ژانویه 22, 2021

گونه های مختلف استرس

1 min read
<![CDATA[]]>

گونه های مختلف استرس
استرس ها انواع مختلفی دارند که به انواع 1- مثبت، 2-منفی، 3- خنثی، 4- یو استرس دیسترس، 5- خفیف و شدید، 6- حاد یا مزمن، 7- بیرونی و درونی، 8- کوتاه مدت و بلند مدت، 9- سازمان یافته، 10 – اجتماعی، 11- جانشینی، 12-استرس عاطفی، 13- فیزیولوژیک و جسمانی و … طبقه بندی می شوند که در زیر به آنها اشاره می شود.
1- استرس مثبت یا سالم
هیجانات معمولی و احساسات لذت بخش می توانند موجب استرس و فشار گردند هر چند که نشاط بخش هستند. این نوع استرس سالم و مثبت بوده و حائز اهمیت است به شرط آنکه پس از آن شخص مجدداًً به حالت استراحت و تمدد اعصاب بازگردد. یعنی پس از پیچ خوردن یا به اصطلاح کوک شدن بدن به سطح نرمال کارکرد فیزیکی خود بازگشته و فشار را بیشتر از زمان لازم در خود نگه ندارد.
2- استرس منفی یا احساس پریشانی
ما معمولاً استرس را با کلماتی همچون اضطراب، ناکامی، فشار و تنش، فشار، درد، که در اتفاقهای  پر هیاهو به آن بر می خوریم مرتبط می دانیم. استرس منفی که از خشم یا ترس و خستگی روزمره نشأت می‌گیرد و منشأ این گونه هیجانات، وضعیتهای پرفشار، احساسات گره  خورده به هم، تنشهای عصبی و حوایج شخصی و دیگر رویارویی های ناخوشایند می باشد.
3- استرس خنثی
کلماتی مانند تغییر، مسأله، تعارض، بحران،سر و صدا ، پول و انتقاد، عدم توازن، ابهام، غیر منتظره بودن، و … کلمات، نگرشها و رفتارهایی است که در ابتدا احساسات منفی را بر می انگیزد اما باید آنها را خنثی بدانیم یعنی اگر این احساسات را به نحو مناسبی کنترل نماییم  و دیدگاه محیطی در مورد‌‌ آنها اتخاذ کنیم حتی می توانند تجارب مثبتی به شمار آیند. مثلاً تعارض ما را به یاد رویارویی های ناخوشایند با همکاران می اندازد.درحالی که این رویارویی ها می تواند باعث تغییرات مثبت، تخلیه­ی احساسات، نوآوری و خلاقیت هم بشوند. در این مورد تغییر می تواند مثال خوبی باشد زیرا در حد متوسط خود می تواند چاشنی زندگی باشد و در شکل افراطی خود موجب خشم، ناکامی و سردرگمی شود (lieber, 1999).
4- یواسترس
سلیه برای استرسهای خوشایند کلمه فشار روحی خوب (یودیسترس) را ابداع کرد. یو، یک پیشوند یونانی است که معنای خوب و مطلوب را می دهد. فشارهای روحی خوب «یواسترس» ما را وادار می سازند که در زندگی از خود، رشد و سازگاری نشان دهیم و راه حلهای بدیع بیابیم. کلمه­ی رنج(= دیسترس)به اثرات منفی استرس اشاره دارد که می تواند انرژی حیاتی ما را بیش  از حد مصرف کند و یا حتی آن را به نابودی بکشاند. در بهترین حالت، سطح استرس زندگی ما باید جهت ایجاد انگیزه برای بر آوردن نیازهایمان کافی باشد ولی در عین حال، فزونی آن، موجب اختلال در توانایی ما در رسیدن به حداکثر ظرفیت نگردد(هلیز، 1384).
5- استرس خفیف یا شدید
استرسهای خفیف عبارتند از 1- از دست دادن اتوبوس 2- گم کردن بلیط بخت آزمایی 3- تصادف حیوانی با ماشین شما
استرس های شدید یا مزمن
1- مرگ همسر یا کودک 2- طلاق (اشتاین متز، 1375).
6- استرس حاد یا مزمن
دی بیکه استرس حادرا به محور کورتیکوتروپ مربوط می داند. که راه های آوران به هیپوتالاموس بر حسب منشأ محرک مسیرهای گوناگونی پیدا می کند.
