دسامبر 3, 2020

پایان نامه درباره حل اختلاف، طلاق

1 min read
<![CDATA[]]>

هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
13) درآمد همسرم را به بهانه هاي مختلف صرف خواسته هاي شخصي خود مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
14) همسرم را با ناقص انجام دادن کارهايي که ازمن مي خواهد تنبيه مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
15) همسرم رابطه جنسي را به من تحميل مي کند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
16) همسرم را به رفتارهاي غير اخلاقي متهم مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
17) از اعضاي خانواده پدري و مادري ام ، براي حل اختلافات خود با همسرم، کمک مي گيرم.
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
18) فرزند(يا فرزندانم) ، اسرار همسرم را به من مي گويند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
19)خانواده پدر و مادري همسرم، به من بي احترامي مي کنند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
20)خرج خانواده، در هرصورت (آشتي يا دعوا) در اختيار من است .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
21)همسرم را با بي نظمي و نامرتب بودن، آزار مي دهم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
22) وقتي با همسرم دعوا مي کنم ، فرياد مي زنم و ناسزا مي گويم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
23) خانواده پدر و مادري من ، همسرم را با ديگران مقايسه و به حال من دلسوزي مي کنند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
24) فرزند يا فرزندانم يکي از عوامل مهم حفظ و تداوم رابطه زناشويي من هستند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
25) دوست يا دوستانم در جريان اختلاف من و همسرم هستند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
26)من و همسرم با مشارکت و توافق يکديگر پول و درآمد خانواده را خرج مي کنيم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
27) حوصله ام از همسرم و خواسته هايش سر مي رود .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
28) هنگام دعوا، تنها رابطه من با همسرم رابطه جنسي است .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
29) هنگام نزاع ، از همسرم درخواست طلاق مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
30) خانواده پدري و مادري من ، تمام گناه ها را به گردن همسرم مي اندازند.
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
31) هنگام دعوا بين من و همسرم ، فرزند يا فرزندانم از من حمايت مي کنند.
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
32) حاضر نيستم براي بدهي هاي همسرم از ديگران پول قرض کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
33) هنگام دعوا ، رابطه جنسي من و همسرم قطع مي شود .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
34) با وجود داشتن همسر ، از تنهايي رنج مي برم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
35) همسرم در حضور خانواده پدري و مادري خودم، مرا تحقير مي کند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
36) هنگام مرافعه من و همسرم، يکي از فرزندانم زياد مريض مي شود و نياز به مراقبت دارد .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
37) همسرم و خانواده اش را در مقابل سايرين تحقير مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
38) بدون اطلاع همسرم ، به والدين خود پول مي دهم و يا از آن ها پول مي گيرم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
39) دعوا با همسرم ، مرا نسبت به فعاليت هاي خودم بي علاقه مي کند .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
40) باآن دسته از برنامه هاي مهماني که با حضور خانواده همسرم باشد، مخالفت مي کنم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
41)هنگام دعوا با همسرم نسبت به غذا بي اشتها مي شوم .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
42)در هنگام دعوا با همسرم، رابطه من و او با دوستان مشترکمان قطع مي شود .
هميشه
اکثرا
گاهي
بندرت
هرگز
مقياس اضطراب کتل
در اين پرسشنامه 40 سوال مطرح مي شود كه اكثر مردم در زندگي خود با آنها روبرو مي شوند . به همه سوالها با صداقت كامل پاسخ دهيد . در مقابل هر سوال سه پاسخ و زير هر پاسخ يك مربع وجود دارد . سوال را به دقت بخوانيد و پاسخي را كه با وضعيت شما بيشتر سازگاري دارد با علامت × در داخل مربع مشخص كنيد.تلاش كنيد كه كمتر از پاسخ وسط استفاده كنيد .به همه سوالها پاسخ دهيد . براي هر سوال تنها يك پاسخ انتخاب كنيد . پاسخ هاي شما محرمانه خواهد ماند .وقت خود را به ترديد و دو دلي نگذرانيد . پس از آن كه سوال را خوانديد ، بلافاصله بر اساس آن چه حالا فكر يا احساس مي كنيد ، پاسخ دهيد . نه بر اساس آن چه كه هفته گذشته فكر مي كرديد و يا معمولاً فكر مي كنيد .اكثر افراد در 5 دقيقه و تعداد كمي نيز در مدت 10 دقيقه به اين سوالها پاسخ مي دهند
1
علاقه من به مردم يا سرگرمي ها خيلي زود عوض مي شود .
درست
؟
غلط
2
حتي اگر اشخاص نظر خوبي به من نداشته باشند ، آرامش كامل خود را از دست نمي دهم .
درست
؟
غلط
3
قبل از اظهار نظر تأمل مي كنم تا مطمئن شوم آنچه مي گويم درست است .
