ژانویه 22, 2021

پایان نامه با کلمات کلیدی سلامت روان، دانش آموز، دانش آموزان

1 min read
<![CDATA[]]>

1- فرزند خود را دوست داشته باشيد.
2- براي فرزند خود الگوي خوبي باشيد.
3- فرزند خود را آموزش دهيد.
4- فرزند خود را با انضباط بار بياوريد.
5- به مسئوليتهاي خود آگاه شويد.(همان منبع).
ب: مباني عملي تحقيق
2-5- تحقيقات داخلي
– هدف از انجام اين پژوهش بررسي رابطهي ميان هوش هيجاني، رضايت شغلي و تعهد سازماني در كاركنان يك شركت خصوصي است. در اين پژوهش پنج فرضيه مورد بررسي قرار گرفت. نمونهي پژوهش شامل 200نفر از كاركنان است كه با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي انتخاب شده اند. اين پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بوده است. نتايج نشان داد كه رابطهي ميان هوش هيجاني و رضايت شغلي، هوش هيجاني و تعهد سازماني، رضايت شغلي و تعهد سازماني معنادار ميباشد. همچنين ميان هوش هيجاني با رضايت شغلي و هوش هيجاني با تعهد سازماني نيز رابطهاي چندگانه وجود دارد كه هوش هيجاني 16درصد از واريانس رضايت شغلي را پيشبيني ميكند و هوش هيجاني 14درصد از واريانس تعهد سازماني را پيش بيني ميكند.
– در پژوهش بررسي سلامت عمومي دانشجويان دانشگاههاي كشور ” ورودي 80-79″ كه توسط مرادي و همكارانش(1380) انجام شده است محققين با هدف بررسي وضعيت سلامت عمومي دانشجويان با استفاده از پرسشنامهGHQ-28 به اين نتايج دست يافتند كه حدود 16% دانشجويان به نوعي از عدم سلامت روان برخوردار هستند. همچنيني يافته هايشان نشان داد كه شيوع اختلالات روانشناختي در ميان دانشجويان دختر به طور معناداري بيشتر از دانشجويان پسر است.
– سهرابي(1380)، در پژوهش بررسي رابطه بين سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان دانشگاههاي تهران استفاده از پرسشنامه سلامت عمومي(GHQ) و معدل ترمهاي گذشته دانشجويان به اين يافته دست پيدا كردند كه ميزان ضريب همبستگي به دست آمده بين سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان نشان داد كه بين دختران و پسران و مجردين و متاهلين و دانشجويان دورههاي شبانه و روزانه از لحاظ سلامت رواني تفاوت معني داري وجود نداشت.(به نقل از پورقاز، رقيبي، 1383).
– جعفر بوالهري( 1385)، در مقالهاي تحت عنوان استراتژيهاي ارتقاء بهداشت رواني به اين موضوع اشاره مي نمايد كه توجه به پيشگيري و كنترل مشكلات هيجاني و روانشناختي، آموزش و ارتقاء سبك زندگي سالم، آموزش مهارتهاي اجتماعي و حل مسئله، آموزش به مددكاران، دانش آموزان، والدين، مسئوليت دادن به افراد براي طرح ريزي آموزشي و اجراي آن از اهم موارد است. وي اشاره مي كند كه دو محيط اساسي از نظر بهداشت رواني- اجتماعي محيط كار و محيط آموزشي است.
– خير النساء مستخدمين حسيني در پژوهشي تحت عنوان بررسي و مقايسه سلامت روان در مدارس عادي و خاص( 1381) به اين نتايج دست يافتند كه بيم دو گروه دانش آموزان مدارس عادي و خاص تفاوت معناداري وجود داشته و بين دو گروه دختر و پسر در اين زمينه تفاوت معني داري وجود داشته است.
– اصفهاني اصل و مهديپور (1389)، در تحقيقي به مقايسه سلامت عمومي، منبع کنترل، انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در پزشکان زن و مرد پرداختند. هدف از انجام اين پژوهش مقايسه سلامت روان، منبع کنترل، انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در پزشکان زن و مرد ناحيه شمال خوزستان بود. جامعه مورد بررسي شامل کليه پزشکان عمومي زن و مرد شمال خوزستان بود که از اين ميان تعداد 200 نفر به صورت نمونه گيري تصادفي طبقهاي به عنوان نمونه انتخاب شدند که با تکميل چهار پرسشنامه سلامت عمومي “GHQ 28″، “منبع کنترل راتر”، “انگيزه پيشرفت”، و “مقياسGSE ” در پژوهش شرکت کردند. نوع مطالعه اين پژوهش علي- مقايسه اي بوده است. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش آماري “تجزيه و تحليل واريانس چند متغيريANOVA ” استفاده شد. سطح معناداري در اين پژوهش 95 درصد مي باشد. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد، سلامت روان و منبع کنترل در بين پزشکان زن و مرد تفاوت معناداري ندارد اما انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در بين پزشکان زن و مرد تفاوت معني داري وجود دارد و سطح انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در مردان پزشک به طور مشخصي از زنان پزشک بالاتر بود.
