ژانویه 16, 2021

پایان نامه رایگان درمورد منابع محدود، بهبود عملکرد، سلسله مراتب

1 min read
<![CDATA[]]>

انواع مسائل زمانبندي از محيط هاي توليد در دنياي واقعي شناخته شده است. با اين حال بيستر تحقيقات دانشگاهي بر روي مسائل کلاسيک تمرکز دارند. زمانبندي کارگاهي يکي از قديميترين مسائل زمانبندي است که بررسيهاي زيادي هم در دانشگاه و هم در صنعت بر روي آن انجام شده است. مدل زمانبندي کارگاهي پايهاي شامل مجموعه اي از کارها و ماشين آلات است، که هدف آن تعيين توالي بهينه يا نزديک به بهينه کار بر روي هر ماشين با توجه به برخي محدوديتهاي موجود است.
با توجه به محيط هاي کارگاهي، زمانبندي کارگاهي را مي توان به پنج دسته اصلي طبقه بندي کرد: تک ماشينه، ماشين هاي موازي، جريان کارگاهي، کارگاهي، و کارگاه باز(الله وردي و سروش2 2008، هال 1998). همه مسائل زمانبندي کارگاهي به کلاس NP تعلق دارند. زوبولاس3 و همکاران (2008).اين مسائل بسيار سخت تر ميشوند اگر بخواهبم عدم قطعيتهاي پويا را در آن در نظر بگيريم.
در ميان پنج نوع زمان بندي کارگاهي بالا، زمان بندي جريان کارگاهي انعطاف پذير به خوبي شناخته شده و به خوبي مورد مطالعه قرار گرفته است، و به اين دليل براي بررسي در اين مطالعه مشخص شده است.
2-2 زمانبندي و برنامه ريزي اتاق عمل
زمانبندي و برنامهريزي اتاق عمل، در اواخر سال 1977 توسعه يافت (calichiman ,2005) اما طي دهه اخير حجم مقالات به چاپ رسيده در اين زمينه، افزايش قابل توجهي داشته است. اولين مقاله مروري در خصوص زمانبندي عملهاي جراحي توسط ماجرلين و مارتين درسال 1978 ارائه شده است. در اين مقاله مقالات موجود براساس نوع تکنيک حل طبقه بندي شده اند. زمانبندي عملهاي جراحي را به دو زير مرحله، زمانبندي ورود و زمانبندي تخصيص تقسيم کرده بودند. در سال 1977 بليک و کارتر اين طبقه بندي را توسعه دادند و پروسه سومي تحت عنوان زمانبندي منابع خارجي به آن اضافه کردند که در اين پروسه رزرو و تعيين منابع مورد نياز قبل و بعد از هر عمل جراحي مشخص شده است. هر يک از اين مراحل در سه سطح استراتژيک، اجرايي و عملياتي مورد بررسي قرار گرفتند.
کاردون در سال 2009 طبقه بندي جامع تري در خصوص برنامه ريزي و زمانبندي اتاق عمل ارائه کردند و مقالا را از ديد متفاوتي مورد بررسي و تحليل قرار دادند. اين طبقه بندي بر اساس 7 معيار توصيفي زير انجام شده است:
نوع بيمار
نوع عملکرد
قطعيت و عدم قطعيت مسأله
نوع تکنيک جواب
نوع آناليز انجام شده
شرح تصميمات گرفته شده (تاريخ، زمان، اتاق و ظرفيت)
کاربردي بودن يا نبودن مسأله
در اين مقاله مروري، بيماران به دو دسته بيماران انتخابي( شامل بيماران سرپايي و بستري) و بيماران غير انتخابي (بيماران اورژانسي و ضروري) تقسيم شده اند. بيماران سرپايي، بيماراني هستند که بعد از عمل جراحي نياز به بستري شدن ندارند و مرخص ميشوند و اين در حالي است که بيماران بستري بعد از عمل جراحي به مراقبت بيشتري احتياج دارند و بايد يک يا چند روز در بيمارستان بستري بمانند. بيماران ضروري، بيماراني هستند که به درمان فوري نياز دارند وبايد بلافاصله بعد از ورود، عمل شوند. اما بيماران اورژانسي وضعيت بهتري نسبت به بيماران ضروري دارند و تا چند ساعت ميتوانند براي درمان، منتظر بمانند. ورود بيماران اورژانسي و ضروري تصادفي است و به همين دليل درنظر گرفتن اين بيماران در برنامهريزي وزمانبندي، حالت تصادفي و غير قطعي بودن را ايجاد ميکند و باعث پيچيدگي زياد مسأله ميشود.
