ژانویه 20, 2021

پایان نامه با واژه های کلیدی علمي، رفتارهاي، کدهاي

1 min read
<![CDATA[]]>

( 0001/0 P) دارند. هيچ ارتباط معناداري ميان سن و ساير متغيرها وجود نداشت، همبستگي مثبت و معنادار ضعيفي ميان ترم تحصيلي و گزارش موارد عدم صداقت علمي به چشم مي خورد ( 057/0 P) که نشان دهنده افزايش در گزارش موارد اين رفتارها با افزايش ترم تحصيلي مي باشد. در پژوهش والتون71 (2010) با عنوان ” يک بررسي درباره عدم صداقت علمي در دانشجويان کارشناسي دانشگاه کانزاس72 ” ارتباط معناداري ميان سن و گزارش رفتارهاي عدم صداقت علمي مشاهده شد، به نحوي که دانشجويان زن سنين 24-18 سال بيش از دانشجويان زن سنين 25 و بالاتر(11/0-=r، 55/3-=z، 001/0=p) رفتارهاي عدم صداقت علمي همکلاسي ها را گزارش مي کردد(60). نتايج پژوهش مک کرينک (2008) حاکي از آن بود که ارتباط منفي ميان سن و گزارش موارد رفتارهاي عدم صداقت علمي وجود دارد (ضريب هم بستگي پيرسون=240/0- ، 058/0=r2 )همچنين ارتباط معناداري ميان سن و کدهاي اخلاقي وجود داشت (ضريب هم بستگي پيرسون=94/0 ، 008/0=r2)اين بدان معناست که با افزايش سن نگرش نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري مثبت تر مي شود، سن با بقيه متغيرها ارتباط معناداري را نشان نمي داد. همبستگي منفي ضعيفي ميان معدل و رفتارهاي خنثي کننده و همبستگي مثبت و ضعيفي ميان معدل و نگرش نسبت به التزام به مراقبت اخلاقي در پژوهش وي به چشم مي خورد، ميان معدل با ساير متغيرها ارتباط معناداري وجود نداشت. درمطالعه مک کرينک همبستگي ضعيفي ميان ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي و التزام به مراقبت اخلاقي وجود داشت اما همبستگي منفي و قوياً معناداري ميان گزارش موارد عدم صداقت علمي با نگرش نسبت به عدم صداقت علمي (ضريب هم بستگي پيرسون=289/0- ، 083/0=r2 )و کدهاي اخلاق پرستاري(ضريب هم بستگي پيرسون=345/0- ،119/0=r2)وجود داشت، يعني دانشجوياني که رفتارهاي عدم صداقت علمي را غير اخلاقي تر مي دانستند نگرش مثبت تري نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري داشته و گزارش کمتري از موارد رفتارهاي عدم صداقت علمي دادند، در پژوهش وي همچنين ارتباط مثبت و متوسطي ميان ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي و نگرش نسبت به رفتارهاي خنثي کننده وجود داشت، وجود ارتباط منفي و متوسط ميان نگرش نسبت به رفتارهاي خنثي کننده و نگرش نسبت به عدم صداقت علمي و همبستگي مثبت و قوياً معنادار ميان نگرش نسبت به عدم صداقت علمي و کدهاي اخلاق پرستاري(ضريب هم بستگي پيرسون=508/0 ، 288/0=r2 ) ( دانشجوياني که نگرش مثبت تري نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري داشتند رفتارهاي عدم صداقت علمي را غير اخلاقي تر مي دانستند) نيز از يافته هاي ديگر پژوهش مک کرينک مي باشد، در نهايت وجود همبستگي منفي متوسط ميان نگرش نسبت به رفتارهاي خنثي کننده و کدهاي اخلاق پرستاري، همبستگي منفي و ضعيف ميان نگرش نسبت به رفتارهاي خنثي کننده و التزام به مراقبت اخلاقي و همبستگي مثبت و متوسط ميان کدهاي اخلاق پرستاري و التزام به مراقبت اخلاقي از يافته هاي ديگر پژوهش وي مي باشد(10).
نکته قابل توجه در يافته هاي بدست آمده از بررسي ارتباطات متغيرهاي مورد مطالعه، وجود ارتباط تنگاتنگ و با سطح معني داري بالا ميان نگرش دانشجويان پرستاري نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري و عدم صداقت علمي با نگرش آنها نسبت به التزام به مراقبت اخلاقي مي باشد که بيانگر اهميت اين دو متغير در تعيين نگرش دانشجويان نسبت به التزام به مراقبت اخلاقي مي باشد. نکته ديگر وجود همبستگي متوسط معنادار ميان معدل با نگرش دانشجويان نسبت به عدم صداقت علمي و رفتارهاي خنثي کننده است، اين امر شايد ناشي از کمتر بودن فشار رواني حاصل از احتمال شکست و يا ناکامي در آزمونها و تکاليف، در ميان دانشجويان توانمند تر به لحاظ درسي نسبت به دانشجويان ضعيفتر به لحاظ درسي باشد.
