اکتبر 25, 2020

پایان نامه با کلمات کلیدی امام رضا ع، پژوهشگران، کارشناسان

1 min read
<![CDATA[]]>

2-3- رضايت شغلي
در هر سازمان، نيروي انساني مهمترين رکن تعالي و ترقي سازمان و عامل اساسي تحقق اهداف پيشبيني شده در آن مجموعه است. رضايت شغلي در تحقق اهداف سازماني، سلامت فردي و اجتماعي نقش ويژهاي ايفا مينمايد، بنابراين يکي از مهمترين و شايعترين مباحث قابل بررسي و تحقيق در مطالعات سازماني تلقي ميشود. رضايت شغلي به گفته بسياري از کارشناسان، يکي از چالش برانگيزترين مفاهيم سازماني و پايهي بسياري از سياستها و خطيمشيهاي مديريت براي افزايش بهرهوري و کارآيي سازمان است. (هومن، 1381، 145).
در كاركنان به واسطه كار كردن در يك شغل حالتهاي متفاوتي ايجاد مي‌گردد. چنانچه افراد از شغل خود راضـي باشند با انگيزه بـالاتري به انجـام وظايف خود همت ميگمارند. چنانچه كاركنان از شغل خود ناراضي باشند ممكن است علاقه و تعهد كمتري نسبت به انجام وظايف داشته باشند(اسكويي،1381). مطالعات مختلف در زمينه رضايت شغلي نشان مي‌دهد كه متغيرهاي زيادي با رضايت شغلي مرتبط مي‌باشند. به اعتقاد گرونبرگ (1984) از جمله اين متغيرها مي‌توان به غيبت، ترفيع و ارتقاء در سازمان، مديريت و سرپرست مافوق، همكاران، انگيزش، نيازها، پرداخت حقوق، بهره‌وري، ترك شغل، پيوستن به اتحاديه‌ها، ارزشها، كناره‌گيري و ترك خدمت، شرايط كاري، محتوا و نوع شغل و عواطف و احساسات فرد اشاره نمود.
2-3-1- تعريف و مفهوم رضايت شغلي
رضايت شغلي نوعي نگرش فردي است که به طريق مختلف در موفقيت و رشد فرد و جامعه تأثير مي گذارد.(حسيني، 1384). يکي از اساسي ترين مسائل شغلي که متخصصان را به خود مشغول نموده است رضايت شغلي ميباشد. رضايت شغلي معلمان به عنوان يک شاخص مهم و مؤثر در آموزش، توجه مجريان و پژوهشگران حوزه تعليم و تربيت را جلب کرده است(زانگ35، 2007). رضايت شغلي در معلمان يک منبع مهم براي رضايت شخصي است و در حفظ و نگهداري معلمان در کارشان مؤثر است.(کميلي36، 2004: 117) و فداکاري، علاقه مندي و تعهد در مسئوليتشان را ممکن ميسازد.(تسنيم37، 2006: 152).
رضايت شغلي به عنوان مهمترين نگرش، برداشت انسان را نسبت به شغل و سازمان خود بيان ميدارد. يک کارمند با رضايت شغلي بالا شغل خود را دوست دارد و براي آن ارزش قائل است و به طور کلي نگرش مثبت نسبت به آن شغل را دارد، بنابراين يک کارمند با ميزان زياد رضايت شغلي، نگرش مثبت به شغل و سازمان خود دارد و ديگري که ميزان رضايت شغلي او کم است نگرش منفي دارد.( فلدمن، آرنولد، 2002: 187).
رضايت شغلي38 يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي بوده و عاملي است كه باعث افزايش كارآئي و نيز احساس رضايت در فرد مي‌گردد. رضايت شغلي پديدهاي است كه از مرز سازمان فراتر ميرود و اثرات آن در زندگي خصوصي فرد و خارج از سازمان نيز مشاهده مي شود(بهروز اسكويي،1381). رضايت شغلي نتيجه ادراك كاركنان است كه محتوا و زمينه شغل آن چيزي را كه براي كارمند ارزشمند است، فراهم مي‌كند. رضايت شغلي يك حالت احساسي مثبت يا مطبوع است كه پيامد ارزيابي شغلي يا تجربه فرد است. اين حالت مثبت، كمك زيادي به سلامت فيزيكي و رواني افراد مي‌كند. از نظر سازماني، سطح بالاي رضايت شغلي منعكس كنندهجو سازماني بسيار مطلوب است كه منجر به جذب و بقاء كاركنان مي‌شود (مقيمي،1377).
رضايت شغلي اشاره دارد به تمام واکنشهاي عاطفي کارکنان نسبت به شغل و سازمان، زماني که انتظارات و تحقق يافتن انتظارات آنها مهم باشد.(سون مرز و اريامان، 2008: 191). ويس39 (2007) رضايت شغلي را به عنوان پاسخ هاي عاطفي افراد نسبت به شغل تعريف کرده است(به نقل از شکرکن و نعامي، 1383).
