ژانویه 21, 2021

پایان نامه با واژه های کلیدی روش پژوهش، اخلاق کار، خانواده ها

1 min read
<![CDATA[]]>

* شيوه هاي رفتاري متداول در ميان اهل يک حرفه است.
* مديريت رفتار و کردار آدمي موقع انجام کارهاي حرفه ايست.
* رشته اي از دانش اخلاق است که روابط شغلي را مورد مطالعه قرار مي دهد.(34)
اخلاق حرفه اي به آن ابعادي از رفتار و عمل اجتماعي توجه دارد که مربوط به انجام کار حرفه اي مي شود. اين کار مي تواند حرفه پزشکي، مشاوره، تحقيق، نويسندگي، روزنامه نگاري و هر کار مشخص ديگري باشد. نهادينه کردن کد رفتار و کد اجرا در بسياري از بدنه هاي حرفه اي مشترک مي باشدو کدهاي اخلاقي بايد مورد پذيرش فضاي اجتماعي باشد.
اخلاق حرفه اي غير از رفتار حرفه ايست. فرامرز قراملکي در کتاب خود بيان مي کند: رفتار حرفه اي يعني رفتار هنجار شده نزد حرفه ايها، اما اخلاق حرفه اي ارزشهاي اخلاقي هستند(37).
اخلاق حرفه اي شاخه اي از اخلاق کاربردي است که به مباحث اخلاقي در حرفه مي پردازد. صاحبان حرفه از دانش اخلاق دو توقع دارند: بيان نظامند مسئوليتهاي اخلاقي در حرفه و تشخيص دقيق و حل اثر بخش مسايل اخلاقي حرفه. در اخلاق حرفه اي دو رهيافت سنتي و جديد وجود دارد، رهيافت سنتي رويکرد مديريت منابع انساني به اخلاق حرفه اي است که بر مسئوليت اخلاقي افراد در مشاغل توجه مي کند و رهيافت جديد که در دهه هاي اخير رواج يافته است، رويکرد مديريت استراتژيک به اخلاق حرفه اي است. در اين رهيافت به مسئوليت پذيري سازمان با نگرش سيستمي عطف توجه مي شود. فرم کاربردي و مکتوب اخلاق حرفه اي که سازمان مي تواند از طريق آن، آرمانها و اهداف اخلاقي خود را محقق سازد، منشور اخلاقي و منشور رفتاري است که امروزه کاربرد وسيعي يافته است. منشور اخلاقي شامل مجموعه اي از ارزشهايي است که نسبت به ديگر ارزشها براي سازمان داراي اولويت بيشتري بوده و بايد از سوي کارکنان و مديران پيروي شوند، ارزشهايي چون صداقت، درستي، عمل به وعده، وفاداري، احترام، استقلال، حفظ اسرار، متانت، ادب، مدارا، ايمان و اعتقاد و… در تحقيق ديگري مي خوانيم : منشور اخلاقي بيانيه اي حاوي خط مشي ها، اصول و مقررات است که رفتارها را هدايت مي نمايد.
منشور رفتاري: شامل رفتارهايي است که مطلوب سازمان است و بايد در محيط کار انجام شوند مانند نوع پوشش کارکنان در محيط کار، حفظ اسرار، عدم تبعيض نژادي يا جنسي و …. منشور رفتار(کد رفتار) با توجه به ارزشهاي مذکور در منشور اخلاقي تدوين مي شود. الکساندر24 معتقد است فعاليتهايي که بعنوان اخلاق محسوب مي شوند با جامعه در ارتباط هستند و استفاده از نيروهاي اخلاقي به ويژه در سازمان ها موجب پيشرفت و عملکرد بهتر کارکنان خواهد شد(36).