داده هاي جدول شماره 10 حاکي از آنست که مردها نسبت به زنها نگرش مثبت تري نسبت به عدم صداقت علمي دارند( 007/0 P)، در زمينه کدهاي اخلاق پرستاري( 002/0 P) و التزام به مراقبت اخلاقي( 004/0 P) نگرش زنها مثبت تر از مردان بوده، اما در مورد رفتارهاي خنثي کننده ( 001/0 P) مردان نگرش مثبت تري داشتند. در ارتباط با ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي نيز مردان اندکي بيش از زنان رفتارهاي عدم صداقت علمي در همکلاسي ها را گزارش کردند( 705/0 P). در پژوهش مک کب73 (2008) با عنوان ” عدم صداقت علمي در مدارس پرستاري: يک پژوهش تجربي ” هيچ تفاوت آماري از نظر ميزان رفتارهاي عدم صداقت علمي ميان مردان و زنان وجود نداشت(22). برخلاف نتايج پژوهش محقق، والتون (2010) نشان داد که زنان بيش از مردان شاهد رفتارهاي عدم صداقت علمي در همکلاسي هاي خود بوده اند(59).
از نتايج بدست آمده توسط پژوهشگر اينطور استنباط مي شود که مردان تمايل بيشتري نسبت به رفتارهاي عدم صداقت علمي و رفتارهاي خنثي کننده دارند و اين مورد شايد بدليل ويژگي هاي روانشناختي مردان نسبت به زنان(بيان راحت تر رفتارهاي عدم صداقت علمي) باشد.
جدول شماره 11 ارتباط متغيرهاي اصلي مورد مطالعه به تفکيک وضعيت تاهل را نشان مي دهد و گوياي آنست که دانشجويان متاهل نسبت به دانشجويان مجرد نگرش مثبت تري نسبت به عدم صداقت علمي ( کسب نمره بيشتر به معناي غير اخلاقي تر دانستن حيطه نگرش نسبت به عدم صداقت علمي مي باشد) (ميانگين=20/57 ، 335/0 P)، رفتارهاي خنثي کننده (ميانگين=56/49 ، 056/0 P) ، کدهاي اخلاق پرستاري (ميانگين=44/63 ، 454/0 P)، التزام به مراقبت اخلاقي (ميانگين=48/51 ، 206/0 P) داشته، و بيشتر شاهد رفتارهاي عدم صداقت علمي در هم کلاسي هاي خود بوده اند (ميانگين=44/50 ، 446/0 P)، اما اين داده ها از نظر آماري معنادار نمي باشند. نتايج پژوهش ميشل وندهي، جورج ديخوف و اميلي لابف74(2004-1984) گوياي آن بود که دانشجويان مجرد بيش از دانشجويان متاهل مرتکب رفتارهاي عدم صداقت مي شوند (001/0P=) که اين معناداري در پژوهش ايشان در سالهاي 1994 و 1984 نيز بدست آمده بود(52). اين دوگانگي در نگرش مثبت نسبت به عدم صداقت علمي و التزام به مراقبت اخلاقي در ميان دانشجويان متاهل شايد بعلت فشار بيشتر مشکلات زندگي و مسئوليتهاي بيشتر آنها نسبت به دانشجويان مجرد باشد که از سويي موجب تمايل به سمت رفتارهاي عدم صداقت علمي در آنها شده در صورتي که گرايش آنها به التزام به مراقبت اخلاقي همچنان محفوظ مانده است.
جدول شماره 12 ارتباط متغيرهاي اصلي مورد مطالعه را به تفکيک آشنايي دانشجويان با کدهاي اخلاق پرستاري نشان مي دهد و گوياي آنست که ميانگين نمرات دانشجوياني که با کدهاي اخلاق پرستاري آشنايي داشتند نسبت به آنهايي که با اين کدها آشنايي نداشتند در زمينه عدم صداقت علمي (ميانگين=12/58 ،443/0 P)،و رفتارهاي خنثي کننده (ميانگين=76/45 ،683/0 P)، کدهاي اخلاق پرستاري (ميانگين=66/61 ، 813/0 P)، مراقبت اخلاقي (ميانگين=74/49 ، 961/0 P) و گزارش عدم صداقت علمي (ميانگين=46، 197/0 P) اندکي کمتر مي باشد، اين بدان معناست که اين دسته از دانشجويان نگرش مثبت تري نسبت به عدم صداقت علمي و رفتارهاي خنثي کننده داشته و بالعکس نگرش منفي تري نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري، التزام به مراقبت اخلاقي داشته و ميزان ارتکاب عدم صداقت علمي در آنها کمتر است اما اين تفاوت ها از نظر آماري معنادار نيستند. در پژوهش آرنولد، مارتين، جينکز و بيگبي75 (2007) با عنوان ” آيا ارتباطي ميان کدهاي اخلاقي و عدم صداقت علمي وجود دارد ” مشخص شد که آشنايي دانشجويان با کدهاي اخلاقي تاثيري در کاهش رفتارهاي عدم صداقت علمي ندارد(61)، نتيجه اين تحقيق برخلاف نتايج پژوهش مک کب، تروينو و باترفيلد (2001) بود که نشان مي داد آشنايي دانشجويان با کدهاي اخلاق پرستاري در کاهش رفتارهاي عدم صداقت علمي موثر است(62).
