ژانویه 25, 2021

پایان نامه با کلمات کلیدی سلامت روان، حل مسئله، کارکنان زن

1 min read
<![CDATA[]]>

اين يافته با نتايج (بوالهري (1385)، زهراکار(1386)، زارعان و همکاران( 1386)، ميري و اکبري (1386)، ويليام و هرز به نقل از بيدختي (1386)، اشاگبمي و همکاران (1999)، باخ و همکاران (1996)، حسينيان و همکاران (2008)، دانگ و هوارد (2006) مطابقت و همسويي دارد زيرا آنها نيز نتيجه گرفته بودند بين سلامت روان و رضايت شغلي رابطه وجود دارد يعني با افزايش سلامت روان شاهد افزايش رضايت شغلي خواهيم بود.
فرضيه سوم: بين هوش هيجاني و رضايت شغلي بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمون ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شده است. يافتههاي جدول (4-7) حاكي از اينست كه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد. همچنين نتايج رگرسيون بيانگر اينست كه هوش هيجاني بر رضايت شغلي با مقدار R2 تعديل شده (30/0) تاثير بگذارد و آن را پيش بيني كند.
اين نتيجه با يافتهها زهراکار(1386)، بخشي سورشجاني(1389)، مومني (1384)، مطلبي و همکاران (1388)، زارعان و همکاران(1386)،ميري و اکبري (1386)، ونتا و همکاران(2005)، پتريد، نورا و آدريان(2004)، کرميک (2000)، لانگ (2005)، بيدختي(1386)، دلويتز و هيگز (2000)، کياروچي و همکاران(2000)، ونگ و لاو (2002)، کوزترک و دنيز(2008) و حسينيان و همکاران (2008) همخواني دارد. چنين مي توان استنباط کرد هوش هيجاني و رضايت شغلي ميتوانند از يکديگر تأثير بگيرند و تأثير بگذارند.
فرضيه چهارم: بين ابعاد هوش هيجاني و رضايت شغلي بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمون ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شده است. همان‌طور كه در جدول (4-9) آمده است بين ابعاد هوش هيجاني و رضايت شغلي بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد. همچنين نتايج رگرسيون بيانگر اينست كه مولفههاي هوش هيجاني بر رضايت شغلي با مقدار R2 تعديل شده (خودآگاهي018/0، خودتنظيمي 062/0، خودانگيزي 019/0، همدلي 463/0، مهارتهاي اجتماعي 428/0، روابط بين فردي 034/0، واقع گرايي 175/0، انعطافپذيري 147/0 و حل مسئله 172/0) ميتوانند تاثير بگذارند و آن را پيشبيني كند.اين نتيجه با يافتهها زهراکار(1386)، بخشي سورشجاني(1389)، مومني (1384)، مطلبي و همکاران (1388)، زارعان و همکاران(1386)، ميري و اکبري (1386)، ونتا و همکاران(2005)، پتريد، نورا و آدريان(2004)، کرميک (2000)، لانگ (2005)، بيدختي(1386)، دلويتز و هيگز (2000)، کياروچي و همکاران(2000)، ونگ و لاو (2002)، کوزترک و دنيز(2008) و حسينيان و همکاران (2008) همخواني دارد.
فرضيه پنجم: بين ابعاد هوش هيجاني و سلامت روان بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمون ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شده است. همان‌طور كه جدول (4-10) نشان ميدهد فقط بين سلامت روان و خودتنظيمي، انعطاف پذيري و حل مسئله رابطه مثبت و معنيدار وجود دارد. اما بين سلامت روان و مؤلفه خودآگاهي، همدلي و مهارتهاي اجتماعي، و واقعگرايي رابطه معناداري مشاهده نگرديد. نتايج رگرسيون خطي نشان مي دهد که فقط مولفههاي خود تنظيمي با مقدار R2 تعديل شده(141/0)، خودانگيزي با مقدار R2 تعديل شده (022/0)، انعطاف پذيري با مقدار R2 تعديل شده (059/0) و حل مسئله با مقدار R2 تعديل شده (039/0) مي توانند سلامت روان را پيش بيني کنند.
اين يافته با نتايج زهراکار(1386)، اکبري زاده و همکاران (1390)، زارعان و همکاران (1386)، ميري و اکبري (1386)، محمد اميني و همکاران (1387)، نيکولا و همکاران (2007)، ويليام و هرز به نقل از بيدختي(1386)، هاياشي (2005)، گولريوز و همکاران (2008)، کوزترک و دنيز (2008)، گاردنر و استوگ (2003)، حسينيان و همکاران (2008)، ونگ و لاو (2002)، کياروچي و همکاران(2000)، و دانگ و هوارد (2006) در زمينه رابطه بين سلامت روان و خوتنظيمي، انعطاف پذيري و حل مسئله همسويي و مطابقت دارد اما در زمينه عدم رابطه بين سلامت روان و ابعاد خودآگاهي، همدلي، مهارتهاي اجتماعي، و واقعگرايي ناهمخوان ميباشد.
