ژانویه 17, 2021

پایان نامه با کلمات کلیدی سلامت روان، استرس، استاندارد

1 min read
<![CDATA[]]>

2-6- تحقيقات خارج از ايران
* نيکولا، جوهان، اينر، ناوجوت و سالي68(2007) در يک فراتحليل نشان دادند که هوش هيجاني با سلامت رواني رابطه مثبت و معناداري دارد. همچنين بين ابعاد سلامت روان و هوش هيجاني رابطه وجود دارد.
* يافته هاي ونتا، نيکولاس و تد69(2005) و پتريد، نورا و آدريان70(2004) نشان مي دهد که هوش هيجاني با پيشرفت تحصيلي، رضايت زندگي، شيوه هاي حل مسئله، کنارآمدن و اختلالهاي رفتاري کمتر رابطه مثبت دارد.
* ولاستر71 در سال 1987 پژوهشي تحت عنوان “عوامل مؤثر بر رضايت شغلي معلمان” انجام دادند و عوامل و متغيرهايي چون محل مدرسه، اندازه مدرسه، مقطع تحصيلي، سن، جنس، وضعيت تاهل، سابقه خدمت، ارشديت، سطح تحصيلات را بررسي نمودند. نتايج تحقيق سه عامل حقوق، پيشرفت و شناخت را در ايجاد نارضايتي شغلي مسبب دانسته و عوامل سرپرست، روابط با همكاران، تعهد و ماهيت كار را به عنوان عواملي كه ايجاد نارضايتي نمي كردهاند، مطرح كرده است.
* کرميک72 (2000) در تحقيقي به بررسي و مطالعه نگرش هاي شغلي همچون رضايت شغلي، تعهد سازماني و تعهد شغلي و رابطه آن با سازگاري شغلي پرداخته است او به اين نتيجه دست يافت که بين رضايت شغلي و تعهد سازماني رابطه مثبت و معني دار ي وجود دارد.
* لانگ73 (2005) به بررسي رضايت شغلي در استراليا پرداخته است نتايج تحقيق او نشان ميدهد که بين مشخصات و ويژگيهاي فردي با رضايت شغلي رابطه وجود دارد.
* ويليام و هزر خاطر نشان ساختهاند که ميان رضايت شغلي و تعهد سازماني، رابطه علي حاکم است و رضايت شغلي پيش شرط تعهد سازماني است.( به نقل از بيدختي و همکاران، 1386).
* مطالعات اشاگبمي74 و همكاران (1999) تحت عنوان تأثير سن بر رضايت از تدريس و تحقيق در دانشگاه نشاندهنده تأثير سن بر رضايت شغلي اساتيد دانشگاه مي‌باشد. بدين معنا كه فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي اساتيد از سن آنان بوده و ميزان رضايت شغلي در سنين متفاوت يكسان نيست.
* مطالعات باخ75 و همكاران (1996) تحت عنوان “يك تحقيق پيرامون تأثير وضوح نقش بر واكنشهاي مديران زن و مرد” كه بر روي 254 نفر انجام پذيرفت نشان مي‌دهد كه وضوح نقش در مديران به طور همزمان تجربه شغلي مثبت و انتخاب فرصت‌هاي شغلي مناسب را به دنبال داشته است. بعلاوه فقدان وضوح نقش در مديران زن سبب ادراك منفي از انتظارات تحرك مسير شغلي و در مديران مرد سبب كاهش در انتظارات پيشرفت و رضايت كمتر در محيط كار روزانه گرديده است.
* دلوبتز و هيگز (2000) نشان داد که هوش هيجاني بر نحوه عملکرد موفق و کارآمد افراد و حتي در ارزيابي اين عملکرد توسط خود، همکاران و يا سرپرستان تأثير ميگذارد.
* نتايج پژوهش کياروچي و همکاران (2001) هم نشان داد که افرادي که در مديريت هيجانات ديگران توانا هستند، حمايت اجتماعي بيشتري دريافت کرده و از اين حمايت بيشتر احساس رضايت ميکردند.
* ونگ و لاو (2002) تأثير هوش هيجاني سرپرست و زيردستان آنها را بر عملكرد شغلي، رضايت شغلي، تعهد سازماني و تمايل به ترك خدمت مورد بررسي قرار داده و نشان دادند كه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي، رابطه معنادار آماري وجود دارد.
* هاياشي (2005) نيز بيان ميکند كه هر چه هوش هيجاني بالاتر باشد عملكرد مديران نيز بهتر و مؤثرتر است.
* گولريوز، گاني، ميسكي آيدين، آسان76(2008) در پژوهشي كه هدف آن تأثير هوش هيجاني و ابعاد آن بر رضايت شغلي و تعهد سازماني پرستاران بود، دريافتند كه هوش هيجاني به گونهي شايان توجهي با رضايت شغلي و تعهد سازماني مرتبط ميشود .
* نتايج پژوهش كوزترك و دنيز حاكي از وجود رابطهي معنادار ميان هوش هيجاني و رضايت شغلي است. (كوزترك و دنيز77،2008).
