ژانویه 21, 2021

پایان نامه با کلمات کلیدی سلامت روان، بهداشت روان، کنترل تکانه

1 min read
<![CDATA[]]>

از طرفي يکي از متغيرهايي که سلامت روان و هوش هيجاني ميتواند بر آن اثرگذار باشد رضايت شغلي ميباشد. امروزه به خاطر رشد و پيشرفت علوم و توسعه كشورها، نيازهاي انسان صورت نامحدودي پيدا كرده كه آن نيازها بايد برطرف گردد. براي رفع نيازهاي انسان سازمانهاي مختلفي با اهداف متفاوتي بوجود آمده است. يكي از گسترده‌ترين اين سازمانها، مراکز دانشگاهي و موسئسات آموزشي بخصوص دانشگاههاي علوم پزشکي است كه بدليل اهميت زياد آن در جامعه، بايد به رضايت شغلي نيروي انساني آن توجه كافي مبذول داشت. هنگامي نيروي انساني يك سازمان از رضايت شغلي برخوردار است كه به انگيزش واداشته شود و زماني نيروهاي انساني برانگيخته مي‌شوند كه نيازهاي معقولانه آنها در ابعاد جسمي، اجتماعي و رواني توسط مديران سطح عالي سازمان مورد توجه قرار گيرد. با بررسي رضايت شغلي و تعهد سازماني كاركنان مي‌توان باعث افزايش كارايي آنها و در نهايت بهبود بهره‌وري سازمان شد(الواني و معمارزاده، 1384).
در اين رابطه مورهد و گريفين5(2005) معتقدند که دنياي ما دنياي سازمانهاست و گرداننده اصلي اين گردونه انسانها هستند آنانند که به کالبد سازمانها جان ميبخشند و تحقق هدفها را ميسر ميسازند بدون انسان سازمان بيمعني است و مديريت امري موهوم. شايد اين شبهه پيش آيد که در دنياي آينده که آدموارهها و ماشينها جاي انسانها را در سازمانها پر ميکنند نقش انسان در سازمان کمرنگ خواهد شد اما به هيچ رو اينگونه نخواهد شد و با خودکاري و ماشيني شدن کارها، نوع فعاليتهاي انساني در سازمان تغيير شکل ميدهد و به گفته پيتر دراکر6 کاردستي7 جاي خود را به کار دانشي8 ميدهد. اما نقش به يقين تعيينکننده انسان، به عنوان حاکم سازماني همچنان برقرار و مستدام خواهد بود (به نقل از الواني و معمارزاده، 1384).
در هر سازمان، نيروي انساني مهمترين رکن تعالي و ترقي سازمان و عامل اساسي تحقق اهداف پيشبيني شده در آن مجموعه است. رضايت شغلي در تحقق اهداف سازماني، سلامت فردي و اجتماعي نقش ويژهاي ايفا مينمايد، بنابراين يکي از مهمترين و شايعترين مباحث قابل بررسي و تحقيق در مطالعات سازماني تلقي ميشود. رضايت شغلي به گفته بسياري از کارشناسان، يکي از چالش برانگيزترين مفاهيم سازماني و پايهي بسياري از سياستها و خطيمشيهاي مديريت براي افزايش بهرهوري و کارآيي سازمان است (هومن، 1381، 145).
بطور کلي در اين تحقيق محقق به بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايت شغلي با سلامت روان بهرورزان شاغل دانشگاه علوم پزشکي شهر زاهدان خواهد پرداخت.
1-2- بيان مسئله
انسان موجود پيچيده و داراي ابعاد مختلفي است که حيات وي در اثر تعادل نسبي اين ابعاد هضم شده و دوام ميآورد. يکي از اين ابعاد، سلامت روان ميباشد که نظامنامه سازمان بهداشت جهاني آن را اين گونه تعريف ميکند: قابليت موزون وهماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي بطور عادلانه و منطقي و مناسب. سلامت روان در مفهوم عام خود نيز به سلامت فکر و تعادل رواني و دارا بودن خصوصيات مثبت رواني اتلاق ميگردد و راههاي دستيابي به سلامت فکر و روح که براي تعالي و تکامل فردي و اجتماعي انسانها لازم است با پرداختن به آن روشن ميشود و همچنين در مفهوم تخصصي خود رشتهاي از بهداشت است که افراد تحصيلکرده و داراي مهارت و تجربيات خاص با اتخاذ روشهاي علمي، آن را به مردم آموزش ميدهند.(ميلاني فر، 1386).