درست
؟
غلط
4
تمايل دارم حسادت كنم .
گاهي
بندرت
هرگز
5
اگر قرار باشد زندگيم را دوباره از سر بگيرم :
الف : آن را به گونه اي متفاوت سازمان مي دادم .
ب : دلم مي خواست همين زندگي را داشته باشم .
الف
؟
ب
6
در همه مسايل با والدينم مشورت مي كنم .
بله
؟
خير
7
اگر پاسخ نه بشنوم ناراحت مي شوم ، حتي اگر بدانم آنچه مي خواهم غير ممكن است .
درست
؟
غلط
8
در صداقت افرادي كه با من رفتاري دوستانه تر از حد انتظار دارند ، ترديد مي كنم .
درست
؟
غلط
9
والدينم ( يا كساني كه مرا بزرگ كرده اند ) هر وقت دستور مي دادند و مي خواستند كه من از آن ها اطاعت كنم :
الف : هميشه منطقي بودند .
ب : اغلب غير منطقي بودند .
الف
؟
ب
10
به نظر مي رسد كه نياز من به دوستان ، بيشتر از نياز آن ها به من است .
گاهي
بندرت
هرگز
11
مطمئن هستم كه مي توانم در مقابل يك مشكل ناگهاني مقاومت كنم .
بندرت
گاهي
اغلب
12
وقتي بچه بودم از تاريكي مي ترسيدم .
اغلب
گاهي
هرگز
13
گاهي ديگران مي گويند كه من هيجان خود را به آساني اعمال و گفتار نشان مي دهم.
بله
؟
خير
14
اگر مردم از محبت و مهرباني من سوء استفاده كنند :
الف : ناراحت مي شوم و كينه به دل مي گيرم .
ب : به زودي فراموش مي كنم و مي بخشم .
الف
؟
ب
15
انتقاد هاي مردم ، بيشتر از آن چه به من كمك كنند ، ناراحتم مي كنند .
اغلب
گاهي
هرگز
16
برايم اتفاق مي افتد كه خيلي زود عليه مردم عصباني مي شوم .
بله
؟
خير
17
درست مثل زماني كه چيزي را بخواهم و ندانم كه چه مي خواهم ، احساس نگراني مي كنم .
بندرت
گاهي
اغلب
18
گاهي از خود مي پرسم كه آيا مردم واقعاً به آنچه مي گويم علاقمندند ؟
درست
؟
غلط
19
هرگز دچار احساس هاي نامعلوم مثل درد هاي مبهم ، اختلالات هاضمه ، شنيدن صداي قلب و غيره نشده ام .
درست
؟
غلط
20
در موقع بحث با برخي مردم ، آن قدر ناراحت مي شوم كه به زحمت حرف مي زنم.
گاهي
بندرت
هرگز
21
وقتي كاري انجام مي دهم ، بيشتر از ديگران انرژي صرف مي كنم ، چون با اضطراب كار مي كنم .
درست
؟
غلط
22
شيوه اي به كار مي برم كه حواس پرتي نداشته باشم و جزئيات را فراموش نكنم .
درست
؟
غلط
23
موانع و دشواري ها هرچه باشد ، هميشه پشتكار نشان مي دهم و اولين هدفهاي خود را دنبال مي كنم .
بله
؟
خير
24
در موقعيت هاي دشوار برانگيخته مي شوم و راه خود را گم مي كنم .
بله
؟
خير
25
گاهي خواب هاي آشفته مي بينم .
بله
؟
خير
26
وقتي خود را در مقابل يك مشكل مي بينم ، هميشه احساس مي كنم كه به قدر كافي انرژي دارم .
بله
؟
خير
27
گاهي احساس مي كنم كه به اجبار و بدون دليل و قانع كننده اي بايد چيزهايي بشمارم .
درست
؟
غلط
28
اكثر مردم ذهن عجيب و غريبي دارند ، هر چند كه دوست ندارند آن را قبول كنند .
درست
؟
غلط
29
وقتي در ميان جمع مرتكب يك رفتار ناشيانه مي شوم ، مي توانم آن را به زودي فراموش كنم .
بله
؟
خير
30
احساس مي كنم كه بد اخلاق هستم و نمي خواهم كسي را ببينم : الف : به مناسبت هايي ب : اغلب
الف
؟
ب
31
وقتي كارها خوب پيش نمي رود ، گريه ام مي گيرد .
هرگز
بندرت
گاهي
32
حتي در ميان جمع ، گاهي احساس تنهايي و بي ارزشي مي كنم .
بله
؟
خير
33
نصف شب بيدار مي شوم و به علت اشتغالات ذهني ، به دشواري مي توانم دوباره بخوابم .