* يافتههاي حسينيان، موناوار، زهراي، فانحي آشتياني78 در سال 2008حاكي از معنادار بودن رابطهي ميان رضايت شغلي و هوش هيجاني است .
* دانگ و هوارد79 در سال 2006در مطالعهاي كه هدف آن بررسي هوش هيجاني و رضايت شغلي و حس اعتماد بر روي كارمندان دانشگاه كاليفرنيا بود، به اين نتيجه رسيدند كه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي رابطه وجود دارد و همچنين هوش هيجاني قدرت پيشبينيكنندگي رضايت شغلي را دارد.
* گاردنر و استوگ80(2003) در مطالعهاي در دانشگاه سويين برن كشور آمريكا به اين نكته اشاره كردند كه هوش هيجاني پيش بيني كننده اي سودمند براي رضايت شغلي و تعهد سازماني است و همچنين هوش هيجاني با رضايت شغلي و تعهد سازماني رابطه دارد.
2-7- مدل مفهومي تحقيق
شکل2- 4: مدل مفهومي تحقيق
فصل سوم
روش شناسي تحقيق
3-1- مقدمه
هدف از انتخاب روش تحقيق آن است که پژوهشگر مشخص نمايد چه شيوه يا روشي را اتخاذ نمايد تا او را هر چه دقيقتر و گوياتر به پاسخهاي احتمالي برساند. در اين فصل به بررسي نوع و روش تحقيق، جامعه آماري، ابزار و روش گردآوري اطلاعات، روايي و پايايي پرسشنامه مي پردازيم.
3-2- نوع و روش تحقيق
با توجه به هدف و موضوع تحقيق که به بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي با سلامت روان بهورزان دانشگاه علوم پزشکي شهر زاهدان ميپردازد، يک مطالعه توصيفي از نوع همبستگي است. به عبارت ديگر، در اين روش پژوهشگر سعي دارد تا آن چه است را بدون هيچ گونه دخالت يا استنتاج ذهني گزارش توصيفي و نيز به خاطر اينکه محقق با جمع آوري اطلاعات از طريق پرســشنامه درصـدد کشف رابطه بين متغير هاي پژوهش ميباشد، همبستگي است. ( دلاور، 1385).
3-3- جامعه آماري
جامعه به گروهي از افراد که از يک خصوصيت مشترک برخوردارند و آنها را از ديگر گروهها متمايز مينمايد اشاره دارد پژوهشگران هميشه کليت يک جامعه را مطالعه نميکنند زيرا شناسايي همه اعضاي آن جامعه امکانپذير نبوده و يا در دسترس نميباشند بنابراين در عمل جامعه هدف را مطالعه ميکنند.(دانايي فرد و همکاران، 1387)
جامعه آماري پژوهش حاضر عبارت است از کليه بهورزان شاغل در دانشگاه علوم پزشکي زاهدان که شامل 550 نفر ميباشد.
3-4- روش نمونهگيري و حجم نمونه
در اين پژوهش روش نمونهگيري تصادفي ساده است. براي بدست حجم نمونه از جدول کرجسي- مورگان استفاده شد که براي جامعه آماري 550 نفري حجم نمونه 226 نفر قيد شده است که پس از جمعآوري پرسشنامهها 11 نسخه از پرسشنامهها اطلاعاتشان کامل نبود که در تجزيه و تحليل کنار گذاشته شدند. بنابراين حجم نمونه اين تحقيق 215 نفر ميباشد.
3-5- ابزار گردآوري اطلاعات
روش گردآوري اطلاعات از طريق پرسشنامه انجام شده است. جهت جمعآوري اطلاعات مربوط به متغيرهاي تحقيق سه پرسشنامه استاندارد استفاده شده است.
الف: پرسشنامه هوش هيجاني: اولين مقياس هوش هيجاني بار- آن در سال 1980 با طرح اين سوال که چرا بعضي مردم نسبت به بعضي ديگر در زندگي موفقترند آغاز گرديد. در اين سال مولف مفهوم تعريف و اندازه اي از هوش غيرشناختي (بار- آن، 1988) ارائه فرد و پس از 17 سال تحقيق اولين مقياس هوش هيجاني ساخته شد. مقياس هوش هيجاني او داراي پنج مقياس يا جنبه (مهارتهاي درونفردي، مقابله با فشار، سازگاري و خلق کار) و پانزده خرده مقياس است.
پاسخهاي آزمون نيز در روي يک مقياس 5 درجهاي در رديف ليکرت (کاملاً موافقم، موافقم، تا حدودي، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظيم شده است مقياسهاي آزمون عبارتند از:
خودآگاهي هيجاني81 توانايي آگاه بودن و فهم احساس خود.
خودابزاري 82: توانايي ابراز احساسات، باورها و افکار صريح و دفاع از مهارتهاي سازنده و بر حق خود عزت نفس83: توانايي آگاه بودن از ادراک خود، پذيرش خود و احترام به خود.
خودشکوفايي84: توانايي درک ظرفيتهاي بالقوه و انجام چيزي که مي توان انجام داد، تلاش براي انجام دادن و لذت بردن.