فرضيه ششم: بين ابعاد سلامت روان و رضايت شغلي بهورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي زاهدان رابطه وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه نيز از آزمون ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شده است. همان‌طور كه در جدول (4-12) آمده است فقط بين بعد عملكرد اجتماعي سلامت روان و عملکرد اجتماعي و بعد افسردگي رابطه مثبت و معني دار وجود دارد. اما بين رضايت شغلي و بعد جسماني و بعد اضطراب رابطه معناداري وجود ندارد. نتايج رگرسيون خطي نشان مي دهد که فقط مولفههاي عملکرد اجتماعي با مقدار R2 تعديل شده (026/0)، و افسردگي با مقدار R2 تعديل شده (025/0) مي توانند رضايت شغلي را پيش بيني کنند.
اين يافته با نتايج بوالهري (1385)، زهراکار(1386)، زارعان و همکاران( 1386)، ميري و اکبري (1386)، ويليام و هرز به نقل از بيدختي (1386)، اشاگبمي و همکاران (1999)، باخ و همکاران (1996)، حسينيان و همکاران (2008)، دانگ و هوارد (2006) کوزترک و دنيز (2008) در زمينه رابطه بين رضايت شغلي و ابعاد عملکرد اجتماعي و افسردگي سلامت روان در يک راستا ميباشد اما در زمينه عدم رابطه بين رضايت شغلي و ابعاد جسماني و اضطراب سلامت روان همسويي ندارد.
فرضيه هفتم: بين هوش هيجاني بهورزان شاغل برحسب جنسيت و تحصيلات دانشگاه علوم پزشکي زاهدان تفاوت وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمونt مستقل و تحليل واريانس يكراهه استفاده شده است. يافتههاي جدول(4-13) حاکي از آن است که بين هوش هيجاني کارکنان زن و مرد تفاوت وجود ندارد و يکسان ميباشد. همچنين جدول (4-15) نتايج آزمون تحليل واريانس يك طرفه در ارتباط با هوش هيجاني بر حسب تحصيلات، نشان مي‌دهد كه ميزان هوش هيجاني در بين بهورزان با توجه به تحصيلات يكسان مي‌باشد. اين نتايج با يافتههاي خسروجردي و خانزاده (1386)، بخشي سورشجاني (1389) و ميري و اکبري( 1386) ناهمخوان ميباشد. آنها تفاوت معناداري در زمينه هوش هيجاني برحسب جنسيت و تحصيلات مشاهده کرده بودند. اين نتيجه نيز با يافته پتريد، نورا و آدريان (2004) مطابقت دارد.
فرضيه هشتم: بين رضايت شغلي بهورزان شاغل برحسب جنسيت و تحصيلات دانشگاه علوم پزشکي زاهدان تفاوت وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمونt مستقل و تحليل واريانس يكراهه استفاده شده است. يافتههاي جدول(4-16)حاکي از آن است که بين رضايت شغلي کارکنان زن و مرد تفاوت وجود ندارد و يکسان ميباشد. همچنين در جدول (4-18) نتايج آزمون تحليل واريانس يك طرفه در ارتباط با رضايت شغلي بر حسب تحصيلات، مشخص شد كه ميزان رضايت شغلي در بين بهورزان باتوجه به تحصيلات يكسان مي‌باشد. اين يافته با نتايج باخ و همکاران (1996)، اشاگبمي و همکاران (1999) ويليام و هرز به نقل از بيدختي (1386)، ولاستر (1987)، همخواني دارد اما با يافتههاي لانگ (2005) همخواني ندارد.
فرضيه نهم: بين سلامت روان بهورزان شاغل برحسب جنسيت و تحصيلات دانشگاه علوم پزشکي زاهدان تفاوت وجود دارد.
براي تحليل اين فرضيه از آزمونt مستقل و تحليل واريانس يكراهه استفاده شده است. يافتههاي جدول (4-19)حاکي از آن است که بين سلامت روان کارکنان زن و مرد تفاوت وجود ندارد و يکسان ميباشد. جدول (4-21) نتايج آزمون تحليل واريانس يك طرفه در ارتباط با سلامت روان بر حسب تحصيلات، نشان مي‌دهد كه ميزان سلامت روان در بين بهورزان باتوجه به تحصيلات يكسان مي‌باشد. اين يافته با نتايج مرادي و همکارانش (1380)، مستخدمين حسيني (1381)، ميري و اکبري (1386)، و نيکولا و همکاران (2007) ناهمخوان مي باشد زيرا آنها در تحقيقات خود گزارش داده بودند که بين زن و مرد سلامت روان تفاوت وجود دارد و همچنين بين سلامت روان بر حسب تحصيلات نيز تفاوت معناداري مشاهده کرده بودند اما اين نتيجه با يافته سهرابي (1380) همخوان مي باشد.
