مارس 7, 2021

پایان نامه درباره پرسش نامه، سوء مصرف مواد، سلامت خانواده

1 min read
<![CDATA[]]>

تعارض به طور طبيعي در تمام زمينه‌هاي شغلي،تحصيلي، خانوادگي، ازدواج و در سطح فردي و جمعي روي مي‌دهد. روابط خانوادگي فشرده‌ترين موقعيت براي تعارضات بين فردي است. روابط عاطفي و عاشقانه زمينه را براي محک زدن جدي مهارتهاي آموخته شده براي زندگي مهيا مي‌کنند. در ارتباط بين افراد تعارض وقتي بروز مي‌كند كه فرد بين اهداف، نيازها، يا اميال شخصي خودش و اهداف، نيازها و اميال شخصي طرف مقابلش ناهمسازي و ناهمخواني مي‌بيند (پريوت و روبين ،1987؛ به نقل از وانگ ،2006 ). به طورکلي، طراوت و سلامت خانواده تا اندازه‌اي به ميزان تعارض در خانواده و نوع تعارضي که تجربه مي‌کنند، بستگي دارد. تعارضات در خانواده اغلب منجر به استرس مي‌شود، مي‌تواند پيش بيني كننده شروع افسردگي، اضطراب و بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني باشد. (اورهوسلر و آدامز ، 1997 ).
وقتي تعارض بروز مي‌کند، طرفين رابطه دست بکار مي‌شوند تا با اقدام براي برطرف کردن آن دوباره آرامش را به رابطه بازگردانند. تجارب، دانش، باورها و ارزشهاي افراد شيوه‌هاي مختلفي را براي حل تعارضات پيش روي آنها مي‌گذارد.‌ اين شيوه ها به “سبکها و تاکتيکهاي حل تعارض” موسومند(ويلموت وهاکر،2000). سبکهاي حل تعارض در واقع پاسخهاي الگوبرداري شده يا مجموعه اي از رفتارند که افراد در هنگام تعارض به کار مي‌برند. تاکتيکها در واقع حرکات فردي هستند که افراد انجام مي‌دهند تا نظرکلي خود را پيش ببرند. بنابراين، سبکها تصوير بزرگتري را ارايه مي‌دهند. درحالي که تاکتيکها قطعات ارتباطي خاص اين تصوير بزرگتر را توصيف مي‌کنند. با اين حال، وقتي اين تاکتيکها به دفعات بسيار زيادي بکار مي‌روند، تبديل به سبك يا پاسخ الگوبرداري شده مي‌شوند (ويلموت و هاکر،2000).
دگرگرن سازي تعارض به تغيير مفهومي ويا ادراکي در يکي يا بيش از يکي از طرفين رابطه متکي است. “برداشت يا تصور” ، هسته اصلي واکاوي تعارضات است. در تعارضات بين فردي، افراد طوري واکنش نشان مي‌دهندگويي‌که در اصل اهداف متفاوتي دارند، برخي منابع به اندازه کافي وجود ندارند و طرف مقابل در واقع پا در راهي مي‌گذارد که انگار که در حق ديگري لطف مي‌كند. گاهي مواقع، باور بر اين است که اين شرايط واقعي است اما مقايسه اينکه چه چيزي واقعي است و چه چيزي از نظر شخص درست است، مبناي تحليل تعارض را شکل مي‌دهد(همان منبع).
مداخلات آموزشي و درماني متعددي براي حل تعارضات زناشويي صورت گرفته است. برخي بر عوامل شناختي نظير الگو‌هاي اسنادي و يا باورهاي غير منطقي عام يا خاص رابطه تاكيد كرده اند (براي نمونه اليس و هارپر ،1975؛اپستين و ايدلسون ،1981؛ اليس و گريگر ، 1977؛رومانس و دبورد، 1996؛ به نقل ازبهاري و سيف،1384). زيرا اين باور وجود دارد كه درك پوياييهاي زناشويي و تغيير رابطه اهميت زيادي دارد (براي نمونه، بوكام ،1981؛اپستاين ،1982؛ به نقل از اعتمادي،1384) و برخي نيز تبادلات رفتاري زناشويي و يا عوامل رابطه‌اي نظير مهارتها را كانون مداخله خود قرار داده اند (براي نمونه،جاكوبسن و مارگولين ، 1979 ؛به نقل از برنشتاين و برنشتاين ،ترجمه سهرابي1377). عده اي نيز بر هيجانها و يا بر سيستم زناشويي تأكيد كرده اند.