براي زمانبندي اهداف متفاوتي در نظر گرفته مي شود که به نظر مديريت بيمارستان و برنامه ريزي اتاق عمل بستگي دارد. کاردون طبقه بندي اهداف را بر اساس معيارهاي کاهش زمان انتظار يا جراح، افزايش ميزان خروجي هر خدمت، دامنه عمليات، بالانس منابع، بهره وري اتاق عمل و منابع مرتبط و اهداف مالي انجام داده است.
يکي از مسائل بسيار مهمي که در ايجاد يک زمان بندي دقيق موثر است در نظر گرفتن شرايط عدم قطعيت مي باشد. در مقاله مروري ذکر شده به دو نوع عدم قطعيت اشاره شده است که اولي در زمان اجرا و دومي در ورود بيماران غير انتخابي مي باشد که در اين تحقيق فقط عدم قطعيت نوع اول در نظر گرفته خواهد شد.
براي حل اين گونه مسائل در حالت عدم قطعيت روش هاي مختلفي ارائه شده است که شبيه سازي يکي از روش هايي است که بيشتر به آن توجه شده است. مدل هاي برنامه ريزي رياضي و بهينه سازي نيز از ديگنامه ريزي آرماني براي تحليل اين دو مسأله ارائه شده است. اولين آرمان در مدل اول، اين است که مطمئن شويم هيچ بيماري بيشتر از 6 ماه در ليست انتظار باقي نميماند و آرمان دوم در مورد سطح فعاليتهاي فوق العاده است که نبايد از سطح خاصي تجاوز کند.
اگوليتا و ارل78 (2003) يک مدل برنامه ريزي هفتگي براي بيماران به صورت سلسله مراتبي ارائه دادند. اين تحقيق يک برنامه ريزي سه مرحله اي است که در هر مرحله يک مدل رياضي چند هدفه مورد بررسي قرار گرفته است. در مرحله اول بيمار از ليست انتظار انتخاب مي شود و در مرحله دوم يک گروه جراحي به آن تخصيص مي يابد و در مرحله سوم تاريخ عمل جراحي بيمار مشخص مي شود. براي حل مدل پيشنهاد شده از روش شاخ و کران استفاده شده است که از کارايي خوبي برخوردار است. گويينت و چابان79 (2003) يک مدل زمان بندي ارائه دادند تا با حداقل کردن هزينه جراحي و اتاق عمل، تعيين کند کدام عمل در کدام روز و در کدام اتاق عمل و در چه زماني انجام شود. اين مسئله به صورت زمان گسسته در نظر گرفته شده است. در اين مدل محدوديت هاي ظرفيت اتاق عمل، ظرفيت جراح و موعد مقرر جراحي هر بيمار در نظر گرفته شده است. همچنين فرض شده که اتاق هاي عمل چند منظوره نيستند. با توجه به اينکه بيمار از قبل معلوم است، محدوديت ديگري نيز به مدل اضافه شده که تضمين مي کند هر بيمار به روزي اختصاص يابد که جراحش ر آن روز حضور دارد. در اين مدل هيچ اتاق عملي هيچ اتاق عملي به هيچ جراح خاصي اختصاص نيافته و به نظر مي رسد براي ساخت زمان بندي، استراتژي باز مورد نظر پژوهشگران بوده است.
ويزرس80 و همکاران (2005) يک مدل برنامه ريزي يک ماهه براي بيماران ارائه کرده اند. در اين تحقيق بيماران انتخابي با توجه به ميزان منابعي که استفاده مي کنند دسته بندي شده اند و مدل تعيين مي کند که در هر روز چند بيمار از هر نوع خاص زمان بندي شود تا از منابع محدود در دسترس مرکز جراحي به طور بهينه استفاده شود. لاميري81 و همکاران (a 2008) براي تعيين تاريخ جراحي بيماران انتخابي و غير انتخابي به ارائه يک مدل برنامه ريزي رياضي هفتگي پرداختند. در اين برنامه ريزي که با هدف کمينه سازي هزينه جراحي هر بيمار و اضافه کاري اتاق هاي عمل مدلسازي شده است، ظرفيت مورد استفاده بيماران اورژانسي از اتاق عمل به عنوان يک متغير تصادفي در نظر گرفته شده است. از روش بهينه سازي مونت کارلو براي حل اين مسأله استفاده شده است. جبلي82 و همکاران (2006) زمان بندي عمل هاي جراحي را با فرض معين بودن تاريخ جراحي هر بيمار طي يک فرآيند دو مرحله اي ارائه کردند. در مرحله اول عمل هاي جراحي به اتاق هاي عمل تخصيص داده مي شود و در مرحله دوم به مرتب سازي عمل هاي جراحي در هر اتاق عمل پرداخته مي شود. دنتون 83 و همکاران (2007) به ارائه زمان بندي روزانه براي يک اتاق عمل پرداختند. اين زمان بندي با فرض غير قطعي بودن زمان انجام عمل هاي جراحي مدلسازي شده است. مدل تصادفي ارائه شده توسعه يافته مدل دنتون و گاپتا (2003) مي باشد با اين تفاوت که در مدل قبلي ترتيب دهي بيماران از قبل معلوم بوده است و هدف تعيين زمان شروع عمل بوده است. اما در اين مقاله براي نزديکي به واقعيت ترتيب دهي عمل هاي جراحي نيز انجام شده است. با توجه به پيچيگي بالاي مسئله مورد بررسي سه نوع روش ابتکاري براي حل ارائه شده است و نتايج آن با زمان بندي واقعي مقايسه شده است.