عسکري و کلدي معتقدند رضايت شغلي يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي است. رضايت شغلي عاملي است كه باعث افزايش كارايي و نيز احساس رضايت فردي ميگردد محققان رضايت شغلي را از ديدگاههاي گوناگون تعريف نمودهاند و معتقدند اگر شغل لذت مطلوب را براي فرد تأمين نمايد در اين حالت فرد از شغلش راضي است تركيب معيني از عوامل گوناگون چه دروني مانند احساس لذت از انجام كار و چه بيروني مانند حقوق و مزايا و روابط محيط كاري سبب مي گردد فرد از شغلش راضي باشد.( به نقل از خسروي، 1388).
محققين رضايت شغلي را از ديدگاههاي گوناگوني تعريف و توجيه كرده‌اند. گروهي معتقدند رضايت شغلي به شدت با عوامل رواني ارتباط دارد. بعبارت ديگر، اين عده رضايت شغلي را در درجه اول از ديدگاههاي رواني و خصوصيات فردي توجيه مي‌نمايند. فيشر و هانا40 رضايت شغلي را عامل رواني قلمداد مي‌نمايند و آن را نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط اشتغال مي‌انگارند. يعني اگر شغل مورد نظر لذت مطلوب را براي فرد تأمين كند در اين حالت فرد از شغلش راضي است. در مقابل چنانچه شغل مورد نظر رضايت و لذت مطلوب را به فرد ندهد، در اين حالت فرد شروع به مذمت شغل مي‌نمايد و درصدد تغيير آن بر مي‌آيد (اسكويي،1381).
رضايت شغلي عبارتست از حدي از احساسات و نگرشهاي مثبت كه افراد نسبت به شغل خود دارند. وقتي يك شخص مي‌گويد داراي رضايت شغلي بالايي است، اين بدان مفهوم است كه واقعاً شغلش را دوست دارد، احساسات خوبي دربارة كارش دارد و براي شغلش ارزش زيادي قائل است. نتايج تحقيقات نشان ميدهد كه كاركنان با رضايت شغلي بالاتر، از نظر فيزيك بدني و توان ذهني در وضعيت خوبي قرار دارند. (مقيمي،1377).
بنظر هاپاك41(1915) رضايت شغلي مفهومي پيچيده و چند بعدي است و با عوامل دروني، جسماني و اجتماعي ارتباط دارد. تنها يك عامل موجب رضايت شغلي نمي‌شود بلكه تركيب معيني از مجموعه عوامل گوناگون سبب مي‌گردد كه فرد شاغل در لحظه معيني از زمان از شغلش احساس رضايت كند و به خود بگويد از شغلش راضي است و از آن لذت مي‌برد. فرد با تأكيدي كه بر عوامل مختلف از قبيل ميزان درآمد، ارزش اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و فرآورده اشتغال در زمانهاي متفاوت دارد به طرق گوناگون احساس رضايت از شغلش مي‌نمايد ( اسكويي،1381).
2-3-2- اهميت رضايت شغلي در سازمان
اهميت رضايت شغلي از آن جا ناشي ميشود که بيشتر افراد تقريباً نيمي از ساعات بيداري خود را در محيط کاري ميگذارنند. حدي از احساسات و نگرشهاي مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند را رضايت شغلي ميگويند. وقتي که شخص ميگويد داراي رضايت شغلي بالايي است، اين بدان مفهوم است که او واقعاً شغلش را دوست دارد، احساسات خوبي درباره کارش دارد و براي شغلش ارزش زيادي قائل است. نتايج تحقيقات نشان ميدهد که کارکنان با رضايت شغلي بالاتر، از نظر فيزيک بدني و توان ذهني در وضعيت خوبي قرار دارند.(کندان42، 1998).
نيازهاي فرد، محرک و برانگيزاننده او در اقدام به کار جهت رفع اين نيازها مي باشد. اما چرا برخي از مردم بيشتر از ديگران کار ميکنند؟رابينز در اين باره معتقد است که اگر هدفي براي فرد از ارزش و اهميت بيشتري برخوردار باشد فرد براي دستيابي به آن فعاليت بيشتري انجام خواهد داد. تا حدي که همتايان با استعدادتر را از ميدان بدر کند. برآورده شدن رضايت خاطر فرد را به وجود ميآورد و اين احساس رضايت منجر به تحريک فرد براي تلاش بيشتر و کارآيي مطلوبتر ميشود. اگر انتظارات فرد از حرفه اش برآورده شود و به هدفي که از انتخاب شغل خود داشته است برسد، در او ايجاد رضايت شده و خود را موفق احساس ميکند (کبيري، 1369: 50).