يافته هاي تحقيق حاضر مي تواند موجب ارتقاء سطح سلامت انسانها در ابعاد مختلف زيستي ،رواني ، اجتماعي واخلاقي شود واز طريق سطح کيفيت زندگي وکارايي آنها را افزايش دهد و از طرف ديگر ، به متخصصين علوم رفتاري از جمله روانشناسان ، روان پزشکان ، مشاوران ومدد کاران اجتماعي جهت ارائه خدمات تخصصي به مراجعان کمک قابل توجهي خواهد نمود.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلي
هدف اصلي پروژه حاضرتعيين رابطه اضطراب و افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين به مراکز مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي در شهر کرمانشاه در سال 1393 است.
1-4-2 اهداف فرعي
1- تعيين رابطه بين اضطراب با تعارضات زناشويي در مراجعين.
2- تعيين رابطه بين افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين.
3- پيش بيني تعارضات زناشويي از روي نمرات اضطراب و افسردگي در مراجعين.
1-5 سؤالات پژوهش
1- آيا بين اضطراب با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه وجود دارد؟
2- آيا بين افسردگي با تعارضات زناشويي در مراجعين رابطه وجود دارد؟
3- آيا اضطراب و افسردگي پيش بيني کننده تعارضات زناشويي در مراجعين است؟
1-6 تعاريف اصطلاحات ومفاهيم
1-6-1 تعاريف نظري
اضطراب
احساس مبهم و ناخوشايندي است که غالباً منبع آن براي افراد ناشناخته است(اسپرينگل15 ،2004).
بک ( 1990) در تعريف اضطراب ، اضطراب را آسيب شناختي ، ناشي از برآورد اضافي و مکرر خطر در يک يا دو مورد از ابعاد زير مي داند:
1- برآورد اضافي وقوع رويداد ترس آور.
2- برآورد اضافي وخامت يا شدت رويداد ترس آور.
3- دست کم گرفتن توانايي هاي خود براي کنار آمدن با مشکل.
4- ناچيز شمردن احتمال کمک از سوي شخص ديگر ( گنجي، 1389).
اضطراب اختلال رنج آوري است که يا به يک موقعيت ضربه آميز کنوني ويا با انتظار خطري که منشأ آن مشخص نيست وابسته است( فتحي آشتياني،1388).
افسردگي
افسردگي اصطلاحي است که به مجموعه رفتارهاي اطلاق مي شود که عناصر مشخص آن کندي در حرکت و کلام است . گريستن ، غمگيني ، فقدان پاسخ هاي فعال ، فقدان علاقه ، بي خوابي ، بي اشتهايي از ديگر علائم آن است( بک ، 1967 به نقل از قاسم زاده ، 1386). افسردگي حالتي در خلق است که با کاهش حرمت خود ، احساس بي کفايتي ، عدم شايستگي و برداشت نا مطلوب از خويشتن همراه است( فتحي آشتياني،1388). افسردگي شامل خلق ناشاد (نا اميدي ، غم، اندوه ، ناراحتي و نگراني) و فقدان علاقه ولذت ، تقريباً در همه فعاليت هاي عادي وسرگرمي هاي فرداست(ساراسون،1987).
تعارضات زناشويي
عبارتست از يک ناهماهنگي و واکنش کلامي يا فيزيکي به دو صورت مخرب يا سازنده که از ناحيه زوجين صادر مي شود (يانگ و لانگ 2008). اختلاف نظر چالش انگيز بين زوجين هنگام تصميم گيري که رضايت يکي و عدم رضايت دومي را به همراه آورد.
1-6-2 تعاريف عملياتي
اضطراب
نمره اي است که از مقياس سنجش اضطراب کتل به دست آمده است.
افسردگي
نمره اي است که از مقياس سنجش افسردگي بک16 (2000) بدست آمده است. امتيازهاي اين پرسش نامه از صفر تا 63 مي باشد ونهايتاً براساس اين امتياز، وضعيت فرد از افسردگي به اين صورت است که تا 10 دامنه طبيعي ، 11تا 16 افسردگي خفيف ، 17تا30 افسردگي متوسط ، 31 تا40 افسردگي شديد و بالاتر از 40 افسردگي بسيار شديد طبقه بندي مي شود.
تعارضات زناشويي
نمره هايي که زوجين از پرسش نامه تعارضات زناشويي با 42 سوال در 7 بعد از تعارضات (کاهش همکاري، کاهش رابطه جنسي، افزايش واکنش هيجاني، افزايش جلب حمايت فرزندان، افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود، و کاهش رابطه خانوادگي با خويشاوندان همسر، جدا کردن امور مالي از همديگر) کسب کرده اند.
