ژانویه 25, 2021

پایان نامه درباره استرس، خانواده ها، وجود رابط

1 min read
<![CDATA[]]>

: همبستگي معناداري بين اضطراب با تعارضات زناشويي وجود ندارد.
: همبستگي معناداري بين اضطراب با تعارضات زناشويي وجود دارد.
در مرحله اول ، براي بررسي و آزمون سؤالات خود ، وجود رابطه بين اضطراب با تعارضات زناشويي را بررسي مي نماييم. زيرا زماني مي توان از رابطه رگرسيون استفاده کرد که وجود يک رابطه همبستگي بين متغيرها اثبات شود. چنانچه ضريب همبستگي پيرسون بين اضطراب با تعارضات زناشويي در سطح اطمينان حداقل 95 درصد بزرگتر از 05/0 باشد ، دراين صورت فرضيه آماري رد خواهد شد و فرضيه در سطح اطمينان حداقل 95درصد مورد قبول واقع مي شود.
جدول (4-6): ضريب همبستگي و سطح معني داري و تعداد داده ها بين دو متغير اضطراب و تعارضات زناشويي
اضطراب
تعارضات زناشويي
ضريب همبستگي پيرسون
761/0
سطح معني داري
000/0
تعداد داده ها
100
جدول (4-6) به ترتيب ضريب همبستگي، سطح معني داري و تعداد داده ها را ارائه مي نمايد که طبق آن، ضريب همبستگي پيرسون بين دو متغير اضطراب و تعارضات زناشويي برابر با 761/0 است. نتايج اين آزمون نشان مي دهد بين اين دو متغير( 761/0R=) همبستگي وجود دارد . اين همبستگي مثبت ناقص است وجهت يک سو دارد که در سطح (01/0 ? P ) معني دار است، بنابراين فرضيه مبني بر عدم رابطه بين اضطراب وتعارضات زناشويي رد مي شود. اين عدد در سطح خطاي 01/0 شدت رابطه بين دو متغير را نشان مي دهد، با توجه به اينکه جهت همبستگي مثبت است نتيجه مي گيريم که با افزايش اضطراب ، تعارضات زناشويي نيز افزايش پيدا مي کند.
جدول (4-7): ضريب همبستگي ،ضريب تعيين و ميزان T و سطح معني داري اضطراب و تعارضات زناشويي
ضريب همبستگي
ضريب تعيين
ميزان T
سطح معني داري
761/0
91/57
6/11
000/0
در جدول(4-7) مقدار ضريب همبستگي بين اضطراب و تعارضات زناشويي را نشان مي دهد ،که اين ميزان برابر 761/0 R= مي باشد. و ميزان ضريب تعيين 91/57 است . ميزان Tبدست آمده از آزمون معنا داري آماري ضريب همبستگي 6/11 است. همچنين ضريب همبستگي پيرسون بين دو متغير اضطراب و تعارضات زناشويي برابر با 761/0 است که با اطمينان 99% و در سطح خطاي 01/0 شدت رابطه بين دو متغير را نشان مي دهد. همانطور که از جدول (4-7) مشخص است 91/57 درصد واريانس تعارضات زناشويي به وسيله اضطراب قابل تبيين است. به عبارت ديگر دو متغير در91/57 درصد موارد يکديگر را شامل مي شوند يا در بر مي گيرند.
ميزان T بدست آمده (6/11 T=) با مقدار بحراني جدول T مقايسه شد، وسپس به تفسير فرضيه تحقيق و آزمون معنا داري آماري ضريب همبستگي اقدام گرديد، با مراجعه به توزيع جدول T ملاحظه شد که T بدست آمده (6/11 T=) در سطح اطمينان 99% (01/0 = ? ) ودرجه آزادي (98 df=) از T جدول بزرگتر است . بنابراين نتيجه مي گيريم که ضريب همبستگي محاسبه شده ، با استفاده از مقدار Tنيز معنا دار است.لذا مي توان فرضيه را رد کرد و سوال پژوهش را تاييد نمودو نتيجه گرفت که از لحاظ آماري بين اضطراب و تعارضات زناشويي رابطه وهمبستگي وجود دارد.
4-7-2 آزمون سؤال دوم:
آيا بين افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه وجود دارد؟
: همبستگي معناداري افسردگي با تعارضات زناشويي وجود ندارد.
: همبستگي معناداري بين افسردگي با تعارضات زناشويي وجود دارد.
در مرحله اول ، براي بررسي و آزمون فرضيه هاي خود ، وجود رابطه بين افسردگي با تعارضات زناشويي را بررسي مي نماييم. زيرا زماني مي توان از رابطه رگرسيون استفاده کرد که وجود يک رابطه همبستگي بين متغيرها اثبات شود. چنانچه ضريب همبستگي پيرسون بين افسردگي با تعارضات زناشويي در سطح اطمينان حداقل 95 درصد بزرگتر از 05/0 باشد ، دراين صورت فرضيه آماري رد خواهد شد و فرضيه در سطح اطمينان حداقل 95درصد مورد قبول واقع مي شود.