در اين راستا حرفه پزشکي نيز که با جان، مال و ناموس جامعه پيوند نزديک دارد، داراي اخلاق حرفه اي منحصر به فردي است تا اختيارات و محدوديتهاي فراواني را براي اعضاي اين صنف ايجاد کند. تخطي از اصول اخلاقي حرفه پزشکي هر چقدر هم کوچک باشد، آثار زيانباري را در پي دارد. اتخاذ تدابيري چون سوگندنامه پزشکي، اعضاي اين حرفه را قادر مي سازد تا به هنگام معالجه، جان و مال و ناموس بيماران را در اختيار بگيرند و در عين حال متعهدشان مي کند که تا سرحد توان در بهبود وضعيت آنان کوشش نمايند. در واقع تحولات دنياي کنوني دربرگيرنده ي ويژگي هايي است که نياز به رويکرد اخلاق در حرفه هاي مرتبط با پزشکي را ضرورتي انکارناپذير کرده است(35).
اخلاق پرستاري نيز بعنوان شاخه اي از اخلاق پزشکي ، تحت تاثير پيشرفت هاي اين رشته قرار گرفته است، حرفه پرستاري از جمله علومي است که هم در گذشته و هم در حال و آينده داراي جنبه هاي اخلاقي فراوان و مثال زدني است(38). پرستاري بعنوان”حفظ،ارتقاء،و ايجاد مطلوب ترين سطح سلامت و توانايي پيشگيري از بيماريها و صدمات، تسکين آلام بيماران از طريق تشخيص و درمان براي انسان، مسئوليت دفاع از اشخاص نيازمند مراقبت،خانواده ها،گروهها و جمعيتها”تعريف شده است(39). در اين ميان جزء اصلي خدمات پرستاري، ارائه مراقبت به مددجويان نيازمند بوده که لازمه آن وجود عنصر اخلاق بعنوان جزئي لاينفک در کليه ابعاد ارائه اين خدمات است،اين نوع از مراقبت که مراقبت اخلاقي نام دارد نيازي جهاني است، زيرا جزئي مهم در ارائه مراقبت پرستاري است، التزام به مراقبت اخلاقي25 بعنوان هسته مرکزي ارزشهاي پرستاري تعريف شده و نشان دهنده درجه نگراني براي بيمار و ميزان احترام به شخصيت بيمار در حين مراقبت پرستاري از او تعريف شده و پايه اي براي پرستاران و دانش جويان پرستاري است تا مراقبت بيمار محور خود را در تمام جنبه هاي مراقبت پرستاري گسترش دهند(40). اهميت التزام به مراقبت اخلاقي به حدي است که گاهي بر جنبه هاي فني کار پرستاري برتري مي يابد. اين نکته فقط يک برداشت و احساس نيست که ناشي از طبع انسان و گرايش او به حسن خلق باشد، بلکه موضوعي منطقي است، زيرا توجه به اخلاقيات در مراقبت به دنبال خود الزام به يادگيري مداوم و انجام کارهاي خوب را خواهد داشت(8).
لنينجر1(1998)اشاره ميکند” مراقبت حوزه متحد و مرکزي براي دانش و مهارت باليني پرستاري است” فلسفه مراقبت اخلاقي در پرستاري پيشنهاد مي کند که چالشهاي اخلاقي توسط توجه به ارتباطات و شرح حال بيماران برطرف مي شود. بوسيله اتخاذ اين شيوه پرستار مي تواند اعمال اساسي در فرآيند مراقبت از بيمار را ارتقاء دهد. اين توجه به ارتباطات، مراقبت اخلاقي را از اخلاق مبتني بر اصول جهاني متمايز مي کند. فلسفه مراقبت اخلاقي متکي به اصول جهاني مشتق از فرآيندهاي تحليلي-استدلالي محض نيست.