از نظر محقق بعلت آشنايي تعداد کمي از دانشجويان با کدهاي اخلاق پرستاري، از درجه اعتماد نتايج فوق کاسته شده و معنادار نشدن ارتباط ميان متغيرهاي مورد مطالعه به تفکيک آشنايي با کدهاي اخلاق پرستاري به همين دليل مي باشد.
جدول شماره 13 ميانگين ، انحراف معيار و روابط متغيرهاي اصلي مورد مطالعه با منبع آشنايي دانشجويان با کدهاي اخلاق پرستاري با استفاده از آزمون آناليز واريانس يکطرفه را نشان داده و داده هاي بدست آمده از آن مويد آنست که از بين متغيرهاي مورد مطالعه تنها گزارش عدم صداقت علمي (040/0=P) با منابع آشنايي با کدهاي اخلاق پرستاري داراي ارتباط معنادار مي باشد ، بطوريکه عبارت ” ساير منابع ” با (55/51) بيشترين و ” معلم ” با (40) کمترين نمره را به خود اختصاص دادند اين بدان معناست که دانشجوياني که منبع آشنايي آنها با کدهاي اخلاق پرستاري ” معلم ” مي باشد کمتر و آنهايي که منبع آشنايي آنها با کدهاي اخلاق پرستاري منابع متفرقه مي باشد بيشتر ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي را در همکلاسي هاي خود گزارش کردند، ازآنجايي که فرآواني افرادي که منبع آشنايي با کدهاي اخلاق پرستاري در آنها ” ساير ” گزارش شده است بيشتر از ساير گروهها مي باشد ( 9 نفر )، مي توان نتيجه گرفت که نمره ميانگين بيشتر در اين گروه را ناشي از فراواني بيشتر شرکت کنند گان در اين قسمت دانست.
جدول شماره 14 ضرايب رگرسيوني عوامل مرتبط با التزام به مراقبت اخلاقي بر اساس مدل رگرسيون چندگانه به روش بک وارد را نشان مي دهد داده هاي جدول فوق نشان دهنده آنست که از بين عوامل مرتبط با التزام به مراقبت اخلاقي در بررسي چندگانه تنها نگرش نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري از عوامل مرتبط معني دار مي باشد(0001/0=P) و به ازاي يک واحد افزايش در نمره نگرش نسبت به کدهاي اخلاقي ]با فاصله اطمينان 95% (545/0، 384/0)[ بطور متوسط 666/0 واحد، نمره التزام به مراقبت اخلاقي افزايش مي يابد، همچنين ارتباط ضعيفي نيز بين معدل و جنس با التزام به مراقبت اخلاقي وجود دارد به نحوي که به ازاي يک واحد افزايش در نمره معدل ]با فاصله اطمينان 95% (072/0، 469/1-)[ بطور متوسط 134/0 واحد، از نمره التزام به مراقبت اخلاقي کاسته شده و به ازاي جنسيت مونث ]با فاصله اطمينان 95% (961/3، 048/0-)[ بطور متوسط 137/0 واحد، نمره التزام به مراقبت اخلاقي افزايش مي يابد. با توجه به داده هاي بدست آمده مي توان نگرش نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري را قوي ترين عامل پيش گويي کننده در التزام به مراقبت اخلاقي دانشجويان به حساب آورد، يعني با قوي تر شدن نگرش نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري التزام به مراقبت اخلاقي نيز قوي تر مي شود. نتايج پژوهش مک کرينک(2008) نيز مويد اين يافته است، وي دريافت نگرش دانشجويان نسبت به عدم صداقت علمي، رفتارهاي خنثي کننده و کدهاي اخلاق پرستاري با التزام به مراقبت اخلاقي در ارتباط است]01/0=P، 70/27=(183،3)F،212/0=R2)[، بنحوي که نگرش نسبت به کدهاي اخلاق پرستاري قوي ترين سهم را در پيشگويي التزام به مراقبت اخلاقي داشت (406/0=?) ، نگرش نسبت به عدم صداقت علمي در رتبه بعدي (270/0=?) و نگرش نسبت به رفتارهاي خنثي کننده کمترين سهم را در پيش گويي التزام به مراقبت اخلاقي داشته(186/0=?)و فراواني ارتکاب رفتارهاي عدم صداقت علمي هيچ ارزش پيش گويي کنندگي در التزام به مراقبت اخلاقي نداشت(10).
به عقيده پژوهشگرسهم بالاي کدهاي اخلاق پرستاري بعنوان عامل پيشگويي کننده التزام دانشجويان پرستاري به مراقبت اخلاقي، ناشي از اين حقيقت است که اين کدها مشخص کننده]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.