جدول (4-8): ضريب همبستگي و سطح معني داري و تعداد داده ها بين دو متغير افسردگي و تعارضات زناشويي
افسردگي
تعارضات زناشويي
ضريب همبستگي پيرسون
778/0
سطح معني داري
000/0
تعداد داده ها
100
جدول (4-8) به ترتيب ضريب همبستگي، سطح معني داري و تعداد داده ها را ارائه مي نمايد که طبق آن، ضريب همبستگي پيرسون بين دو متغير افسردگي و تعارضات زناشويي برابر با 778/0 است. نتايج اين آزمون نشان مي دهد بين اين دو متغير( 778/0R=) همبستگي وجود دارد . اين همبستگي مثبت ناقص است وجهت يک سو دارد که در سطح (01/0 ? P ) معني دار است، بنابراين فرضيه مبني بر عدم رابطه بين افسردگي وتعارضات زناشويي رد مي شود. اين عدد در سطح خطاي 01/0 شدت رابطه بين دو متغير را نشان مي دهد، با توجه به اينکه جهت همبستگي مثبت است نتيجه مي گيريم که با افزايش افسردگي ، تعارضات زناشويي نيز افزايش پيدا مي کند.
جدول (4-9): ضريب همبستگي ،ضريب تعيين و ميزان T و سطح معني داري افسردگي و تعارضات زناشويي
ضريب همبستگي
ضريب تعيين
ميزان T
سطح معني داري
778/0
53/60
25/12
000/0
در جدول(4-9) مقدار ضريب همبستگي بين افسردگي و تعارضات زناشويي را نشان مي دهد ،که اين ميزان برابر 778/0 R= مي باشد. و ميزان ضريب تعيين 53/60 است . ميزان Tبدست آمده از آزمون معنا داري آماري ضريب همبستگي 25/12 است. همچنين ضريب همبستگي پيرسون بين دو متغير افسردگي و تعارضات زناشويي برابر با 778/0 است که با اطمينان 99% و در سطح خطاي 01/0 شدت رابطه بين دو متغير را نشان ميدهد.
همانطور که از جدول (4-9) مشخص است 53/60 درصد واريانس تعارضات زناشويي به وسيله افسردگي قابل تبيين است. به عبارت ديگر دو متغير در53/60 درصد موارد يکديگر را شامل مي شوند يا در بر مي گيرند.
ميزان T بدست آمده (25/12 T=) با مقدار بحراني جدول T مقايسه شد، وسپس به تفسير فرضيه تحقيق و آزمون معنا داري آماري ضريب همبستگي اقدام گرديد، با مراجعه به توزيع جدول T ملاحظه شد که T بدست آمده (25/12 T=) در سطح اطمينان 99% (01/0 = ? ) ودرجه آزادي (98 df=) از T جدول بزرگتر است . بنابراين نتيجه مي گيريم که ضريب همبستگي محاسبه شده ، با استفاده از مقدار Tنيز معنا دار است.لذا مي توان فرضيه را رد کرد و فرضيه پژوهش را تاييد نمودو نتيجه گرفت که از لحاظ آماري بين افسردگي و تعارضات زناشويي رابطه وهمبستگي وجود دارد.
4-7-3 آزمون سؤال سوم:
آيا اضطراب و افسردگي پيش بيني کننده تعارضات زناشويي در مراجعين است؟
جدول( 4-10): رگرسيون جهت پيش بيني تعارضات زناشويي براساس افسردگي و اضطراب
منبع تغييرات
مجموع مجذورات
درجه آرادي
ميانگين مجذورات
ميزان F
سطح معني داري
R
مجذورR
رگرسيون
45/57983
2
725/28991
09/113
000/0
837/0
0 7/0
باقيمانده
55/24865
97
346/256
کل
82849
99
جدول (4-11): ضرايب رگرسيون مرتبط با پيش بيني تعارضات زناشويي براساس افسردگي و اضطراب
متغير وابسته
متغيرهاي مستقل
ضريبB
ضريب بتا
ميزانT
سطح معني داري
تعارضات زناشويي
اضطراب
185/3
761/0
62/11
006/0
افسردگي
90/2
778/0
25/12
000/0
همانگونه که درجدول هاي 4-10 و 4-11 مشاهده مي شود ، رگرسيون پيش بيني تعارضات زناشويي از روي افسردگي واضطراب معنا دار است (01/0 P? و 09/113 F=). متغير اضطراب با ضريب بتاي 185/3 و متغير افسردگي با ضريب بتاي 90/2 مي توانند تعارضات زناشويي را پيش بيني کنند، همچنين مقدارمجذورR نشان مي دهد 70/0 درصد از تعارضات زناشويي توسط افسردگي واضطراب پيش بيني مي شود.
