ژانویه 28, 2021

پایان نامه با واژه های کلیدی استاندارد، طلاق، کرامت انسان

<![CDATA[]]>

تعريف نظري رفتارهاي خنثي کننده:
بعنوان توجيه کردن و يا دليل تراشي براي رفتارهاي منحرف تعريف شده است. اين رفتارها توجيه هايي است که افراد جهت منطقي جلوه دادن درجات مختلف رفتارهاي منحرف بکار برده و بنابراين فرد را از مقصر دانستن خود محافظت مي کند(10).
تعريف عملي رفتارهاي خنثي کننده:
در اين تحقيق منظور نگرش دانشجويان نسبت به رفتارهاي خنثي کننده جهت توجيه ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي در محل تحصيل و محيطهاي باليني مي باشد، که توسط قسمت دوم پرسشنامه و با 16 عبارت (2،4،8،10،15،19،22،26،30،31،34،37،39،40،41،44)با حداقل و حداکثر امتياز 16 و 80 بر مبناي مقياس ليکرت از نمره 5(قوياً موافق) تا نمره 1(قوياً مخالف) نمره دهي شده است نمرات بالاتر از ميانگين نشان دهنده نگرش مثبت نسبت به رفتارهاي خنثي کننده در محل تحصيل و محيطهاي باليني مي باشد.
تعريف نظري کدهاي اخلاق پرستاري:
کدهاي اخلاقي استانداردهايي براي انجام کار مي باشد که توسط کارکنان و تيم درماني برگزيده شده است(10).
تعريف عملي کدهاي اخلاق پرستاري:
در اين تحقيق منظور نگرش دانشجويان نسبت به کدهاي اخلاقي انجمن پرستاران امريکا در حرفه پرستاري مي باشد که اين کدها هم راستا و هماهنگ با کدهاي ملي اخلاق پرستاري تدوين شده در ايران مي باشد، که توسط قسمت دوم پرسشنامه و با 16 عبارت(1،7،9،11،12،16،18،21،24،27،29،32،33،35،43،45) با حداقل و حداکثر امتياز 16 و 80 بر مبناي مقياس ليکرت از نمره 5(قوياً موافق) تا نمره 1(قوياً مخالف) نمره دهي شده است نمرات بالاتر از ميانگين نشان دهنده نگرش مثبت نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري مي باشد.
تعريف نظري التزام به مراقبت اخلاقي:
بعنوان هسته مرکزي ارزشهاي پرستاري تعريف شده و نشان دهنده درجه نگراني ، تعهد و ميزان احترام به شخصيت بيمار در حين مراقبت پرستاري از او تعريف شده و پايه اي براي پرستاران و دانش جويان پرستاري است تا مراقبت بيمار محور خود را در تمام جنبه هاي مراقبت پرستاري گسترش دهند(10).
تعريف عملي التزام به مراقبت اخلاقي:
در اين تحقيق منظور نگرش دانشجويان نسبت به رعايت اصول اخلاقي در انجام مراقبت از مددجويان مي باشد، که توسط بخش دوم پرسشنامه و با 13عبارت(3،5،6،13،14،17،20،23،2528،36،38،42 )با حداقل و حداکثر امتياز 13 و 65 بر مبناي مقياس ليکرت از نمره 5(قوياً موافق) تا نمره 1(قوياً مخالف) نمره دهي شده است، نمرات بالاتر از ميانگين نشان دهنده نگرش مثبت نسبت به التزام به مراقبت اخلاقي مي باشد.
پيش فرض هاي پژوهش:
1. پرستاري از جمله رشته هايي است که داراي جنبه هاي اخلاقي فراوان است(1).
2. رفتارهاي عدم صداقت علمي بعنوان پديده اي شايع و رو به رشد در مراکز علمي، چالشهاي عمده و اساسي را در امر رشد اخلاقي و حرفه اي دانشجويان ايجاد مي کند(10).
3. دانشجويان رفتارهاي عدم صداقت علمي خود را با تکنيکهاي خنثي سازي، موجه و قابل قبول جلوه مي دهند(21).
4. کدهاي اخلاق پرستاري بعنوان راهنما و خط مشي اين حرفه، نقش اساسي در کاهش بروز رفتارهاي عدم صداقت علمي توسط دانشجويان و پرستاران ايفاء مي کند(8 و16).
5. التزام به مراقبت اخلاقي، هسته مرکزي ارزشهاي پرستاري و مراقبت بيمار محور مي باشد(7).
6. دانستن نگرش دانشجويان نسبت به رفتارهاي عدم صداقت علمي، تکنيکهاي خنثي کننده، کدهاي اخلاق پرستاري و متغيرهاي فردي و اجتماعي قابل اندازه گيري مي باشد.
محدوديت‌هاي پژوهش :
1. نتايج بر پايه خود گزارشدهي افراد استوار مي باشد.
2. تفاوت در ويژگيهاي شخصيتي و فرهنگي دانشجويان پرستاري.