تن84 و همکاران (2007) يک مدل رياضي چند هدفه براي برنامه ريزي و زمان بندي بيماران انتخابي بر پايه استراتژي بلوکه ارائه کردند. با توجه به اين که اين پژوهش مبتني بر داده هاي واقعي مي باشد برنامه ريزي با توجه به شرايط حاکم بر مطالعه مورد مدلسازي شده است. اين پژوهش دو مرحله اي بوده که در مرحله اول تاريخ جراحي هر بيمار تعيين شده و در مرحله بعد اتاق عمل و زمان شروع هر يک از عمل هاي جراحي مشخص مي گردد.
لاميري و همکاران (b 2008) يک مدل برنامه ريزي رياضي براي زمانبندي اتاق عمل ارائه کردند که در اين مدل سه منبع اتاق عمل، حمل کننده هاي بيمار و تخت ريکاوري به عنوان گلوگاه هاي سيستم در نظر گرفته شده اند. هدف اين مدل کمينه کردن هزينه اتاق عمل مي باشد.
مارکوس و همکاران (2009) يک برنامهريزي چند روزه براي يک بيمارستان آموزشي با توجه به اطلاعات آن بيمارستان ارائه کردند. بيماران با توجه به آخرين زمان مجازشان براي عمل در چهار سطح اولويتي تقسيم شدند. در اين برنامه تصميمات به اين شرح است که هر عمل جراحي در کدام اتاق عمل، کدام روز و کدام دوره زماني انجام شود تا استفاده از اتاق هاي عمل به بيشترين مقدار خود برسد. مسأله مورد نظر به صورت برنامه ريزي رياضي عدد صحيح فرمول بندي شده است.
کاردون و همکاران (2009) يک زمان بندي روزانه چندهدفه را با توجه به پيشنهاد و نياز يک مرکز جراحي بيماران سرپايي در بلژيک ارائه کردند. در اين مقاله بيماران به روزهاي مختلف هفته تخصيص داده شده اند و فقط مرتب سازي آن بايد انجام شود. در اين مقاله از قبل معلوم است که کدام بيمار را کدام جراح عمل مي کند و استراتژي مورد استفاده چند دوره اي مي باشد اتاق عمل هر بيمار نيز در اين زمان بندي تعيين مي شود. زمان آغاز عمل جراحي هر بيمار به دو عامل حضور جراح در آن دوره زماني و زمان آماده شدن نتايج آزمايشات محدود مي باشد.
في و همکاران (2010) يک مدل برنامه ريزي هفتگي را براي تعيين تاريخ جراحي بيماران ارائه داده اند که در اين مقاله تابع هدف به صورت کمينه سازي زمان بيکاري اتاق عمل مي باشد. يک مدل زمان بندي روزانه براي ترتيب دهي آن ها با هدف کمينه کردن زمان بيکاري اتاق عمل و اتاق بازيابي پرداخته است. در اين تحقيق فرض شده است که جراح هر بيمار از قبل مشخص است و تمامي منابع مورد نياز جراحي در دسترس هستند.
ماکوس و همکاران (2011) از رويکرد برنامه ريزي عدد صحيح براي زمان بندي عملهاي از پيش تعيين شده استفاده کرده اند. هدف اين تحقيق اختصاص موثر منابع به جراحي ها مي باشد. براي اعتبار سنجي مدل پيشنهادي از اطلاعات واقعي يک بيمارستان استفاده کرده اند.
قزلباش و همکاران (2012) به زمان بندي اتاق عمل در يک بيمارستان آموزشي پرداختند. يک مدل برنامه ريزي عدد صحيح مختلط براي کمينه سازي دامنه عمليات و زمان بيکاري ارائه دادند. با استفاده از اين مدل به تخصيص منابع شامل اتاق هاي عمل، جراحان، و تيم هاي جراحي و همچنن به تعيين توالي جراحي ها پرداختند.
سارمي و همکاران (2013) مسأله زمان بندي اتاق عمل را به صورت چند مرحله اي در نظر گرفته اند مراحل درنظر گرفته شده به صورت : مرحله قبل عمل، عمل جراحي، و بازيابي مي باشد. براي اين مسأله يک]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.