از ويژگيهاي کارمند موفق، سلامت عمومي او است که به طور کلي در اساسنامه سازمان جهاني بهداشت، حالت خوب بودن کامل از نظر جسمي- رواني و اجتماعي در نظر گرفته شده است، اين موضوع امروزه پژوهش هاي زيادي را به خود اختصاص داده است و مطالعات انجام شده در سالهاي اخير، در حوزه بهداشت رواني و سلامت عمومي، رابطه تنگاتنگ عوامل سلامتي صرفاً عدم بيماري نيست، ممکن است شخص از نظر آسيب شناسي هيچگونه مشکل عيني نداشته باشد ولي با وجود اين سالم هم نباشد. مطمئناً هرگونه انحرافي که در حال احساسي يا کنشي فرد رخ دهد و خود فرد آن را غير طبيعي بداند، حاکي از آن است که فرد سالم نيست. در هر حال، هرچه بيشتر به نقش حياتي رفتارهاي پيشگيرانه خاص پي ببريم باز هم مسلماً مفهوم سلامت گسترده تر خواهد بود (ديگو، 2004). کارمندي که از وضعيت جسماني و رواني مطلوبي برخوردار نباشد، در اداره واحد خود دچار مشکل خواهد شد. بيخوابي، افسردگي، اضطراب و مشکلاتي از اين قبيل، تمرکز کارمند را در انجام مسئوليت حساس خود، برهم زده باعث دلسردي و نارضايتي او از وضعيت موجود ميشود، در نهايت انگيزه خود را در انجام وظايف از دست داده و ميتواند موجبات نارضايتي مراجعان را هم فراهم کند.( بوگلر، 2001). يکي از موضوعاتي که در حوزه مديريت و رهبري و سازمان مطرح شده است، هوش هيجاني است. کاربرد مناسب هيجان ها در روابط انساني، درک احوال خود و ديگران، خويشتن داري، همدلي با ديگران و استفاده مثبت از هيجانها در تفکر و شناخت، موضوع هوش هيجاني است که در نحوه برخورد کارکنان با ارباب رجوعان تأثير بسزايي دارد. تأثير هوش هيجاني با توجه به تعريف ويژگيهاي متنوع مربوط به آن در مشاغل، حرفه ها و مسئوليت ها از جمله بهورزان، به دليل اهميت تعامل و تقابل با افراد مختلف با خصوصيات شخصيتي و هيجاني متفاوت، بسيار چشمگير و غير قابل انکار به نظر ميرسد(ماندال، 2003).
از طرفي ديگر، رضايت شغلي به عنوان يک نگرش شغلي تأثير قابل ملاحظهاي در پيشرفت برنامههاي مراکز و موسسات دارند. اگر کارکنان از رضايت شغلي بالايي برخوردار باشند و به سازمان خود تعهد بالايي نشان دهند ميتوانند به تحقق اهداف تعليم و تربيت کمک نمايند. واقعيت اين است که نميتوان از کارکنان ناراضي و غيرمتعهد انتظار داشت که خوب کار کنند (شکوري، 1385). نوابخش و همکاران در اين زمينه بيان ميکنند، براي اطلاع و آگاهي از وضعيت دروني سازمانهاي آموزشي و شناخت مسائل، نارسائيها و آگاهي از وضع موجود سازماني بايد نگرشها و رفتارهاي کارکنان به طور دقيق بررسي و مورد تحليل قرار گيرد. پژوهشگران مشاهده کردهاند که اگر روحيه يک فرد در سازمان بالا باشد، آن فرد کارا و اثر بخش خواهد بود، و چنانچه انتظارات کارکنان در محيط شغلي برآورده نشود، رضايت شغلي ايجاد نميشود در نتيجه عملکرد شغلي پايين ميآيد و حتي انحرافات و تخلفات شغلي ايجاد ميشود. بنابراين مهم است که از احساس نااميدي و يأس کارکنان جلوگيري شود و کارآيي و اثر بخشي افراد با تشخيص و تنظيم به موقع عوامل مرتبط با رضايت شغلي و تعهد سازماني به حداکثر برسد.(به نقل از عبدالهي، 1388).
بدون شك طرح استقرار سيستم خدمات بهداشتي يكي از موفقترين طرح هاي ملي در كشور است كه شاخص هاي بهداشتي در كشور مارا متحول كرده است. خانه بهداشت محيطيترين واحد ارائه خدمت در نظام شبكه هاي بهداشتي درماني كشور است هر خانه بهداشت بسته به شرايط جغرافيايي- به ويژه راههاي ارتباطي و جمعيت- ممكن است يك يا چند روستا را پوشش دهد.(پيله وردي، 1378).
بررسي وضعيت سلامت جسمي، روحي، رواني بهورزان بعنوان پرسنل شاغل در محيطيترين سطح خدمات بهداشتي كه زيربناي خدمات بهداشتي اوليه در ايران مي باشند از اهميت خاصي برخوردار است و قطعاً توجه به سلامت آنها و ارزيابي مشكلات آنها باعث ايجاد انگيزه و مداخلات موثر در حفظ نيروي انساني بعنوان مهمترين بخش سرمايه سيستم بهداشتي مورد توجه برنامه ريزان و مديران سلامت خواهد بود.