واتسون2 مي نويسد: فلسفه مراقبت اخلاقي تلاش مي کند تا مباحث اخلاقي را در سطح فعاليتهاي ارتباطي قرار دهد تا در سطح مباحث ذهني. هدف فلسفه مراقبت اخلاقي در پرستاري در دو حيطه است: تشويق به گسترش حس برقراري ارتباط در مباحث اخلاقي و تمايز حرفه پرستاري بعنوان يک مهارت از ديگر حرفه ها جهت ارتقاء درک ارزشهاي آن به جامعه(32).
اما آنچه بعنوان چالشي اساسي در راه رسيدن به التزام به مراقبت اخلاقي وجود دارد، وجود پديده اي بنام عدم صداقت علمي26 است. و بنا به تعريف هر شکلي از عدم صداقت است که در ارتباط با فعاليتهاي رسمي علمي روي مي دهد، اين پديده به چالشي طويل المدت در مراکز آموزش عالي و براي مدرسين تبديل گشته و وجود آن در مطالعات بسياري به اثبات رسيده است (10).
تقلب يا فريبکاري پديده اي فراگير است که نظامهاي آموزشي از ساليان دور با آن روبرو بوده است و از بابت آن هزينه هاي زيادي را متحمل شده اند. اين پديده بعنوان يکي از عوامل مهم تهديد کننده يادگيري فراگيران مطرح و اغلب ميان دانشجويان به اندازه اي فراگير است که اکثر آنها نوعي عدم صداقت علمي را در طول دوران تحصيل خود گزارش نموده اند(41). اگرچه در مورد ميزان شيوع تقلب نمي توان درصد مشخصي را تعيين کرد، پژوهشهاي متعدد در کشورهاي مختلف نشان داده اند، تقلب، خاص يک دوره تحصيلي، يک دانشگاه و يک کشور نبوده و در تمامي دنيا ديده ميشود. از سوي ديگر نرخ تقلب در سي سال گذشته به طور منظم در حال افزايش بوده و با پيشرفت فناوريهاي جديد به حدي شايع شده که مي توان آنرا معضلي همه گير در مراکز آموزشي دانست(42). تقلب تحصيلي انواع گوناگوني داشته و تقسيم بندي هاي متعددي براي آن پيشنهاد شده است. در دنياي رقومي قرن بيست و يکم، تقلب تحصيلي دامنه وسيعي از چاپ مقالات دريافت شده از اينترنت تا استفاده از وسايل گوناگون الکترونيکي به منظور تقلب را شامل مي شود. رتينگر و کرامر27 ضمن تقسيم انواع تقلب تحصيلي، به تقلب در آزمونها و تقلب در تکاليف درسي، اشاره نموده و براي هر يک نمونه هايي را ذکر کرده اند:
تقلب در آزمون:
استفاده از يادداشتهاي غير مجاز در آزمون باز يا آزمونهاي منزل
استفاده از يادداشت غير مجاز در آزمون کلاس
رونويسي پاسخ آزمون باز و حل آزمون در منزل از روي شخص ديگر
اجازه دادن يا اجازه گرفتن براي رونويسي پاسخ هاي آزمون
تقلب در تکاليف درسي:
ارائه مقاله اي که از جاي ديگر گرفته شده( به سرقت رفته )
رونويسي کردن تکليف منزل از تکليف شخص ديگر
اجازه دادن به ساير افراد براي رونويسي کردن تکليف منزل
انجام تکليف توسط فرد ديگر
انجام تکليف براي ساير افراد
انجام تکليف فردي با ساير اشخاص(43)
رتينگر و جردن28 به دو دسته متغيير بعنوان علل تقلب اشاره کرده اند: متغييرهاي فردي (شخصي) و متغييرهاي بافتي يا زمينه اي، در مقايسه با پژوهشهاي انجام شده پيرامون عوامل بافتي و زمينه اي تقلب، بيشتر پژوهشها بر متغييرهاي فردي متمرکز بوده براي نمونه بين سالهاي 1960 تا 1990 اغلب تحقيقات پيرامون تقلب دانشجويان، بر نقش عوامل فردي مرتبط با رفتار تقلب متمرکز بوده است(44). عوامل فردي ويژگي هايي هستند که بوسيله نسل يا بوسيله موقعيتي که فرد در آن متولد مي شود( مانند مذهب و مليت ) تعيين مي گردند، متغييرهاي فردي يا خصيصه اي که بيشترين ارتباط را با انجام رفتارهاي عدم صداقت علمي(تقلب) دارند، عبارتند از : موفقيت تحصيلي، سن، درگيري در فعاليتهاي اجتماعي، رشته تحصيلي، جنسيت، معدل، اخلاق کاري، شخصيت نوع A ، رويکرد رقابتي به پيشرفت تحصيلي و عزت نفس. ارتباط عوامل موقعيتي يا بافتي بر تقلب نيز مورد توجه پژوهشگران بوده است. عوامل بافتي به فشارهاي بيروني گفته مي شود که بر فرد تحميل و موجب ترغيب يا منع تقلب مي شود. از مهمترين اين عوامل مي توان به تاثيرات گروه همسال، استادان و معلمان و سياستهاي آموزشي اشاره کرد (45).