استقلال85: توانايي هدايت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمايلات اجتماعي.
همدلي86: توانايي آگاه بودن و درک احساسات ديگران و ارزش دادن به آن.
مسئوليت پذيري اجتماعي87: توانايي بروز خود به عنوان يک عضو داراي حس همکاري، موثر و سازنده در گروه.
روابط بين فردي88: توانايي ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش متقابل که به وسيله نزديکي عاطفي، صميميت، محبت کردن و محبت گرفتن توصيه مي شود.
واقع گرايي89: توانايي سنجش و هماهنگي، بين چيزي که به طور هيجاني تجربه شده و چيزي که بطور واقعي وجود دارد.
انعطاف پذيري90: توانايي سازگار بودن افکار و رفتار با تغييرات محيط و موقعيتها.
حل مساله91: توانايي تشخيص و تعريف مشکلات، به همان خوبي خلق کردن و تحقق بخشيدن راه حلهاي موثر و بالقوه.
مقياس مهارتهاي درون فردي شامل خود و مقياسهاي آگاهي هيجاني خودابرازي احترام به خود خودشکوفايي و استقلال است. مقياس مهارتهاي بين فردي شامل خود مقياسهاي همدلي، مسئوليتپذيري اجتماعي و روابط بين فردي است. مقياس مقابله با فشار(کنترل استرس) شامل خرده مقياسهاي تحمل استرس و کنترل تکانه است. مقياس سازگاري شامل خرده انعطافپذيري، حل مسئله و واقعيت سنجي است و مقياس خلق کلي شامل خرده مقياسهاي شادي و خوش بيني است.(کياني، 1381).
اين پرسشنامه داراي 90 سوال است که نخستين پرسشنامه فرافرهنگي ارزيابي هوش هيجاني است. اين آزمون در سه مرحله در ايران اجرا شده و پس از انجام برخي تغييرات در متن اصلي پرسشنامه، حذف يا تغيير بعضي سوالات و تنظيم مجدد سوالات هر مقياس، پرسشنامه از 117 سوال به 90 سوال تقليل يافت. و در مورد کيفيت روان سنجي آن نيز اقدامات لازم بعمل آمد که در سومين مرحله اجرا، تحليل اطلاعات در حيطه هاي زير انجام گرفت. (سموعي و همکاران، 1384).
روش اجراء نمره گذاري (EQ-i)
ابزار (EQ) براي سنجش هوش هيجاني مورد ارزيابي قرار مي گيرد اين ابزار متشکل از عباراتي است که احساس، طرز تفکر و نحوه رفتار را در موقعيتهاي گوناگون توصيف مي کند. آزمودني با خواندن هر عبارت، ميزان هماهنگي يا عدم هماهنگي خود را با خصوصيات توصيف شده بر روري مقياس 5 درجه اي ليکرت از 5 به يک (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) و در بعضي سوالات با محتواي منفي يا معکوس از يک به 5 (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) انجام ميشود. 9 نمره کل هر مقياس برابر مجموع نمرات هر يک از سئوالات آن مقياس و نمره کل آزمون برابر با مجموع نمرات 15 مقياس مي باشد. کسب امتياز بيشتر در اين آزمون، نشانگر موقعيت برتر فرد در مقياس مورد نظر يا در کل آزمون و برعکس مي باشد. مثلاً کسب امتياز بالاتر در مقياس خود ابرازي نشان دهنده، خود ابرازي بيشتر در فرد است.
ب: رضايت شغلي: براي سنجش رضايت شغلي از پرسشنامه (70 سوالي 5 گزينهاي طيف ليکرت) استاندارد JDI (شاخص توصيف شغلي) استفاده شده است. نحوه امتياز بندي آن بدين صورت است که به گزينه بسيارکم امتياز 1، گزينه کم 2، متوسط امتياز3، گزينه زياد امتياز4، وگزينه خيلي زياد امتياز 5، تعلق ميگيرد.
ج: پرسشنامه سلامت عمومي- 28 (GHQ): اين پرسشنامه اولين بار توسط گلدبرگ در سال 1972 طراحي شد، و از ابزارهاي شناخته شده غربالگري روانپزشکي در جمعيت عمومي است و براي شناسايي اختلالهاي غيرروانپزشکي به کارگرفته شده است.(يعقوبي، نصر اصفهاني و شاه محمدي،1374). از زماني که گلدبرگ GHQ را معرفي کرد تاکنون به 38 زبان ترجمه شده است، و ميتوان آن را معروفترين و بکار گرفتهشدهترين آزمون اندازه گيري در بهداشت رواني دانست. اجراي آزمون، تکميل و نمرهگذاري آن بسيار آسان است. اين ابزار داراي فرم هاي 12، 28، 30 و 60 سؤالي است. کاربرد بسيار زياد فرم 28 سؤالي آن نه تنها به خاطر مزيت طول زمان اجراي آن است بلکه به خاطر کاربرد گسترده آن در پژوهشهاست که موجب مقايسه]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.