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري
5-1 پيش در آمد
تعارضات زناشويي از مقوله هاي جدي است که بر رفتار افراد خانواده تأثير مي گذارد واسترس وفشار هاي زيادي را به اعضاي خانواده تحميل مي کند . اختلافات و عدم تفاهم در خانواده امري شايع است و هيچ خانوادهاي از اين امر مستثني نيست، اما گاهي اين اتفاقات به تعارض هاي شديد منجر مي شود. امروزه خانواده ها درگير انواع گوناگوني ازتعارضات و اختلافات شديد هستند كه اين اختلافات باعث عدم كاركرد خوب و سالم خانواده به عنوان نخستين و قديمي ترين نهاد اجتماعي مي شود. نهادي كه وظيفه ي اصلي آن ايجاد روحيه وشخصيت سالم است ، خود به عاملي براي اختلافات عاطفي، رفتاري و شخصيتي تبديل مي شود(عبدالهي،1384). بنابراين قسمت اعظمي از مراجعان به مراکز مشاوره را افرادي تشکيل مي دهند که در خانواده خود با چنين تعارضاتي دست به گريبانند، علاوه براين اضطراب و افسردگي در خانواده هاي دچار تعارض افزايش مي يابد. بدين ترتيب هدف اين پژوهش بررسي رابطه بين اضطراب وافسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين به مراکز مشاوره ومددکاري ناجا در سطح شهر کرمانشاه مي باشد. در اين فصل، سؤالات پژوهشي مطرح و به تبيين، تأييد يا عدم تأييد آنها پرداخته مي‌شود و يافته‌ها با يافته‌ي تحقيقات مشابه به بحث گذاشته مي‌شود. سپس محدوديت‌هاي تحقيق و بعد پيشنهادها مطرح مي‌گردد.
5-2 بررسي سؤال ها
در اين پژوهش سه سؤال اساسي مورد مطالعه قرار گرفته است:
سؤال اول، مبتني بر رابطه بين اضطراب با تعارضات زناشويي است واينکه آيا اضطراب با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه اي دارد، که در سطح معنا داري(01/0 P?)تاييد شده است.
نتايج پژوهش تاييد کننده سؤال است به اين معنا که بين تعارضات زناشويي واضطراب رابطه وجود دارد. نتايج پژوهش حاضر نشان داد که اين رابطه مثبت ومعنا دار است وبا افزايش تعارضات زناشويي ميزان اضطراب در آنها نيز افزايش پيدا مي کند. شخصي که مضطرب است از عصبي بودن وتنش وبي قراري و تحريک پذيري شکايت مي کند . همچنين شخص مضطرب به آساني خسته مي شود ، دل آشوبه و سردرد وتنش عضلاني واشکال در تمرکز فکر دارد و همين طور با توجه به اينکه اضطراب شديد ممکن است بعد از وقوع يک حادثه ، يا پيش بيني وقوع يک حادثه اي در آينده ، يا بر اثر تصميم به مقاوت در برابر اشتغال ذهني به موضوعي خاص ، يا به هنگام تغيير جنبه نا مطلوبي از رفتار ، يا برخورد با يک محرک ترس آور روي دهد. بايد اين حقيقت را پذيرفت که پاسخ افراد به تغييرات زندگي متفاوت است و حتي يک اضطراب يا مشکل کوچک هم مي تواند فرد را از چند ساعت تا چند روز درگير کند و انگيزه و انرژي بدن را براي داشتن يک رابطه زناشويي مطلوب تقليل دهد. تجربه ناموفق، رابطه را سرد مي کند استرس واضطراب در روابط عاطفي و زناشويي مي تواند باعث شود همسران به جاي ارائه رويکردهاي ارتباطي ـ عاطفي از رويکردهاي ارتباطي ـ اجتنابي استفاده کنند. اضطراب و نگراني يکي از زوجين يا هر دوي آنها باعث مي شود رابطه زناشويي موفقيت آميز و لذت بخشي را تجربه نکنند و به جاي تمرکز بر لذت بردن از رابطه، ذهنشان درگير نگراني ها و استرس ها باشد. تکرار چنين تجربه اي در روابط جنسي ممکن است اضطراب هاي شديدي در همسران پديد آورد و باعث شود يکي از طرفين به دليل اضطراب و تجربه هاي ناموفق گذشته از همسرش دوري کرده ، به دلايل غيرمنطقي مانند خستگي، بي ميلي، نداشتن زمان کافي يا مشغله هاي ديگر از برقراري اين ارتباط خودداري کند. با ادامه اين نگرش به آرامي افکار منفي در ذهن زوجين شکل مي گيرد و روابط زناشويي خود را شکست خورده قلمداد کرده و حالا ديگر دو طرف از انجام روابط خودداري مي کنند که تبعات آن ناسازگاري و نارضايتي از زندگي زناشويي و در نهايت جدايي و متارکه خواهد بود.
سؤال دوم، مبتني بر رابطه بين افسردگي با تعارضات زناشويي است و اينکه آيا افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه اي دارد، که در سطح معنا داري(01/0 P?) تاييد]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.