جدا از تاثير عوامل زمينه اي و دموگرافيکي، قبل از آنکه دانشجو تصميم به تقلب بگيرد بايد بر وجدان دروني خود فائق آيد، اين مسئله هم بر ميزان ديدگاه منفي دانشجو نسبت به عدم صداقت علمي و هم بر نوع قضاوت وي براي فرار از احساس گناه بستگي دارد. براي مثال دانشجوياني که از لحاظ شخصيتي فشار اخلاقي را احساس نمي کنند، مي توانند بدون احساس گناه مرتکب تقلب شوند، اما زماني که دانشجو رفتار عدم صداقت علمي را خطا و انحراف درک مي کند ميزان تقلب به يک-سوم کاهش مي يابد(36). افرادي که برخلاف وجدان دروني خود اقدام به تقلب مي کنند دچار فرآيندي بنام ” خنثي سازي “29 مي شوند که در آن با منطقي جلوه دادن تقلب بعنوان امري قابل قبول، شرايط ايجاد شده را سبک و قابل تحمل مي کنند(46). بر طبق نظر روانشناسان رفتارهاي نابهنجار، افرادي که دچار مکانيسم خنثي سازي مي شوند، در ظاهر هنجارهاي اجتماعي را قبول دارند اما با دليل تراشي، علت انحراف از اين ه
روش پژوهش
اين فصل مشتمل بر مباحث روش پژوهش و ملاحظات اخلاقي است و مطالبي که تحت عنوان روش پژوهش، حجم نمونه و روش نمونه گيري، محيط پژوهش، ابزار گردآوري داده ها،روايي و پايايي عملي، روش گردآوري و تجزيه و تحليل داده هاي مي باشد.
نوع پژوهش
پژوهش حاضر يک مطالعه مقطعي از نوع توصيفي-تحليلي مي باشد که در آن نگرش دانشجويان پرستاري دانشگاه علوم پزشکي گيلان نسبت به عدم صداقت علمي، رفتارهاي خنثي کننده، کدهاي اخلاقي والتزام به مراقبت اخلاقي در سال 91-1390، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
جامعه پژوهش
جامعه اين پژوهش کليه دانشجويان پرستاري، بجز دانشجويان سال اول پرستاري مشغول به تحصيل در دانشکده هاي شهيد بهشتي و شرق گيلان، در سال تحصيلي 91-90 مي باشد.
نمونه هاي پژوهش و روش نمونه گيري
نمونه هاي پژوهش در اين تحقيق که به روش سرشماري از واحدهاي مورد پژوهش انتخاب شدند، شامل 146 دانشجوي پرستاري سال دوم الي چهارم مشغول به تحصيل در دانشکده شهيد بهشتي و 72 دانشجوي پرستاري سال دوم الي چهارم مشغول]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.