بنابراين سوال اصلي اين تحقيق عبارتست از:
الف: “آيا بين هوش هيجاني و سلامت روان بهورزان دانشگاه علوم پزشکي شهر زاهدان رابطه وجود دارد؟”
ب: “آيا بين هوش هيجاني و رضايت شغلي بهورزان دانشگاه علوم پزشکي شهر زاهدان رابطه وجود دارد؟”
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق
كشورهاي پيشرفته صنعتي جهان، هزينه هاي گسترده اي را به منظور بررسي تغييرات سالانه رضايت شغلي كاركنان خود پرداخت مي كنند. تغييرات سالانه رضايت شغلي كاركنان آنها در منابع مربوط موجود است. پرداخت چنين هزينههايي توسط كشورهاي مذكور نشان مي دهد كه رضايت شغلي موضوع بسيار با اهميتي است كه متأسفانه در كشور ما، به صورت عملي، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. براي دستيابي به بهره وري مدرن، وجود رضايت شغلي نيز ضروري است. رضايت شغلي يكي از عوامل مؤثر بر افزايش عملكرد كاركنان است. حداقل مي توان به صراحت بيان كرد كه كاركنان ناراضي، عملكرد پيوسته مطلوبي نخواهند داشت. نبود رضايت شغلي باعث افزايش غيبت، ترك خدمت، جابه جايي، سوانح حين كار و حتي كاهش رضايت از زندگي و مانند اينها مي شود.(قرباني و همکاران، 1388).
مشاغل مختلف در محيط هاي مختلفي انجام مي گيرند و عوامل متعددي از جمله رضايت كلي از شغل، رضايت از درآمد، رضايت از محيط فرهنگي شغلي و رضايت از روابط با همكاران که در محيط کار بر سلامت افراد مؤثر هستند. عوامل بسياري نيز باعث بر هم خوردن سلامت روان افراد مي شوند كه از جمله آنها مي توان به عدم رعايت عدالت، فراهم نبودن فرصت هاي شكوفايي براي افراد و وجود توجه به سلامت روان در، تبعيض هاي غيرمنطقي اشاره نمود تمام عرصه هاي زندگي از جمله زندگي فردي، اجتماعي و شغلي حائز اهميت بوده و يكي از زمينه هايي كه توجه به سلامت روان در آن حائز اهميت است، شغل و حرفه است.(هاشمي نظري، 2005).
استوار و خاتوني(1387)، در تحقيق خود به بررسي رابطه بين هوش هيجاني، رضايت شغلي و تعهد سازماني در يک کارخانه پرداختند. نتايج تحقيق آنها نشان مي دهد که بين متغيرهاي هوش هيجاني و رضايت شغلي و همچنين هوش هيجاني و تعهد سازماني رابطه معني دار وجود دارد.
گولريوز، گاني، ميسكي آيدين، آسان در پژوهشي كه هدف آن تأثير هوش هيجاني و ابعاد آن بر رضايت شغلي و تعهد سازماني پرستاران بود، دريافتند كه هوش هيجاني به گونهي شايان توجهي با رضايت شغلي و تعهد سازماني مرتبط مي شود.(گولريوز، گاني، ميسكي آيدين، آسان، 2008).
نتايج پژوهش كوزترك و دنيز حاكي از وجود رابطهي معنادار ميان هوش هيجاني و رضايت شغلي است.(كوزترك و دنيز، 2008).
در پژوهشي كه هدف آن ارزيابي روابط بين هوش هيجاني، كارايي مديريت و تعهد رضايت شغلي در آموزش و پرورش بود، نتايج حاكي از آن بودند كه هوش هيجاني بر تعهد و رضايت، كارايي معلمان تأثيري مثبت دارد.( لرد نگلو 2008).
رضايت شغلي بخشي از رضايت از زندگي است. چون شغل يك بخش عمده از زندگي مي باشد، بنابراين رضايت شغلي بر رضايت كلي انسان از زندگي تأثير مي‌گذارد. مزاياي حاصل از رضايت شغلي معلمان به همه افراد جامعه و شهروندان اين مرز و بوم خواهد رسيد. معلم راضي، شادابي و مسرت را از مدرسه به خانه و جامعه منتقل مي کند. بنابراين مي توان با توجه به مسئوليتهاي اجتماعي و مقدار پولي، که در سايه وجود رضايت شغلي نصيب جامعه خواهد شد از اين پديده دفاع کرد(حسينزاده و همکاران، 1381). رضايت و عدم رضايت شغلي پيامدهاي متفاوتي دارد. رضايت شغلي باعث افزايش بهره‌وري و روحيه، سلامت فيزيكي و ذهني، رضايت از زندگي، سرعت در آموزش مهارتهاي جديد شغلي و تعهد‌ سازماني مي‌شود. در حاليكه عدم رضايت شغلي باعث افزايش]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.