– شعاع‌كاظمي و مؤمني جاويد (1388)، به بررسي رابطه هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان دختر رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي، پرداختند. اين تحقيق به روش پيمايشي به بررسي رابطة هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان مي‌پردازد. هدف از اين پژوهش بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي دو گروه از دانشجويان علوم انساني، و تأثير هوش هيجاني در نوع شخصيت است. فرضية اصلي پژوهش اين است كه بين رشتة تحصيلي، ويژگي‌هاي شخصيتي و هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامة هوش هيجاني شيرينگ با سي‌وسه پرسش و اعتبار 63/0، و پرسش‌نامة شخصيت نئو با شصت پرسش و اعتبار 80/0 است. يافته‌هاي پژوهش حاكي از ارتباط بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز نوروتيسم، در دانشجويان تربيت بدني68/0=r، و همبستگي مثبت و معنادار بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز گشودگي تجربه در دانشجويان علوم تربيتي72/0=r است. با توجه به نتايج، استنباط مي‌شود كه ويژگي‌هاي شخصيتي و رشتة تحصيلي در دانشجويان تربيت بدني، موجب اضطراب سطح پايين و تبديل آن به فعاليت‌هاي مثبت مي‌شود، ولي دانشجويان علوم تربيتي به دليل عدم فعاليت‌هاي فيزيكي و يا فرصت كم تجربه، ويژگي‌هاي نوروتيسم يا اضطراب قابل ملاحظه‌اي دارند.
– در پژوهشي ديگر خسروجردي و خانزاده (1386)، به بررسي رابطه هوش هيجاني با سلامت عمومي در دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار، پرداختند. پژوهش حاضر از نوع توصيفي است. جامعه آماري اين پژوهش متشكل از كليه دانشجويان دختر و پسر دوره كارشناسي دانشگاه تربيت معلم سبزوار است كه در نيمسال دوم سال تحصيلي 83-82 مشغول به تحصيل بودهاند. نمونه مورد نظر 230 نفر از دانشجويان كارشناسي بود كه با روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند و براي جمع آوري داده ها از سه پرسشنامه جمعيت شناسي محقق ساخته پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه هوش هيجاني ماير استفاده شد. روشهاي آماري مورد استفاده ضريب همبستگي پيرسون،‌ ضريب تعيين رگرسيون ساده،‌ رگرسيون چندگانه با روش گام به گام،‌ آ‍زمون تي و تحليل واريانس چند متغيري است. يافتههاي پژوهش رابطه 68/0- را بين هوش هيجاني و سلامت عمومي نشان مي دهد. يعني 46 درصد تغييرات سلامت عمومي را هوش هيجاني پيش بيني ميكند. نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد كه بازسازي احساسات بهترين پيش بيني كننده سلامت عمومي ميباشد. در مقايسه هوش هيجاني دختران و پسران، پسران از هوش هيجاني بالاتري برخوردار ميباشند و نتيجه مقايسه سلامت عمومي دختران و پسران سلامت عمومي بيشتر در پسران را نشان ميدهد.
– زهراكار (1386)، به بررسي رابطه مولفه هاي هوش هيجاني و عملكرد تحصيلي پرداخت. هدف از تحقيق حاضر، بررسي رابطه مولفههاي هوش هيجاني و عملکرد تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام شهر است. جامعه آماري اين تحقيق، کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام شهر است. از اين جامعه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي 400 نفر (200 دانشجوي پسر و 200 دانشجوي دختر) انتخاب و با پرسشنامه هوش هيجاني بار- ان مورد آزمون قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان مي دهد که ضريب همبستگي محاسبه شده، بين همه مولفههاي هوش هيجاني و عملکرد تحصيلي مثبت و معنادار است، همچنين نتايج تحليل رگرسيون گام به گام نشان مي دهد که در بين مولفههاي هوش هيجاني، مولفه هاي خوش بيني، خرسندي، تحمل استرس، کنترل تکانه و مسالهگشايي، پيشبيني کنندههاي معناداري براي عملکرد تحصيلي هستند.