فصل دوم
پيشينه پژوهش
ي مي جويد و در اين حال معمولاً محدود کننده خود است . گاهي افسردگي از ما در برابر از دست دادن مقدار زيادي انرژي در دنبال کردن بيهوده هدف هاي دست نيافتني محافظت مي کند( کلر وسنه59 ، 2005 ، نسه 60 ، 2000به نقل از باچر61 ، 1388).
2-3-4-2 اختلال افسردگي اساسي62
ممکن است به تنهايي رخ داده يا بخشي از اختلال دو قطبي باشد. در صورتي که به تنهايي رخ دهد آن را افسردگي يک قطبي نيز مي گويند . علائم بايد به مدت حداقل دوهفته ادامه يافته و حاکي ازتغيير در عملکرد گذشته بيمار باشند . شيوع آن در مردان دو برابر زنان است . وقايع آشکار ساز حداقل در 25% موارد اتفاق مي افتد. علائم اختلال در طول شبانه روز تغيير مي کنند و در اوايل صبح وخيم تر هستند . کندي رواني – حرکتي يا بي قراري وجود دارد با نشانه هاي نباتي همراه است . هذيان ها وتوهمات همراه با خلق ممکن است مشاهده شوند . سن متوسط شروع اختلال 40 سالگي است ، ولي در هر سني مي تواند رخ دهد . عوامل ژنتيکي در آن نقش دارند( کاپلان وسادوک ، 2005).
2-3-4-3 اختلال افسرده خويي63 ( ديس تايمي )
شدت آن از اختلال افسردگي اساسي کمتر است . در زنان شايعتراز مردان است و سير مزمن تري دارد. شروع بي سر و صدايي دارد . اغلب در افرادي رخ مي دهد که سابقه فشار هاي رواني طولاني مدت يا فقدان هاي ناگهاني داشته اند( کاپلان وسادوک ، 2005).
اگر شدت افسردگي کمتر يا کاملاً عاجز کننده نباشد ، اختلال افسرده خويي ناميده مي شود اين اختلال با اصطلاح قديمي تر روان رنجوري افسردگي نيز شناخته مي شود( ساراسون و ساراسون، 2005).
2-3-4-4 اختلال خلق ادواري64
شدت اين اختلال کمتر بوده و با دوره هاي متناوبي از هيپوماني وافسردگي متوسط همراه است . اين اختلال مزمن وغير روان پريشانه است . علائم بايد حداقل به مدت دو سال ادامه پيدا کنند . شيوع آن در زنان ومردان مساوي است . شروع اختلال معمولاً بي سرو صدا بوده و در اواخر نوجواني و يا اوايل بزرگسالي رخ مي دهد. سوء مصرف مواد در مبتلايان به اين اختلال شايع است. اختلال افسردگي اساسي و اختلال دو قطبي در بستگان درجه اول به مبتلايان به اين بيماري شايعتر از جمعيت عمومي است( کاپلان وسادوک ، 2005).
2-3-4-5 اختلال دو قطبي65
اکثر کساني که دچار افسردگي مي شوند، دوره هاي شيدايي پيدا نمي کنند. اما از هر صد بيمار افسرده يک يا دو بيمار گرفتار هردو دوره ي افسردگي و شيدايي مي شوند و عنوان تشخيصي اختلال دوقطبي يا شيدا افسرده مي گيرند . در اين نوع اختلال ، شخص بين دوره هاي از افسردگي و سرخوشي شديد نوسان پيدا مي کند . در بعضي بيماران ، بين دو دوره ي شيدايي و افسردگي فقط يک دوره بهنجاري کوتاه ديده مي شود . رفتار کساني که در دوره ي شيدايي هستند به ظاهر خلاف رفتار افسرده ها به نظر مي رسد . شخص در دوره هاي شديد شيدايي پرتوان و پرانرژي و پر از شور وهيجان است و اعتماد به نفس فراوان دارد. پيوسته حرف مي زند، از کاري به کار ديگر مي پردازد و کمتر به خوابيدن نياز پيدا مي کند. رفتار کساني که در دوره هاي حاد شيدايي هستند يادآور اصطلاح تلاطم و خروش شيداي است. بسيار برانگيخته و بي قرار وپرجنب وجوش هستند. ساعت ها بي وقفه راه مي روند ، آواز مي خوانند، فرياد مي زنند يا مشت به ديوار مي کوبند. اگر اطرافيان بخواهند آرامشان کنند ، خشمگين مي شوند وممکن است]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.