کوهن43 معتقد است اگر انگيزههاي اصلي و مهم فرد در زمينه شغل او و کارهايي که انجام مي دهد ارضاء شوند هر چه فاصله بين نيازهاي شخصي فرد و ادراک يا نگرش او نسبت به توانايي بالقوه شغل براي ارضاء اين نيازها کمتر باشد رضايت شغلي نيز زياد خواهد بود ( ساعتچي، 1372: 24).
کاتزل و تامپسون44(1990) بر اين باورند که وجود انگيزش در شغل براي ادامه اشتغال لازم و ضروري است و اگر فرد به شغل خود علاقمند نباشد و در انجام وظايفش برانگيخته نشود ادامه حرفه برايش ملامتآور خواهد بود. ولي برآورده شدن نيازها از طريق حرفه، احساس رضايت نسبت به شغل ايجاد ميکند. بسته به اهميت و شدت وجود نياز و ميزان ارضاء آن توسط حرفه، احساس رضايت نيز بيشتر خواهد بود، بنابراين افرادي که از کارشان رضايت دارند و به آن علاقهمند هستند، از انگيزه زيادي در کارشان برخوردارند.( به نقل از لوکنر و هانکس45، 2003).
2-3-3- انواع رضايت شغلي و ابعاد آن
گينزبرگ46 و همكارانش (1915) كه رضايت شغلي را از ديدگاههاي گوناگون مورد توجه قرار دادند به دو نوع رضايت شغلي اشاره مي‌كنند:
1- رضايت دروني كه از دو منبع حاصل مي‌گردد: اول، احساس لذتي كه انسان صرفاً از اشتغال بكار و فعاليت عايدش مي‌شود. دوم، لذتي كه بر اثر مشاهده پيشرفت و يا انجام برخي از مسئوليتهاي اجتماعي و به ظهور رساندن توانائيها و رغبت‌هاي فردي به انسان دست مي‌دهد.
2- رضايت بيروني كه با شرايط اشتغال و محيط كار ارتباط دارد و هر آن در حال تغيير و تحول است. از عوامل رضايت بيروني، به عنوان مثال شرايط محيط كار، ميزان دستمزد و پاداش، نوع كار، و روابط موجود بين كارگر و كارفرما را مي‌توان نام برد. عوامل دروني كه خصوصيات و حالات فردي را شامل مي‌شود در مقايسه با عوامل بيروني كه شرايط كار و اشتغال را در بر‌مي‌گيرد، از ثبات بيشتري برخوردار هستند. لذا رضايت دروني پايدارتر از رضايت بيروني است. رضايت كلي نتيجه تعاملي بين رضايت دروني و بيروني است. (بهروز اسكويي،1381).
رضايت شغلي خود يك مفهوم پيچيده و مشكل براي اندازه‌گيري به طور واقعي است. سطح رضايت شغلي تحت تأثير يك دامنه وسيع از متغيرهاي مربوط به عوامل محيطي، سازماني، فرهنگي، اجتماعي و فردي است. (مولينز47،1996).
– عوامل فردي شامل شخصيت، آموزش، هوش و توانايي‌ها، سن، وضعيت تأهل و درك وضعيت شغلي.
– عوامل اجتماعي48 شامل روابط با همكاران، كار كردن گروهي و هنجارها، فرصت‌ها براي تعامل و سازمانهاي غيررسمي.
– عوامل فرهنگي49 شامل نگرشها، باورها و ارزشهاي زيربنايي.
– عوامل سازماني50 شامل ماهيت و اندازه، ساختار رسمي، رويه‌ها و خط مشي‌هاي پرسنلي، روابط كارمندان، ماهيت كار، تكنولوژي و سازمانكاري سرپرستي و سبكهاي مديريت و شرايط ‌كاري.
– عوامل محيطي51 شامل اثرات دولت و فن‌آوري، اجتماع و اقتصاد.
اين عوامل مختلف رضايت شغلي افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بعضي از كارگران يا كارمندان ممكن است با جنبه‌هاي خاصي از كارشان راضي شوند، ولي از جنبه‌هاي ديگري از آن ناراضي باشند.
از سوي ديگر، نيز به نظر مي‌رسد يك نظريه جامع و كلي كه رضايت را توضيح دهد وجود ندارد. با اين حال، دامنه گسترده‌اي از عوامل همانطور كه در شكل (2-1) نشان داده شده است، رضايت شغلي را تحت تأثير قرار مي‌دهند (بحرالعلوم،1378).
شکل2-1: چهارچوب مطالعات رضايت شغلي
منبع: (بحرالعلوم،1378)
2-3-4- عوامل مؤثر بر رضايت شغلي
بر رضايت شغلي كاركنان و كاركرد سازماني عوامل مختلفي تأثير دارد. در مورد عوامل نافذ بر رضايت شغلي افراد عوامل مختلفي توسط صاحبنظران علم رفتار سازماني شناسائي شده]]>

این مطلب را هم بخوانید :  دانلود پایان نامه ارشد درمورددانشگاه تهران، عدل و انصاف، عدل و داد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.