– اکبريزاده و همکاران(1390) در تحقيقي با عنوان” ارتباط بين هوش معنوي، سخت رويي و سلامت عمومي در بين پرستاران” به اين نتيجه دست يافتند که بين هوش معنوي و سخترويي، هوش معنوي( و مولفه هاي آن) و سلامت عمومي، و سخترويي و سلامت عمومي رابطه معناداري وجود دارد و همچنين بين بخش محل کار با مولفه شکيبايي هوش معنوي رابطه معناداري جود دارد.
– رقيبي، معلمي و سالاري (1389) در پژوهش که که با هدف بررسي مقايسهاي هوش معنوي و سلامت روان در افراد معتاد و غيرمعتاد انجام گرفت به اين يافته رسيدند که بين نمره هاي هوش معنوي و سلامت روان معتادان و غيرمعتادان تفاوت معناداري وجود دارد بطوري که معتادان به مواد مخدر از هوش معنوي و سلامت رواني پايينتري نسبت به گروه عادي برخوردار بودند. همچنين در هر دو گروه بين هوش معنوي و سلامت روان همبستگي معناداري مشاهده شد.
– نتايج مطالعه‌اي در اين زمينه در شهر شيراز (1388) نشان دادند كه وضعيت هوش هيجاني پرستاران در طول چهار سال تحصيل (88-1385) خود در مجموع، در حد متوسط است. همچنين نتايج مقايسه وضعيت هوش هيجاني پرستاران در طول 4 سال تحصيل نشان دادند كه ميانگين نمره هوش هيجاني آنها در سالهاي متوالي بهبود مي‌يابد. تكامل رشد، تجارب باليني، تجارب زندگي و برنامههاي آموزشي مبتني بر حل مسأله ميتوانند از دلايل احتمالي آن باشد.(بخشي سورشجاني، 1389).
– در بررسي رابطه هوش هيجاني با سلامت رواني و عملكرد تحصيلي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان (1387) نيز نتايج نشان دادند كه بين هوش هيجاني و تمام مؤلفههاي آن با متغيرهاي عملكرد تحصيلي و سلامت رواني دانشجويان رابطه معنيدار وجود دارد. همچنين نتايج نشان داد كه ميانگين نمره كلي هوش دانشجويان دختر بيش از دانشجويان پسر است.(بخشي سورشجاني،1389).
– در مطالعه‌اي ديگر، که رابطه هوش هيجاني با سلامت عمومي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار(1389) مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج آن حاكي از وجود رابطه معنيدار بين هوش هيجاني و سلامت عمومي دانشجويان است. همچنين در مقايسه هوش دانشجويان دختر و پسر، دانشجويان پسر از هوش هيجاني بالاتري برخوردار بودند.(خسروجردي و خانزاده، 1390).
– مؤمني (1384) در پژوهشي به بررسي ارتباط هوش هيجاني مديران و جو سازماني پرداخت. نتايج نشان داد كه هوش عاطفي بالاي مديران با جو سازماني متعالي آنان ارتباط مستقيم دارد. به علاوه بين تمامي مؤلفه هاي هوش عاطفي با مؤلفه هاي جو سازماني همبستگي وجود داشت.
– مطلبي و همکاران (1388) پژوهشي با هدف بررسي رابطه هوش هيجاني مديران و توانايي آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدايي شهر اصفهان انجام دادند. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها نشان داد كه بين اعتماد معلمين و مؤلفه هوش هيجاني رابطه مثبتي وجود دارد.
– همچنين يافته هاي زارعان، اسدالله پور و بخشي پور(1386)، ميري و اکبري(1386)، نشان ميدهد که بين هوش هيجاني و سلامت رواني رابطه وجود دارد. هوش هيجاني علاوه بر سلامت رواني بر احساس خودکارآمدي و رضايت شغلي نيز مرتبط است.
– اميني و همکاران(1387) در تحقيقي به بررسي رابطة هوش هيجاني با خودكارآمدي و سلامت روان و مقايسة آن در دانش آموزان ممتاز و عادي پسر دورة متوسطة شهرستان اشنويه پرداختند. بدين منظور 249 دانش آموز به عنوان نمونه( 115 دانش آموز ممتاز و 134 دانش آموز عادي) به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از پرسشنامه هاي هوش هيجاني شاته و همكاران، خودكارآمدي شرر و همكاران و سلامت عمومي گلدنبرگ استفاده شد. نتايج نشان داد كه هوش هيجاني با خودكارآمدي و سلامت روان در هر دو گروه از دانش آموزان رابطة معناداري دارد. همچنين نتايج نشان داد كه بين هوش هيجاني، باورهاي خودكارآمدي و سلامت روان دانش آموزان ممتاز]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.