استرس مزمن عبارتند از شرایط استرس زای دائمی به مدت چند ساعت چند روز و یا چند هفته (سرما، کاهش فعالیت، محیط اضطراب زا و تراکم جمعیت) که نمایانگر انگیزش بیش از حد و مداوم محور کورنیکوتروپ می باشد.
7-  استرس درونی و بیرونی
استرس های درونی: به نظرمی رسد بیشتراسترس ها را خودمان ایجاد می کنیم.مثلاً سبک زندگی ضعیفی راانتخاب می کنیم، ویژگی های شخصیتی استرس آور داریم، بر خودمان سخت می گیریم، به دام ذهنی غیر مولد می افتیم، بسیاری از ما به خودمان تلقین می کنیم که در اغلب موارد با دیگران قابل مقایسه نیستیم و هرگز در زندگی و شغل خود پیشرفت نخواهیم کرد.
استرسهای بیرونی: منابع خارجی استرس همه جا هستند هر روزه انواع مختلف استرس را تجربه می کنیم. زمانی که کلید را پیدا نمی کنیم، ترافیک سنگین می شود یا ماشین لباسشویی خراب است. زمانی که با این قبیل استرسهای روزمره مواجه می شوید ماننداین است که آرام آرام مثل شمع ذوب می شوید.
8- استرسهای کوتاه مدت و بلند مدت
استرس کوتاه مدت: استرس کوتاه مدت اشکالی بروز نمی کند چون بدن ما بعدازآن استرس فرصتی برای استراحت پیدا می کند. مثل یک ورزش یا یک رابطه عاشقانه باشد. احساس هیجانی که دراین موقع ایجاد می شود استرس خوب است و از فعالیتهایی نشأت می گیرد که تحریک کننده اند و به اراده­ی انسان پایان می گیرند.
استرس بلند مدت: اگر استرس بلند مدت باشد و شما بر آن کنترلی نداشته باشید بدنتان فرصتی برای استراحت پیدا نمی کند و اثرات این استرس بد، خودش را نشان می دهد. قلب در نهایت یک لحظه است نه یک ماشین دائمی و دیری نمی پاید که با ضربان جا افتاده ویا تندی ضربان قلب مواجه می شوید و بعید نیست که روی قلبتان نیز درد بگیرد(کیس، 1380).
9- استرسهای سازمان یافته
بدین معنی که با مشکلاتی مواجه می شوید هنگامی که سعی دارید بر آنها غلبه کنید، تفکرتان ضایع شده و در درون قوانین نظمها و نوار قرمزی محبوس می شوید.
10- استرسهای اجتماعی
پایداری در زندگی افراد درست در لحظه ای که فرد زندگی خود را شروع می کند و جود دارند. فرد با خلق و خوی افراد دیگر، پرخاشگری و عصبانیت مواجه می شود. البته در این بین نباید وقایع بزرگ زندگی را فراموش کنیم، زمانی که شغل خودراازدست می دهید،ترفیع درجه دریافت نمی کنید، صاحب فرزندی می شوید، یا مرگ یکی از عزیزان خود را تجربه می کنید(تورگینگتون، 1383).
11-استرس جانشینی
بعضی اوقات ما احساس استرس می کنیم حتی اگرمستقیماً درگیرواقعه نباشیم مانند زمانی که می بینیم فردی  درد  می کشد یا به بیماری درمان ناپذیری دچار است امکان دارد با او همدردی کنیم و احساس آسیب پذیری به ما دست دهد.


12-استرس عاطفی
به شرایطی اطلاق می شود که در خانواده گفت و شنود هایی صورت بگیرد و یا یکی از بستگان یا عزیزان فوت شود (1993، Vallerand).
13-استرس فیزیولوژیک یا جسمانی
به شرایطی اطلاق می شود که غدد فوق کلیوی مقدار زیادی از هورمونهای استروئید را وارد خون سازند که طبق نظر هانس سلیه این هورمونها برای حفظ حیات و صیانت ذات موجودات زنده ازاهمیت بسیار زیادی برخوردارند و می توانیم میزان این ترشحات را عامل بسیار مهم و مؤثر در شدت استرس تلقی کنیم(بنسن، 1377).]]>

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.