دانستنيهاي موجود در عنوان پژوهش
اين فصل از پژوهش مبتني بر دو بخش چهارچوب پژوهش و مروري بر مطالعات انجام شده است.
چهارچوب پژوهش
چهارچوب اين پژوهش پنداشتي است و بر مفهوم اخلاق استوار است که بر اساس آن مفاهيم اخلاق، اخلاق حرفه اي، عدم صداقت علمي و کدهاي اخلاق پرستاري مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در زبان انگليسي واژه هاي اتيک18 و موراليتي19 هر دو به معناي اخلاق بکار مي روند. واژه اتيک از ريشه يوناني ايتوس20، به معني منش و رفتار و واژه موراليتي از ريشه مورس21 اقتباس شده است که به معني رفتار يا رسم و عادت استعمال مي شود(33).
صرف نظر از اينکه اخلاق هم به جنبه مثبت و هم به جنبه منفي آن اطلاق مي شود، کلمه اخلاق به آندسته از صفات مثبت که با هنجارهاي جامعه همخواني دارند اطلاق مي شود. از سوي ديگر هنگامي که بحث اخلاق مطرح مي شود گروهي موضوعات اخلاقي را مطلق و گروهي آنها را نسبي مي دانند، واقع گرايي اخلاقي به اين معناست که ارزشها و الزام هاي اخلاقي پشتوانه واقعي دارند و تابع سلايق فردي يا قراردادهاي اجتماعي نيستند، در مقابل غير واقع گرايي اخلاقي به معناي آنست که ارزشها و الزام هاي اخلاقي پشتوانه واقعي ندارند و بعبارت ديگر خوبي، بدي، بايستگي و نبايستگي مبناي واقعي ندارند، بلکه به تمايلات افراد وابسته اند يا تابع قراردادهاي آنان هستند(34).
در رابطه با اخلاق تعاريف مختلفي از سوي صاحب نظران ارائه شده است که به چند مورد از آن در ذيل اشاره مي شود:
1. اخلاقيات بعنوان سيستمي از ارزشها و بايد و نبايدها در نظر گرفته مي شود که بر اساس آن نيک و بدهاي سازمان مشخص شده و عمل بد از خوب متمايز مي شود.
2. اخلاقيات عبارت است از شيوه برخورد با خوب و بد با توجه به تعهدات ارزشي، اعتقادي و اخلاقي فرد و جامعه، بعبارت ديگر مي توان گفت اخلاقيات نشان دهنده بينش انسان در مورد جهان و آدميان است و عدالت و انصاف از جمله مفاهيمي است که بر اساس همين بينش تبيين و تعريف مي شود.
3. اخلاقيات بعنوان مجموعه اي از اصول، اغلب به عنوان منشوري که براي راهنمايي و هدايت استفاده مي شوند، تعريف شده اند.
4. اخلاق الگوي ارتباطي مبتني بر رعايت حقوق طرف ارتباط است. به عبارت ديگر اخلاق مسئوليت پذيري در قبال حقوق افراد است.
5. کوناک و جونز22 اخلاقيات را اينگونه تعريف کرده اند: اخلاقيات به انصاف،راستي و درستي مربوط مي شوند، به تصميم گيري در خصوص اينکه چه چيز خوب و چه چيز بد است و به فعاليتها و قواعدي که رفتار پاسخگويانه را بين افراد و گروهها پي ريزي مي کند.
6. با توجه به تعاريف مختلف، مي توان اخلاق را مجموعه اي از صفات روحي و باطني انسان تعريف کرد که بصورت اعمال و رفتاري که از خلقيات دروني انسان ناشي شده و بروز ظاهري پيدا مي کند و بدين سبب گفته مي شود که اخلاق را از طريق آثارش مي توان تعريف کرد. استمرار يک نوع رفتار خاص، دليل بر آنست که اين رفتار يک ريشه دروني و باطني در عمق جان و روح فرد يافته است که آن ريشه را خلق و اخلاق مي نامند. (35). اما در تعريف علم اخلاق بايد گفت که عبارت است از آگاهي و اطلاع از عادات و آداب و سجاياي بشري و مقصود از اين مفاهيم هم مجموعه اعمال و انديشه ها و عقايدي است که افراد در خصوص اعمال خود دارند. اگرچه جوامع بعلت داشتن ارزش ها، سنتها، ايدئولوژي ها و گرايش هاي مختلف، در اخلاقي دانستن رفتارها متفاوت هستند، لکن استانداردهاي عالي اخلاقي، اشخاص را ملزم و متعهد به رعايت ارزشهايي چون احترام به حقوق انساني و شان و منزلت او مي کنند. چنانچه افراد از نظر استانداردهاي اخلاقي در سطحي پايين باشند، محدوديت هاي قانوني نيز کمترمي توانند رفتار اخلاقي را در آنها توسعه بخشند. انديشمندان ديدگاههاي مختلفي را در رابطه با اخلاق مطرح نموده اند:
انديشه هاي اخلاقي آرمانگرا به نوعي اخلاق الهي را تصوير مي کنند، يعني ابعاد اخلاقي و سازماني مبتني بر تقوا، پرهيزکاري، عدالت، صداقت، پاکدامني و فضيلتهاي انساني. در اين ديدگاه اصول اخلاقي مطلقي وجود دارند که کارکنان متعهد به رعايت آنها هستند و ارزش ها حالتي مقدس دارند و تخطي از آنها گناهي نابخشودني محسوب مي شود.
