يا يک اختلال طبي عمومي نمي باشد.
E – داغديدگي توضيح بهتري براي علائم ارايه نمي کند، يعني پس از فقدان فردي محبوب ، علائم بيش از دو ماه دوام مي يابد ويا به تخريب عملکردي بارز، اشتغال ذهني بيمار گونه يا بي ارزشي ، يا کندي رواني- حرکتي همراه مي باشد.
اقتباس شده از کاپلان وسادوک(2003)
جدول(2-3): ملاکهاي تشخيصي DSM-IV-IR براي دوره ماني
A – يک دوره مشخص خلق غير طبيعي و مستمراً بالا، توأم با احساس خود بزرگ بيني، تا تحريک پذير ، که حداقل يک هفته طول مي کشد.
B – ضمن دوره اختلال خلق، سه( يا چند)تا ازعلائم زير دوام داشته( چهار تا ، اگر خلق فقط به صورت تحريک پذير بوده باشد) ودر ابعاد قابل ملاحظه بوده باشند :
1-افزايش احترام به نفس يا خود بزرگ بيني.
2- کاهش نياز به خواب.
3- حراف تر از معمول يا احساس فشار براي صحبت مستمر.
4- پرش افکار يا تجربه ذهني ، سبقت جويي افکار.
5- پريشاني حواس.
6- افزايش رفتار هدفدار.
7- درگيري مفرط با فعاليت هاي لذت بخشي که احتمال نتايج دردناک آنها زياد است ، مثل ولخرجي بي مهابا ، بي احتياطي هاي جنسي، يا سرمايه گذاري هاي حرفه اي جاهلانه.
C- علائم شامل ملاک هاي يک دوره مختلط نمي گردند.
D- علائم ناشي از تأثير فيزيولوژيک مستقيم يک ماده يا يک اختلال طبي عمومي نمي باشد.
E- شدت اختلال خلقي به حدي است که موجب تخريب قابل ملاحظه در عملکرد شغلي يا فعاليت هاي اجتماعي معمول با ديگران شده.
توجه : دوره شبه ماني که آشکارا از درمان سوماتيک ضد افسردگي ناشي مي گردند ، نبايد به عنوان اختلال دو قطبي I تشخيص داده شوند.
اقتباس شده از کاپلان وسادوک(2003)
جدول(2-4): تفاوت هاي باليني ميان افسردگي و شيدايي اقتباس شده از کاپلان وسادوک(2003)
سندرم افسردگي
سندرم شيدايي(مانيک )
خلق
افسرده، تحريک پذير، يا مضطرب و دوره هاي گريه
خوش، تحريک پذير، يا متخاصم و گريه هاي موقتي
تظاهرات روانشناختي
فقدان اعتماد به نفس، کاهش عزت نفس، سرزنش، تمرکز ضعيف، ترديد
افزايش عزت نفس، لافزني، خود بزرگ بيني، سبقت افکار، تداعي صوتي، حواس پرتي
تظاهرات جسمي
کاهش ارضاء، فقدان علاقه به انجام فعاليت هاي عمومي، از]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.