همانطور که در فصل اول نيز اشاره شد، از ويژگيهاي کارمند موفق، سلامت عمومي او است که به طور کلي در اساسنامه سازمان جهاني بهداشت، حالت خوب بودن کامل از نظر جسمي- رواني و اجتماعي در نظر گرفته شده است، اين موضوع امروزه پژوهش هاي زيادي را به خود اختصاص داده است و مطالعات انجام شده در سالهاي اخير، در حوزه بهداشت رواني و سلامت عمومي، رابطه تنگاتنگ عوامل سلامتي صرفاً عدم بيماري نيست، ممکن است شخص از نظر آسيب شناسي هيچگونه مشکل عيني نداشته باشد ولي با وجود اين سالم هم نباشد. مطمئنا هرگونه انحرافي که در حال احساسي يا کنشي فرد رخ دهد و خود فرد آن را غير طبيعي بداند، حاکي از آن است که فرد سالم نيست. در هر حال، هرچه بيشتر به نقش حياتي رفتارهاي پيشگيرانه خاص پي ببريم باز هم مسلماً مفهوم سلامت گسترده تر خواهد بود (ديگو، 2004). از طرفي، رضايت شغلي به عنوان يک نگرش شغلي تأثير قابل ملاحظهاي در پيشرفت برنامههاي مراکز و موسسات دارند. اگر کارکنان از رضايت شغلي بالايي برخوردار باشند و به سازمان خود تعهد بالايي نشان دهند ميتوانند به تحقق اهداف تعليم و تربيت کمک نمايند. واقعيت اين است که نميتوان از کارکنان ناراضي و غيرمتعهد انتظار داشت که خوب کار کنند.
از سوي ديگر، يکي از پديدههايي که در دهه اخير، مورد استقبال فراواني قرار گرفته، پديده هوش هيجاني است. دليل اين امر توانايي بالاي هوش هيجاني در حل بهتر مسايل و کاستن از ميزان تعارضات بين دريافت‌هاي فکري و احساسي است. پژوهشهاي متعددي نشان داده‌اند که هوش هيجاني ميتواند سبب افزايش ميزان سلامتي، رضايت و رضايتمندي، رفاه، ثروت، موفقيت، عشق و شادي گردد (سالوي و ماير، 1990).
بطور کلي يافته هاي اين پژوهش حاکي از اين بود که بين هوش هيجاني و رضايت شغلي با سلامت روان رابطه مثبت و معناداري وجود داشت. همچنين بين رضايت شغلي و سلامت روان نيز رابطه معناداري مشاهده گرديد. يافتهها نيز بيانگر اين بود که بين ابعاد هوش هيجاني و رضايت شغلي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
در زمينه ارتباط بين ابعاد هوش هيجاني و سلامت روان نتايج از اين قرار بود که فقط بين سلامت روان و خودتنظيمي، انعطاف پذيري و حل مسئله رابطه مثبت و معني دار وجود دارد. اما بين سلامت روان و مؤلفه خودآگاهي، همدلي و مهارتهاي اجتماعي، و واقعگرايي رابطه معناداري مشاهده نگرديد. در زمينه ارتباط ابعاد سلامت روان و رضايت شغلي نيز يافته ها نشان داد که فقط بين بعد عملكرد اجتماعي سلامت روان و عملکرد اجتماعي و بعد افسردگي رابطه مثبت و معني دار وجود دارد. اما بين رضايت شغلي و بعد جسماني و بعد اضطراب رابطه معناداري وجود ندارد. نتايج آزمون t مستقل و تحليل واريانس يکراهه نشان داد که بين هوش هيجاني برحسب جنسيت و تحصيلات و بين سلامت روان برحسب جنسيت و تحصيلات و بين رضايت شغلي برحسب جنسيت و تحصيلات تفاوت معناداري وجود ندارد.
5-3- پيشنهادات كاربردي
1) از آنجايي که بين هوش هيجاني و سلامت روان با رضايت شغلي رابطه وجود داشت بايد با برگزاري همايشها، سمينارها و کارگاههاي آموزشي دانش و آگاهي بهورزان را افزايش داد.
2) پياده كردن نظام شايسته سالاري در دادن پستها و مسئوليتها و اصلاح مديريت منابع انساني كه منجر به افزايش كارآيي بهورزان و در نهايت]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.