در ديدگاه انسانگرا، رعايت حقوق افراد و حفظ کرامت انساني ، اصلي اساسي بشمار مي آيد. بر اساس اين ديدگاه بايد براي انسانها و افراد سازمان حرمت و ارزش قائل بود و نمي توان حق انسان را بخاطر نتيجه اي که براي جمع دارد، ضايع و پايمال کرد، البته رعايت حقوق فردي مي بايست به گونه اي صورت پذيرد که حقوق فردي ديگر ضايع نشود و به آن لطمه وارد نسازد.
نسبي گرايان اخلاق را تابع شرايط و مقتضيات زمان و مکان دانسته و پيروان آن بر اين باورند که جوامع در حال تغييرند و شرايط و موقعيتها نيز بطور دائم دگرگون مي شوند. بنابراين به موازات تحولات ايجاد شده، ضابطه هاي اخلاقي را نيز بايد متحول ساخت و متناسب با زمانه حرکت کرد.
سودمندگرايان، عملي را اخلاقي مي دانند که نتيجه و پيامد سودمندي را حاصل سازد. در اين ديدگاه براي اينکه اخلاقي بودن عملي را اثبات نماييم، بايد به نتايج و پيامدهاي آن بنگريم و سودمند بودن نتيجه را ملاک اخلاقي بودن آن عمل بدانيم. اصالت نفع فردي و اصالت نفع جمعي، دو شکل از ديدگاه سودمندگرا مي باشد(36).
با توجه به ديدگاههاي مطرح شده بايد به اين نکته توجه داشت که در زمينه شغلي يکي از مهمترين دغدغه هاي مديران کارامد در سطوح مختلف، چگونگي ايجاد بسترهاي مناسب براي عوامل انساني شاغل در تمام حرفه هاست تا با حس مسئوليت و تعهد کامل به مسائل در جامعه و حرفه خود به کار بپردازند و اصول اخلاقي حاکم بر شغل و حرفه خود را رعايت کنند. امروزه داشتن اخلاق حرفه اي به عنوان يک مزيت رقابتي در سازمان مطرح مي باشد. فرد ديويد23 در حوزه مديريت استراتژيک مي گويد: در سازمان، اصول اخلاقي خوب، از پيش شرط هاي مديرت استراتژيک خوب است، اصول اخلاقي خوب يعني سازمان خوب، وي بر اين باور است که روز به روز اعتقاد به اينکه پايبندي به اخلاق موجب مزيت استراتژيک مي شود، بيشتر مي شود . بنابراين حاکميت اخلاق حرفه اي در سازمان، قادر است به ميزان بسيار چشمگيري سازمان را در جهت کاهش تنش ها و موفقيت در تحقق اثر بخش اهداف ياري نمايد.
اصولاً اخلاق منفصل از موضوعات مادي بوده و بعد معنوي طبقات مشاغل را که داراي اهداف و منافع مشترک هستند در بر مي گيرد که امروزه به اين نوع اخلاق، اخلاق حرفه اي مي گويند. هر حرفه اي نيز رفتار و تعهدات مربوط به خود را دارد که برگرفته از اساسنامه آن حرفه است. حرفه هاي مختلف بر حسب ميزان حساسيت و وظيفه اي که در خدمت به جامعه دارند، داراي معيارهاي اخلاقي متفاوت مي باشند. معيارهاي اخلاقي اصول مشترک خصوصيت ارزشها و صلاحيتهايي را مشخص مي کنند که اعضاي يک سازمان را به هم پيوند مي دهد.اخلاق نمايان کننده شخصيت فرد است و اين اخلاق حرفه اي است که فرد را به شکل مطلوب چه در جامعه و چه در بين همکارانش مطرح مي کند. در چهارچوب اين اخلاق حرفه اي است که نقش پذيري افراد در جامعه شکل مي گيرد، انسانها بهم معطوف تر مي شوند، ارتباط اجتماعي بين اشخاص گسترش مي يابد و يکسري از هنجارها و رفتارهاي دروني اخلاقي بين کارمندان و مديران به وجود مي آيد. همچنين اخلاق حرفه اي در انجام فعاليتها و امور اداري و غير اداري که مربوط به ارباب رجوع مي شود، نقش مهمي را ايفا مي کند. اخلاق حرفه اي در واقع به نوبه خود موجب تحريک بسياري از محرکها و رفع بسياري از ناهنجاريها مي شود. اخلاق حرفه اي در مفهوم سازي هاي اوليه به معناي اخلاق کار و مشاغل بکار مي رفت و امروزه نيز برخي نويسندگان، اخلاق حرفه اي را به معناي نخستين آن تعريف مي کنند نمونه هايي]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.