اغلب
گاهي
هرگز
34
دشواري ها هر چه باشد ، معمولاً ظاهر امر را حفظ مي كنم .
بله
؟
خير
35
گاهي بدون علت احساس گناه يا احساس پشيماني مي كنم .
بله
؟
خير
36
اعصاب من به قدري خراب است كه برخي صداها ، مثل صداي غرچ و غروچ كردن در ، برايم غير قابل تحمل مي شود و ناراحتم مي كند .
اغلب
گاهي
هرگز
37
اگر به علتي ناراحت شوم ، معمولاً خيلي زود آرامش خود را باز مي يابم .
بله
؟
خير
38
وقتي به ياد يك كار دشوار مي افتم كه بايد انجام دهم ، معمولاً لرزه بر اندامم مي افتد يا عرق مي كنم .
بله
؟
خير
39
وقتي مي خواهم بخوابم ، معمولاً خيلي زود به خواب مي روم ، در عرض چند دقيقه .
بله
؟
خير
40
وقتي به چيزهايي فكر مي كنم كه قبلاً و به مدت خيلي كم به آنها علاقمند بودم ، گاهي حالت اضطراب يا برانگيختگي بيش از حد به من دست مي دهد .
بله
؟
خير
پرسشنامه افسردگي بک
1-
0 )من غمگين نيستم
1) من غمگينم
2)غم و غصه از زندگي من دست بر نمي دارد
3) ديگر تحمل اين زندگي را ندارم
2-
0) من به آينده خوشبينم
1)اميدي به آينده ندارم
2)احساس مي كنم كه آينده خوبي در انتظارم نيست
3)هيچ روزنه اميدي در زندگي ام نيست
3 –
0)من ناكام نيستم
1)من از ديگران ناكام ترم
2)وقتي به گذشته نگاه مي كنم مي بينم تمام زندگي ام شكست و ناكامي بوده است
3)من يك شكست خورده تمام عيارم
4 –
0)مثل گذشته از زندگي ام رضايت دارم
1)مثل گذشته از زندگي لذت نمي برم
2) از زندگي ام رضايت واقعي ندارم
3)از همه چيز و همه كس ناراضي ام
9-
0)هيچ وقت به خودكشي فكر نمي كنم
1) فكر خودكشي به سرم زده ولي هيچ وقت اقدام به خود كشي نكرده ام
2)به فكر خودكشي هستم
3)اگر بتوانم خودكشي مي كنم
10 –
0)بيش از حد معمول گريه نمي كنم
1)بيشتر از گذشته گريه مي كنم
2)هميشه در حال گريه كردنم
3)قبلا زياد گريه مي كردم اما حال با آن كه دلم مي خواهد نمي توانم گريه كنم
11 –
0)كم حوصله تر از گذشته ام
1) از گذشته كم حوصله تر
2)اغلب اوقات كم حوصله ا
3) هميشه كم حوصله ام
12-
0)مثل هميشه مردم را دوست دارم
1)كمتر از گذشته به مردم علاقمندم
2)تا حدود زيادي علاقه ام را به مردم از دست داده ام
3)از همه مردم سير شده ام و ديگر به هيچ كس علاقه اي ندارم
17-
0)بيشتر از گذشته خسته نمي شوم
1)بيشتر از گذشته خسته مي شوم
2)از انجام هر كاري خسته مي شوم
3)از شدت خستگي هيچ كاري نمي توانم انجام دهم
18-
0)اشتهايم هيچ تغيري نكرده است
1)اشتهايم به خوبي گذشته نيست
2)اشتهايم خيلي كم شده است
3)تازگي ها هيچ اشتهايي به غذا ندارم
19-
0)اخيرا وزن كم نكرده ام
1)تازگي بيش از دو و نيم كيلو وزن كم كرده ام
2)تازگي بيش از پنج كيلو وزن كم كرده ام
3) تازگي بيش ازهفت كيلو وزن كم كرده ام
20 –
0)بيش از گذشته بيمار نمي شوم
1) سردرد و دل درد و يبوست دارد اذيتم مي كند
2)به شدت نگران سلامتم هسنم
3)آنقدر نگران سلامت خود هستم كه دست و دلم به هيچ كاري نمي رود
5 –
0)احساس گناه و تقصير نمي كنم
1)گاهي اوقات احساس گناه مي كنم
2)اغلب اوقات احساس گناه و تقصير دارم
3)هميشه احساس گناه و تقصير در من است
6-
0)انتظار مجازات ندارم
1)احساس مي كنم ممكن است مجازات شوم
2)انتظار مجازات دارم
3)مطمئنم مجازات مي]]>

این مطلب را هم بخوانید :  پایان نامه ارشد دربارهپردازش اطلاعات، کانون توجه، کارشناسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.